ستارگان آسمان کربلا: (سعد و ابوالحتوف)

خانه » ستارگان آسمان کربلا: (سعد و ابوالحتوف)

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

ستارگان آسمان کربلا: (سعد و ابوالحتوف)

ستارگان آسمان کربلا: (سعد و ابوالحتوف)

سعد و ابوالحتوف از خوارج و از دشمنان حضرت علی (ع) بودند.هر دو ازمسلمانان کج فهم و ظاهربین بودند. هر دو از یاران معاویه بودند. آنها برای جنگ کردن با امام حسین (ع) به کربلا آمدند. اما ببینیم پایان کار آن دو چگونه تمام شد. روز عاشورا فرا رسید. جنگ بین حق و باطل شروع شد.

یاران امام حسین (ع) یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند تا اینکه امام حسین (ع) تنها شد. امام حسین (ع) در مقابل لشکر کفر ایستاد و فریاد زد: «آیا کسی هست مرا یاری کند!؟ آیا کسی هست که از حرم رسول خدا پاسداری کند؟»
سعد به دوستش گفت: «فهمیدی چه گفت؟؛ از ما یاری می طلبد ای دوست من! ما عمری اشتباه کردیم! بد فهمیدیم و اشتباه رفتیم! ما که می دانیم حق با حسین (ع) است، وقت آن نرسیده است که مرد و مردانه به یاری او بشتابیم؟ ای برادر، آماده هستی؟! این طرف سی هزار نفر اما دوزخ، آن طرف یک نفر اما بهشت. حاضری راه بهشت را انتخاب کنیم؟»

ابوالحتوف هم دلش شکسته بود. معلوم نبود در عمرش چه کار خوبی کرده بود که خداوند می خواست حالا مزدش را به او بدهد؛ گفت: «آری حاضرم.» هر دو به نزد امام حسین (ع) آمدند و گفتند: «آیا توبه ما قبول است؟!» امام فرمود: «آری» اجازه گرفتند و به میدان رفتند و مردانه جنگیدند تا به شهادت رسیدند.

این دو شهید به ما آموختند که:


1- هیچ وقت برای خوب شدن دیر نیست.

2- سخنی که از دل برآید بردل می نشیند.

3- نگاه به جمعیت نکنید ببینید راه درست کدام طرف است.

4- موعظه اثر دارد؛ یک جمله در آخرین لحظه، موجب نجات دو نفر شد!

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا