دگراندیشی تحت لوای اسلام

خانه » دگراندیشی تحت لوای اسلام

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

دگراندیشی تحت لوای اسلام

از قرن‎ها پیش و پیش از جنگهای صلیبی در غرب، تلاش می‎شد كه چهره پیامبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را مخدوش نشان داده و آن حضرت را جنگ طلب و به دور از صلح و مخالف علم و تمدن معرفی كنند؛ اقدامی كه تاكنون نیز توسط اقلیتی در غرب ادامه دارد چنانكه آنها به رغم آنچه راجع به تساهل و تسامح و احترام به افكار و مقدسات دیگران مطرح می‎كنند و حتی جامعه خود را سكولار معرفی می‎نمایند، هنوز پیش زمینه‎های فرهنگی آنان از بین نرفته و با اینكه بین پیامبران هیچ اختلافی نیست و خداوند همه‌آنها را برای هدف واجد اصلاح و هدایت انسان‎ها فرستاده، آنان به تلاش در فرق گذاشتن بین پیامبران و رهبران دینی ادامه داده؛ یكی را پیام‎آور صلح و دوستی و متمدن و دیگری را به گونه‎ای دیگر معرفی می‎كنند. حقیقت تلخی كه هر وجدان آگاه و هر انسان متعهدی را آزار می‎دهد و با گذشت قرن‎ها، هنوز كینه صلیبی از اذهان، پاك نشده و هنوز به جای تقویت روح دوستی، برادری و برابری و اخلاق كه پایه مشترك همه ادیان الهی است، بر كوس نفاق و اختلاف و تفرقه انداختن حتی بین پیامبران می‎كوبند و هر روز با سر گرفتن فتنه‎ای علیه خاتم پیامبران، این پیامبر مظلوم و محبوب را مورد اهانت قرار داده و به تبع آن حملات گسترده‎ای بر دین عزیز اسلام و حاكمان آن وارد می‎آورند.
با این مقدمه و با اشاره به مطالب مندرج در مقاله‎ای تحت عنوان «دگراندیشی و خلفای راشدین» كه در یكی از سایتهای اینترنتی[1] به ثبت رسیده مطالبی چند یادآور می‎شوم
1. نویسنده در بخشهایی از این مقاله پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را دشمن نشر علم و فلسفه ملل متمدن در بین مسلمانان معرفی كرده و گفته «محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ دشمن شماره یك نشر علم و فلسفه ملل متمدن در بین مسلمانان بود. زمانی كه یكی از دانایان عرب بنام سعید الخدری از محمد كسب اجازه كرد كه دانش‎های علمی عصر خود را تدوین كند محمد او را از این كار بازداشت. نویسنده در ادامه آورده است كه «مردی نزد او رفت و گفت كتابی نوشته‎ام و می‎خواهم بر تو عرضه كنم، چون به او نشان داد از وی گرفت و در آب شست.»[2]

اسلام دین علم‎پرور

در پاسخ به این مورد باید گفت:
اولاً: مطالب فوق كه نویسنده به آن استناد كرده است در كتاب كشف الظنون آمده است با مراجعه به آن كتاب مشخص می‎شود كه نویسنده هم عبارات آن كتاب را تحریف نموده است و هم معنای علم را به ذوق خود به فلسفه ملل متمدن تفسیر كرده است چرا كه مقصود از علم كه حضرت از تدوین آن جلوگیری كرد علم شرایع و احكام سابقه یعنی تورات و انجیل بود به دلیل تحریفاتی كه در آن دو كتاب صورت گرفته بود. و كسی كه كتاب آن مرد را گرفت و در آب شست عبدالله بن عباس بود نه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ . برای رفع هرگونه شبهه عین عبارات كشف الظنون را یادآوری می‎كنم:
«از ابی سعید خدری روایت شده كه او از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در كتاب علم شرایع و احكام اذن گرفت، حضرت اجازه نداد» و نیز روایت شده از ابن عباس كه حضرت از كتابت (احكام و شرایع سابقه) نهی كردند و فرمود: «كسانی كه قبل از شما اقدام به كتابت كردند گمراه شدند ـ در ادامه آمده است: «مردی آمد نزد عبدالله بن عباس و گفت من كتابی نوشته‎ام می‎خواهم آن را بر تو عرضه كنم، وقتی عرضه كرد بر عبدالله، او آن كتاب را گرفت و در آب شست. او گفت چرا این كار را كردی؟ جواب داد: چون آنها وقتی بنویسند بر آن نوشته‎ها اعتماد می‎كنند و حفظ را رها می‎كنند و بر آن نوشته‎ها مشكلاتی از قبیل حذف و اضافه و تغییر عارض می‎گردد و علم آنان از بین می‎رود به خلاف حفظ كه از بین رفتنی و قابل تغییر نیست.»[3] كه این هم استدلال عبدالله بن عباس بود نه پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ .
ثانیاً: در زمینه كسب علم و دانش احادیث زیادی از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده كه نشان از اهمیت علم و نشر آن دارد از جمله فرموده‎اند: كسی كه به طلب علم و دانش (از منزل) بیرون رود به این منظور كه باطلی را به حق و ضلالتی را به هدایت برگرداند: ارزش كار او مانند كسی است كه 40 سال عبادت خدا را كرده باشد.»[4]
آموزه‎های دینی مسلمانان پر است از امر به تحصیل علم و فراگیری دانش‎های گوناگون. اسلام نسبت به نشر علم فراخوان عمومی دارد چرا كه دین علم دوستی و فرهنگ پروری است آیات زیادی نیز این حقیقت را اثبات می‎كند كه خدای تبارك و تعالی علم را سبب اصلی خلقت عالم قرار داده است. دعوت به قرائت، اولین آیه نزول یافته بر پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و قرائت وسیله علم آموزی و علم اندوزی است، از سوی دیگر دعوت به قرائت بسته به نگارش و كتابت است و از ابزار نگارش قلم و قلم ابزار علم و وسیله‌ تعبیر افكار،‌احساسات و اندیشه‎هاست. و بدین سان قلم نیز از شأنی عظیم برخوردار بوده از عظمت و جلالت آن همین بس كه خداوند سبحان در دومین سوره‎ای كه بر پیامبر اسلام نازل فرموده نسبت به آن قسم یاد می‎كند «و سوگند به قلم و آنچه می‎نویسند.»[5]
2. نویسنده در بخش دیگری از نوشته خود تدوین قرآن را دلیل بر جباریت اسلام گرفته و گفته است: «از اقدامات مهم عثمان در تحكیم و جباریت و تمام گرایی اسلامی تدوین قرآن است، این اقدام را باید مقدمه شعار معروف جمهوری اسلامی ایران در بیش از هزار و چهارصد سال بعد به حساب آورد.»

قرآن نسخه جادویی

این مورد از چند منظر قابل نقد و بررسی است
الف) «برخلاف آنچه در میان گروهی مشهور است كه قرآن در عصر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابوبكر یا عمر یا عثمان جمع‎آوری شد قرآن در زمان خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به همین صورت امروز جمع‎آوری شده بود، مدارك متعددی در دست است كه این واقعیت را تأیید می‎كند از جمله:
خوارزمی دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب مناقب از علی بن ریاح نقل می‎كند كه علی بن ابیطالب و ابی بن كعب، قرآن را در زمان رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ جمع آوری كردند.»[6] حاكم هم در مستدرك این مطلب را آورده و دانشمندان دیگری هم نقل كرده‎اند كه به دلیل اختصار از ذكر آنها چشم پوشی می‎كنم، علاوه بر همه این ادله خود نویسنده اعتراف دارد كه قرآن در زمان خود رسول الله تدوین گردیده چرا كه می‎گوید «این اقدام را باید مقدمه شعار معروف جمهوری اسلامی ایران در بیش از هزار و چهار صد سال بعد به حساب آورد.»كه بیش از هزار و چهار صد سال از زمان پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ صحیح است نه از زمان عثمان.
ب) «در مورد عثمان قرائنی در دست است كه نشان می‎دهد عثمان برای جلوگیری از اختلاف قرائت‎ها اقدام به نوشتن قرآن واحدی با قرائت و نقطه‎گذاری نمود یعنی كار یكسان سازی قرآن‎ها را انجام داد نه تدوین قرآن را.»[7]
ج) اگر مقصود نویسنده از جباریت و تمام‎گرایی اسلامی این است كه اسلام در سراسر گیتی منتشر می‎شود و همه بشریت از برنامه‎های تربیتی آن الهام می‎گیرند و پله‎های ترقی را برای قرب به خدا طی می‎كنند سخن بسیار متینی است اما اگر نظری غیر از این داشته باشد و جبار را به زورگویی تفسیر كند باید گفت هر تدوینی كه زورگویی و تحكم نیست چرا كه بسیاری از داشمندان برای مصون ماندن دانسته‎های خود آن را با كتابت به زنجیر می‎كشند تا به فراموشی سپرده نشود چه رسد به یك مكتب و دین كامل كه هدف بس والایی دارد آن هم نشان دادن راه سعادت و كمال به نسل بشر است.
د) از افتخارات جمهوری ایران است كه شعار خود و قانون اساسی خود را بر محوریت قرآن كریم قرار داده است و در صدد تشكیل حكومت عدل نبوی و علوی بر پایه كلام وحی و عقل سلیم است.
3. نكته دیگری كه در كلام نویسنده به چشم می‎خورد بحث جنگ جمل و برخورد امیرالمؤمنین با عایشه است او می‎نویسد: «علی ـ علیه السّلام ـ پس از پیروزی در جنگ با توجه به زمینه مردسالارانه خود و جامعه خویش نمی‎توانست بپذیرد كه یك زن با او به نبرد بپردازد، از این رو بود كه علی فرماندهی عایشه را در جنگ جمل ضمن تحقیر همه‌ زنان به ریشخند گرفت!»
شایسته‎سالاری، سیره علمی، ‌عملی امام علی ـ علیه السّلام ـ
در پاسخ به این مورد می‎توان گفت:
اولاً: برای پی بردن به وجهه نظر امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ درباره زنان علاوه بر احادیث در روایاتی كه از ایشان در این باره صادر شده، می‎توانیم از سیره عملی و روش عینی آن جناب نیز بهره جوییم كه امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ بعد از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بیشترین احترام را به فاطمه (س) كه زن بود قائل می‎شد، رفتار آن حضرت با سایر زنان، غیر فاطمه (س) نیز می‎تواند مورد بررسی قرار گیرد،‌درباره قضاوتهای شگفت‎انگیز حضرت آمده كه از زنان مظلوم و بی‎گناه دفاع می‎كرده و از آنان رفع اتهام می‎نموده است.
ثانیاً: اگر چه مخاطب ائمه ـ علیهم السّلام ـ همه مردم بودند، ولی اینگونه نیست كه عموم مردم بتوانند همه احادیث آن بزرگواران را به درستی بفهمند، بلكه در احادیث معصومان، مانند آیات قرآن، عام و خاص، مطلق و مقید و مجمل و مبین وجود دارد.
ثالثاً: بیاناتی كه از امیر مؤمنان در نهج البلاغه در مذمت زنان صادر شده اشاره به موارد خاصی دارد مثلاً آنگاه كه سپاهی را برای جنگ می‎فرستاد به آنان توصیه می‎كرد از زنان دوری كنند كه از قرائن حالیه معلوم است، منظور مشورت نكردن با زنان در امور جنگی است كه زنان برای جنگ آفریده نشده‎اند.
رابعاً: اینكه در جنگ جمل فرماندهی سپاه مقابل را زن بر عهده داشته دلیل نمی‎شود كه فرمانده این طرف نبرد مردسالار باشد اگر اینگونه باشد باید گفت در جنگ صفین كه امام علی ـ علیه السّلام ـ علیه معاویه شمشیر می‎زند و در مقابلش فرماندهی بر عهده مرد است پس او زن سالار است حال آنكه هیچ عقل سلیمی این گونه حكم نمی‎كند. جنگ جمل مانند سایر جنگهای امیر مؤمنان علیه زورگویان و گردنكشان هیچ ارتباطی به زمینه مردسالارانه یا زن سالارانه ندارد چرا كه در اسلام انسان سالاری حرف اول را می‎زند و حقوق بر اساس انسان بودن تقسیم می‎گردد.
4. آخرین نكته‎ای كه در مقاله نویسنده آمده است این است كه علی ـ علیه السّلام ـ پس از رسیدن به خلافت قاتلین عثمان را مجازات نكرد و به آنان فرصت فرار داد.

تدبیر در حكومت علوی

برای پاسخگویی به این مورد هیچ كس غیر از خود امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ كه امیر بیان است شایستگی ندارد چرا كه آن زمان هم این پرسش مطرح بوده و اطرافیان حضرت همین سؤال را مطرح كردند و حضرت سؤال آنها را پاسخ فرمود: «پس از بیعت مردم با امام ـ علیه السّلام ـ در سال 35 هجری گروهی از صحابه گفتند: ای كاش شورشیان بر ضد عثمان را كیفر می‎دادی حضرت پاسخ داد: «ای برادران! از آنچه شما می‎دانید بی‎اطلاع نیستم، اما قدرت اجرای آن را چگونه به دست آورم؟ آنان با ساز و برگ و نیرو به راه افتاده‎اند، بر ما تسلط دارند و ما بر آنها قدرتی نداریم! هم اكنون بردگان شما با آنها می‎جوشند… كاری كه پیش آمده از جاهلیت است، شورشیان یار و یاور دارند، اگر برای كیفر دادنشان حركتی آغاز شود، مردم به چند دسته تقسیم می‎شوند، گروهی خواسته شما را دارند، و عدّه‎ای بر خلاف شما فكر می‎كنند، و گروهی نه این را می‎پسندند و نه آن را. پس صبر كنید تا مردم آرام شوند، و دلهای مضطرب در جای خود قرار گیرد، و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود، اكنون مرا آسوده گذارید و منتظر فرمان من باشید.»[8]
آری امیر مؤمنان صلاح اسلام و مسلمین را بر همه چیز مقدم می‎دانستند و به فنون حكومت داری كاملاً آشنا بودند و در میدان شجاعت و مردانگی حرف اول را می‎زدند بنابراین عدم مجازات قاتلین عثمان روی تدبیر حكیمانه حضرت بوده است.

نتیجه :

1. سفارش اسلام به فراگیری و نشر علم در قرآن و احادیث كاملاً محسوس است و این مسئله به قدری مشهور است كه تمدنهای دیگر از تمدن اسلامی الهام گرفته و اسلام الگویی شده برای سایر ادیان كه با تحریف مسائل مربوط به آن نمی‎توان اسلام متمدن را تحجرگرا معرفی كرد.
2. از جمله علل پیشرفت اسلام تدوین قرآن بود كه در زمان رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ صورت گرفت و به صورتی كه الآن در دست است تنظیم شد و با این اقدام برنامه‌كاملی از تربیت و تزكیه در اختیار همگان قرار گرفت.
3. احترام و توجه امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ به زنان اگر بیشتر از مردان نباشد كمتر نیست كه از سیره عملی حضرت كاملاً آشكار است. امیر مؤمنان حاكم اسلامی است كه آن اسلام انسان را محور همه چیز قرار می‎دهد نه زن یا مرد را.
4. به گفته امیر مؤمنان مجازات قاتلین عثمان در بدو خلافت ممكن نبود به دلیل در نظر گرفتن مصلحت مسلمانان.

پي نوشتها:

[1] . سایت افشا.
[2] . حاج خلیفه، كشف الظنون، ج 1، ص 33.
[3] . همان، ج 1، ص 34.
[4] . علاء الدین علی المتقی (الهندی)،‌كنز العمال، مؤسسه الرساله بیروت چاپ پنجم، 1405 ق، ج 10، ص 141.
[5] . سوره قلم،‌ آیه 1.
[6] . مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، انتشارات دارالكتب الاسلامیه، چاپ 22، ج 1، ص 8 و 9.
[7] . همان، ص 10.
[8] . محمد دشتی، انتشارات ائمه چاپ بعثت، چاپ دوم، 1379 ش، خطبه 168، ص 321.
عباس حسين زاده

andisheqom.com

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا