سعدی شیعه

خانه » سعدی شیعه

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

سعدی شیعه

سعدی شیعه
عارف بزگوار جناب سعدی می فرماید:
غیر از علی (ع) كه لایق پیغمبری بود *** گر خواجه رسل نبُدی ختم انبیاء ؟
فردا كه هر كسی به شفیعی زنند دست *** دست منست و دامن معصوم مرتضی(ع)

این اشعار كه در نسخه های قدیمی دیوان اشعار جناب سعدی آمده است دلیل بسیار محكمی بر شیعه بودن ایشان است. و نباید به صرف دستكاری هایی در آثار آنان و ایضا بخاطر تقیه ایشان در بعضی اوقات ، آنان را سنی نامید.

و سعدی در جایی دیگر فرمود:
منم از جان شدم مولای حیدر *** امیرالمومنین آن شاه صفدر
( مولا در بیت بالا به معنای عبد است)
علی كو را خدا بی شك ولی خواند *** به امر حق ولی كردش پیمبر
گهی از قوتش دین گشته فربه *** گهی از ضربت او كفر لاغر
گهی درنده دل در سینه عَمرو *** گهی ریزنده خون از حلق عنتر
گهر بر دوش احمد بود پایش *** گهی بر تاركش از علم افسر
گهی زو قلعه اسلام، آباد *** گهی بركنده در از حصن خیبر
گهی شاه و گهی دستور و گه میر *** گهی قاضی، گهی مفتی گهی در
به حق پادشاه هر دو عالم *** خدای بی نیاز فرد اكبر
به حق آسمانها و ملائك *** كز آنجا هیچ جایی نیست برتر
به پنج اركان شرع و هفت اقلیم *** به نه چرخ و ده و دو برج دیگر
به كرسی و به عرش و لوح محفوظ *** به حق جبرئیل آن خوب منظر
به میكائیل و اسرافیل و صورش *** به عزرائیل و حول گور منكر
به تورات و زبور و صحف و انجیل *** به حق حرمت هر چار دفتر
به حق آیت الكرسی و یاسین *** به حق سوره طاها سراسر
به حق آدم و نوح ستوده *** به حق هر دو شیث دادگستر
به درد یحیی و درمان لقمان *** به ذی القرنین و لوط نیك منظر
به موسی و به كوه طور سینا *** به عیسی كو بُد از عصیان مطهّر
به رنج اهل بیت و آه زهرا(س) *** به خون ناحق شبیر و شبّر
( مراد از شبیر و شبر ، امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند)
به آن روزی كه وحی آمد نبی را *** كه از پالان اشتر ساخت منبر
( مراد روز غدیر خم است)
كه بعد از مصطفی در عالم كل *** نبُد فاضلتر و بهتر ز حیدر
پس از احمد امام حق علی دان *** كه بُد او نفس معصوم مطهّر
مسلم شد سلونی گفتن او *** كه علم مصطفی را بود او در
( تنها فردی كه چنین جراتی داشت تا به مردم بگوید: هرچه كه می خواهید از من بپرسید علی (ع) بود و دیگران چنین جرات و شهامت و دانایی را نداشتند چرا كه علی (ع) در و باب علم پیمبر (ص) بود.)
یقین اندر سخا و علم و عصمت *** ز پیغمبر نبود او هیچ كمتر
كه بُد اندر همه آفاق و عالم *** كه خور باز آمد از بهرش ز خاور
چه گویم وصف آن شاهی كه جبریل *** گهی مداح بودش گاه چاكر
اگر چه مدح گویانند بسیار *** به طبع دوستان، مدح نو خوشتر
از آن گفتم كه تا خلقان بدانند *** كه سعدی زین سعادت نیست بی بر
ایا سعدی تو نیكو اعتقادی *** ز دین و اعتقاد خویش بر خور
این اشعار در کتاب شریف مجالس المومنین جناب قاضی نورالله شهید آمده است.

برگرفته از نوار شرح گلستان سعدی شماره 1و2 استاد صمدی آملی حفظه الله

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا