زبانزدهاي مازندراني

خانه » زبانزدهاي مازندراني

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

زبانزدهاي مازندراني


اغوز دار سر اسّا صد نفر وره کتپل زندنه

معني: گردويي که بالاي درخت مي باشد صد ها نفر براي چيدنش چوب پرت مي کنند

موارد استعمال: پشت سر دختر جهت خواستگاري او حرف هاي بسياري مي زنند.

اتا دست جا چند تا مگر هندوانه گيرنّه

معني: با يک دست مگر مي توان چند هندوانه برداشت.

موارد استعمال: يک نفر مگر مي تواند چند مسئوليت را قبول کند يا مسئوليت چند کار را در يک زمان قبول کردن.


اتّا گوش دره هسه اتا گوش دروازه

معني: يک گوشش مانند در ، گوش ديگرش مانند دروازه

موارد استعمال: حرف نشنوي کردن

اميد داشتن به از خوردن

معني: اميدوار بودن بهتر از خوردن است.

موارد استعمال: اميد را از دست ندادن

انگور انگور جا لکه يادگيرنه، همسايه، همسايه جا فن

معني: انگور پوسيده باعث پوسيدگي انگور کناري خودش مي شود و همسايه نيز از همسايه ديگر هنر مي آموزد.

موارد استعمال: چشم هم چشمي کردن .


اين اسبه مرغنه سيو کرک شنه

معني: اين تخم مرغ سفيد از آن مرغ سياه است.

موارد استعمال: قدر پدر و يا مادر را در موقع بدست آوردن تمام، دانستن.

اين چش ره شي مار دارنه بمواِن خيال دارنه

معني: اين چشمي که مادر شوهر دارد قصد آمدن دارد.

موارد استعمال: حالا حالا ها دست بردار نيست، در قصدش مصمم است.


آسيه گو دوش نيه گنه زمين تپه چاله دارنه

معني:آسيه دوشيدن گاو را بلد نيست مي گويد زمين تپه و چاله دارد.

موارد استعمال: عرضه انجام دادن کاري را ندارد بهانه گيري مي کند.


گردآوري و تنظيم عسگر صادقي زرنديني

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا