جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
زهرا(س) سوار بر ناقه ای در پهنای رستاخیز
زهرا(س) سوار بر ناقه ای در پهنای رستاخیز
رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) می فرمایند :
به خدایی که جانم در دست اوست سوگند ، زهرا بانویی است که از پهنای رستاخیز ، سوار بر ناقه ای می گذرد .
ناقه ای که سرش را از خشیت خدا آفریده اند و چشمانش را از نور حق تعالی . جبرئیل از سمت راست فاطمه و میکائیل از سمت چپ و علی در پیش و حسن و حسین در ورای وی می روند . خدای تعالی او را پناه می دهد و از بلا حفظش می کند . در حالی که اینان همه نرم و آهسته بر پهنه رستاخیز می خرامند ، بانگی از جانب خداوند برمی خیزد :
« ای گروه آفریدگان ، چشمانتان را فرو ببندید و سرهایتان را فرو افکنید که این فاطمه ، دختر پیامبرتان محمد و همسر علی و مادر حسن و حسین است که می گذرد . »
در این هنگام فاطمه با دو جامه سفید بر تن ، از صراط میگذرد . وقتی بر بهشت قدم میگذارد ، کرامت هایی را می نگرد که خداوند برایش فراهم آورده است ، زبان سپاس می گشاید و می فرماید :
« بسم الله الرحمن الرحیم . سپاس خدایی را که اندوه را از ما زدود . راستی که پروردگار ما ، همواره می آمرزد و پاداش می بخشد . پروردگاری که به وجود خود ، ما را در سرایی جاودان جا داده است . سرایی که هیچ رنجی در آن به ما نرسد . »
در این حال خداوند به فاطمه وحی می کند :
« فاطمه ، از من بخواه تا بر تو ببخشم و آرزو کن تا به برآوردنش ، خرسندت سازم . »
فاطمه می گوید :
« پروردگار من . تو آرزوی منی و از آن هم فزون تری . از تو می خواهم که دوستاران و عترت مرا به آتش نسوزانی . »
خدای تعالی به او وحی می فرستد :
« به عزت و جلال و بلند مرتبگی خود سوگند که دو هزار سال پیش از آنکه آسمان ها و زمین را بیافرینم ، بر خویشتن پیمان بسته بودم تا دوستار تو و عترت تو را در آتش عذاب نکنم . »
بحارالانوار / ج ۲۷ / ص ۱۳۹
[ad_2]




