جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
دلایل امامت امام حسن (ع)
[align=center]
[/align]
[size=medium] اول- [/size]از نظر عقل وجوب امام در هر زمانى ثابت شده و نيز لازم است كه امام بايد معصوم باشد و از طرف خداوند و رسول بايد نسبت بوى تصريح شده باشد،و ما از روى ادله و براهين دانستهايم كه حق از امت حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله خارج نميشود.
هنگامى كه اين موضوع ثابت شد ما در اقوال امت اسلامى پس از شهادت حضرت علي عليه السّلام تفحص ميكنيم و اقوال آنها را كاملا مطالعه مينمائيم
گروهى ميگويند پس از علي عليه السّلام احتياج بامام در بين نيست، گروهى عقيده دارند كه امام وجود دارد و ليكن معصوم نيست،
ما اين دو نظر را باطل كرديم و ثابت نموديم كه امام در هر زمانى لازم است و بايد معصوم باشد، و عدهاى هم بامامت حسن بن علي عليه السّلام معتقد شده
و او را معصوم هم ميدانند و اين مطابق حق و واقع است و اگر چنانچه غير از اين اقوال مطلبى ديگر گفته شود از اقوال امت خارج است.
[size=medium] دوم-[/size] علماى شيعه بطور متواتر خلفا عن سلف نقل ميكنند كه على عليه السّلام
به امامت فرزندش حسن تصريح فرموده و او را بعنوان خليفه بشيعيان خود معرفى كرده است كسانى كه منكر اين گونه نصوص و روايات باشند
مثل اشخاصي هستند كه معجزات و كرامات حضرت رسول را رد ميكنند و كسانى كه در اين موضوع طالب تحقيق باشند بكتب كلاميه مراجعه كنند.
[size=medium] سوم- [/size]در بين مردم مشهور است كه على عليه السّلام از ميان فرزندان خود حسن را بوصايت و خلافت برگزيده،
و وصيت از طرف امام موجب استحقاق مقام امامت از براى موصى اليه است، و سنت پيغمبران و پيشوايان بر همين جارى و سارى است
و بخصوص در ميان آل محمد وصيت براى شخص معينى دليل امامت و وجوب اطاعت او مىباشد و اجتماع آل محمد عليهم السّلام در اين باره حجت است.
اخبار وارده در اين باب بسيار است و ما اكنون چند روايت را از طريق مرحوم كلينى كه از بزرگان روات شيعه است ذكر مىكنيم
1- سليم بن قيس هلالى گويد: هنگامى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بفرزندش وصيت مىكرد من در مجلس حاضر بودم،
على عليه السّلام در اين وصيت فرزندش حسين و محمد و بقيه را گواه بر وصيت گرفتند و پس از اين وصيت خود را كه بصورت كتابى بود بفرزندش امام مجتبى دادند
و فرمودند حضرت رسول بمن امر كرده است اين نامه را بشما بدهم همان طور كه خود آن جناب اين كتاب را با سلاح خود بمن دادند.
پيغمبر بمن امر فرموده كه بشما امر كنم در هنگام رحلت خودت اينها را ببرادرت حسين تسليم كنى و بحسين هم امر كرده است او را بفرزندش على بن الحسين بدهد،
امير المؤمنين در اين هنگام دست على بن الحسين را گرفتند و فرمودند شما هم مأمور هستى اينها را بفرزندت محمد برسانى
و او را از طرف پيغمبر سلام برسانى و سلام مرا هم بوى برسان.
2- ابو الجارود گويد: حضرت باقر عليه السّلام فرمودند: امير المؤمنين سلام اللَّه عليه در هنگام وفات بفرزندش حسن عليه السّلام گفتند:
نزديك من بيا تا او امر حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و امانتهاى او را در اختيار شما بگذارم.
3- شهر بن حوشب گويد هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام بطرف كوفه حركت كردند كتابهاى خود را در نزد ام سلمه وديعه نهاده
و وصيتهايش را در نزد او گذاشتند پس از مراجعت امام حسن عليه السّلام بمدينه، ام سلمه آن امانات را به آن جناب برگردانيد
[align=center]
[/align]
[ad_2]


[/align]



