جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
زلال که باشی آسمان در تو پیداست
پرسیدم….. ،چطور ، بهتر زندگی کنم ؟با کمی مکث جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،وبدون ترس برای آینده آماده شو .ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز .شک هایت را باور نکن ،وهیچگاه به باورهایت شک نکن .زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانیچطور زندگی کنی .پرسیدم ،آخر . . .و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :مهم این نیست که قشنگ باشی … ،قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .کوچک باش و عاشق … که عشق ، خود میداندآئین بزرگ کردنت را ..بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو کسی .موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن …داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کردوادامه داد …
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدارمیشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیراینصورت طعمه شیر خواهد شد ،شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد، که میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو … ،مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی وبرای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروعبه دویدن کنی ..به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولیمیخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به … ،که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی بهمن اضافه کرد :زلال باش …. ، زلال باش …. ،فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،زلال که باشی ، آسمان در تو پیداست
دو چیز را همیشه فراموش کن:خوبی که به کسی می کنیبدی که کسی به تو می کندهمیشه به یاد داشته باش:در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه داردر سفره ای نشستی شکمت را نگه داردر خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه داردر نماز ایستادی دلت را نگه داردنیا دو روز است:یک با تو و یک روز علیه توروزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توستمایوس نشو. چرا که هر دو پایان پذیرند.به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش نگاه نداردبه دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن نداردبه دلت بیاموز که هر عشقی ارزش پرورش ندارددو چیز را از هم جدا کن:عشق و هوسچون اولی مقدس است و دومی شیطانی، اولی تو را بهپاکی می برد و دومی به پلیدی.در دنیا فقط 3 نفر هستند که بدون هیچ چشمداشت ومنتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را بر طرفمیکنند، پدر و مادرت و نفر سومی که خودت پیدایشمیکنی، مواظب باش که از دستش ندهی و بدان که توهم برای او نفر سوم خواهی بود.چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنهااستفاده میکنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب،زندگی گیر یا زندگی بخش؟بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی،هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش کهکوچکیش جبران شود.هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوستداشتن یکی ندان، همه اینها اجزاء کوچکتر عشق هستندنه خود عشق.همیشه با خدا درد دل کن نه با خلق خدا و فقط به او توکلکن، آنگاه می بینی که چگونه قبل از اینکه خودت دستبه کار شوی ، کارها به خوبی پیش می روند.از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت استو اگر نشود حکمت است.از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منتاست اگر نشود ذلت است.پس هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باشکه برای او غیر ممکن وجود ندارد و تمام غیر ممکن هافقط برای شماست.سعی کن به خاطر کس ی که دوستش دار ی، غرورت رو از دست بد ی.ولی مواظب باش که بخاطر غرورتکسی رو که دوستش داری رو از دست ندی.
[ad_2]





