جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
دفاع از انقلاب در مقر حكومت شيطان بزرگ
مناظرات دكتر مرندي در شبكه هاي خارجي
دفاع از انقلاب در مقر حكومت شيطان بزرگ
دكتر سيدمحمد مرندي در ايام پرالتهاب فتنه سال گذشته، در رسانه هاي مختلف خارجي حضور يافت تا از موجوديت و حقانيت جمهوري اسلامي دفاع كند. او كه عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و فرزند دكتر علي رضا مرندي، از وزراي دولت سازندگي و نماينده كنوني مجلس شوراي اسلامي است، در اين رابطه مي گويد: «احساس كردم كه در آن مقطع و با توجه به هجمه هاي بي سابقه عليه نظام جمهوري اسلامي، بايد از اصل و موجوديت نظام دفاع كنم و به همين دليل در مناظرات خارجي شركت كردم.» بحث هاي او، هم در ايران و هم در خارج از كشور بازتاب گسترده اي داشت. او، اين ايام را يكي از تلخ ترين دوران زندگي اش مي داند و گله مي كند از دوستاني كه سكوت و حتي اعتراض را به حمايت از او ترجيح دادند و دشمنان مدعي جامعه باز و دموكراسي كه تنها به جرم ابراز عقيده، او را تهديد به مرگ كردند.
پيش از انتخابات سال گذشته، براي سخنراني در دو اتاق فكر مهم آمريكا دعوت شده بودم و به همين خاطر به آن كشور سفر كردم؛ يكي «New Century Foundation»و يكي «New America Foundation»
بحث در new century foundation راجع به آينده ايران بود و جز بنده، يك نماينده شيعه از مجلس بحرين و يك لبناني اهل سنت طرفدار ايران نيز حضور داشتند. پس از پايان جلسه، دست اندركاران آمريكايي اذعان داشتند كه سابقه نداشته در اين اتاق فكر برنامه اي راجع به ايران برگزار شود و برآيند آن در مورد ايران مثبت باشد. در حالي كه هميشه نگاه منفي به ايران بود، اين نخستين بار بود كه مسئله ايران به شكل ديگري مطرح شده بود.
در new america foundation نيز برنامه مشابهي بود. مدعوين جلسه علاوه بر بنده، يك كارشناس آمريكايي بود كه در دولت بوش كار مي كرد. جالب اين كه اين آمريكايي خيلي به نفع ايران صحبت كرد. ميهمان ديگر جلسه يك عرب اهل سنت بود كه در الجزيره كار مي كرد. او نيز نظر مثبتي راجع به ايران داشت. در اين برنامه همه دست اندركاران اذعان داشتند كه فضاي ايجادشده به نفع جمهوري اسلامي سابقه ندارد. خود آمريكايي هاي حاضر در جلسه معتقد بودند كه اين نگاه مثبت نشان مي دهد كه بخش هايي از حاكميت آمريكا به اين نتيجه رسيده كه بايد با ايران كنار بيايند، زيرا جمهوري اسلامي ايران مستحكم و مقتدر است.
نمي خواهم بگويم كه دولت آمريكا پيش از انتخابات قصد داشته كه چرخش قابل توجهي نسبت به ايران داشته باشد، ولي اين واقعيت است كه بخشي از حاكميت آمريكا به اين نتيجه رسيده كه حكومت شان بايد نگاه خود را به ايران عوض كند.
اما با حوادث فتنه گون پس از انتخابات، متأسفانه فضاي آمريكا به تدريج عوض شد. در حالي كه خود آمريكايي ها بر اساس نظرسنجي يكي از مراكز مهم شان درباره نتيجه انتخابات ايران، خبر از پيروزي آقاي احمدي نژاد مي دادند، با آغاز اغتشاشات در تهران، اين تغيير نگاه به ايران تنها پس از چند روز از بين رفت. آمريكايي ها احساس كردند الآن بهترين زمان است كه به ايران فشار بياورند. يعني تا ديروز بحث آمريكا يي ها اين بود كه ما بايد نگرش مان را در قبال ايران عوض كنيم، ولي ظرف چند روز همه چيز وارونه شد و مدعي شدند كه الآن بايد از ايران امتياز بگيريم.
همان اتاق فكرهايي كه به نفع ما صحبت مي كردند، پس از انتخابات تندترين مواضع ضد ايراني را مطرح كردند. حتي كارشان شده بود تبليغات عليه جمهوري اسلامي و اين براي جمهوري اسلامي يك ضرر بود. ضرر دوم هم تحريم هاي جديد اعمال شده عليه ايران است كه ناشي از همين فتنه است. آمريكايي ها و اروپايي ها احساس كردند كه ايران در موضع ضعف است و به همين جهت، وقت مناسبي براي افزايش فشار بر ايران است. اين موضوع هم نتيجه همان تغيير فكر و نگاه آمريكا نسبت به ايران بوده است.در مناظراتي كه بنده در خارج از كشور و در شبكه هاي مختلف تلويزيوني داشتم نيز به همين شكل بود. در چهره و صحبت هاي افراد و كارشناساني كه در مقابل من قرار داشتند، اميدواري به اغتشاشات كاملاً مشهود بود. آنها اعتقاد داشتند كه اگر هم اين آشوب ها نتوانست حكومت ايران را سرنگون كند، اما آن را بسيار ضعيف خواهد كرد.
رسانه هاي غربي پيش از انتخابات خيلي سياه نمايي مي كردند. در واقع آنها يك فضاي ضد حكومتي را تبليغ مي كردند. پس از انتخابات نيز با آغاز آشوب، رسانه هاي غربي سنگ تمام گذاشتند. به طوري كه ايران در صدر اخبارشان بود و از هر تصويري به ضرر ما استفاده مي كردند؛ سياه نمايي عجيبي كه پس از انقلاب سابقه نداشت.
در اكثر مناظراتي كه شركت داشتم، فضاي كاملاً ناعادلانه اي را طراحي كرده بودند. معمولاً در مقابل بنده دو نفر را دعوت مي كردند. ضمن اين كه مجري جلسه و تصاوير كاملاً به ضرر من و به نفع آنها بود. گاهي مجري هم به كمك كارشناسان مي آمد. حتي گاهي اوقات از توهين و فحش دادن نسبت به بنده دريغ نمي كردند.دشمن و معضلي به نام «مردم»
در رابطه با نگاه رسانه هاي غربي و به طور كلي نظام سلطه به حضور مردم ايران در صحنه، دو مسئله وجود دارد كه نخست بي صداقتي آنها است. توضيح اين كه در نهم دي و به ويژه در 22 بهمن 1388 به دليل اين كه گروه هاي فتنه گر و منافقين ادعا مي كردند كه در اين روز، ميدان آزادي را تصاحب خواهند كرد و رسانه هاي غربي با اين تصور غير عقلاني بر روي 22 بهمن مانور مي دادند. وقتي با آن صحنه هاي خارق العاده و عظيم در تهران مواجه شدند و ديدند كه اصلاً خبري از منافقين و فتنه گران نيست، ناگهان ساكت شدند. در حالي كه تا پيش از آن و در جريان فتنه، تظاهرات چند صد نفري را چند صدهزار نفري عنوان مي كردند.
دومين نكته اين است كه اصولاً غربي ها كساني را انسان مي دانند كه مانند خودشان فكر مي كنند. شما در رسانه هاي آنها مي بينيد كه نسبت به مردم متوسط و متوسط به پايين و اقشار ضعيف ايران با توهين و تحقير صحبت مي كنند، اما در مقابل از غرب گراها و روشنفكرها با احترام و به نيكي ياد مي كنند.
مطلب قابل توجه ديگر اين است كه غربي ها هميشه در تحليل رفتار مردم ايران دچار اشتباه بوده اند. مردم ايران ديندار هستند، طرفدار ائمه هستند، طرفدار پيامبر عظيم الشأن اسلام هستند و حكومتي را مي خواهند كه هم اسلامي باشد و هم آباداني داشته باشد. بنابراين كساني كه به نامزدهاي انتخاباتي رأي دادند، منحصر به آنها نبودند. به همين دليل وقتي مردم ايران ديدند كه در جريان فتنه، بعضي ها بدون سند به نظام تهمت زدند، حتي هواداران آن نامزدها صف خود را از آنها جدا كردند و به همراه مردم در راه پيمايي شركت كردند.با خبرنگارشان چه كردند؟
اگر برخي نخبگان ما در اين جريان بر خلاف مردم حركت كردند، به اين دليل بود كه تحت تأثير گفتمان غرب قرار گرفته بودند. همان كساني كه در دهه 60 و در مواجهه با غرب، انقلابي تر از خود امام(ره) بودند و حتي در اواخر عمر امام(ره) انقلاب را به سازش با آمريكا متهم مي كردند، به تدريج نسبت به غرب و پارادايم غربي دچار انفعال شدند و يك حالت شرمندگي به آنها دست داد كه گويي ما به غربي ها بدهكار هستيم. در حالي كه ما به غربي ها هيچ بدهي نداريم و حتي طلبكاريم. غربي ها بودند كه به صدام سلاح شيميايي دادند، غربي ها هستند كه به اسرائيل كمك مي كنند، غربي ها هستند كه به كشورهاي همسايه ما تجاوز كرده اند و غربي ها هستند كه از جنگ جهاني دوم به اين طرف در سراسر جهان استعمار مي كنند. امروز چطور با مسلمان ها و ايراني ها برخورد مي كنند؟ تا چه اندازه حقوق بشر در غرب پايمال مي شود؟ در آمريكا اگر خبرنگاري مثل «هلن توماس» به اسرائيل حمله كند و يا مثل «اكتيوا نصر» از مخالفان سياست هاي آمريكا تمجيد كند، از كار اخراج مي شود.
امروزه اكثريت جهان پذيرفته است كه ايران مقتدرتر از گذشته است. نهم دي و 22 بهمن 1388 نه تنها انسجامي در ايران پديد آورد، بلكه در خارج از مرزهاي ما به غربي ها نشان داد كه ايران كشوري مقتدر و توانمند است. غربي ها و مخالفان ايران نه تنها سرخورده شدند، بلكه دريافتند بيش از آنچه كه تصور مي كردند، ايران مقتدر است.
وقتي با غربي ها صحبت مي كنيم، آنها هم به اين اقتدار اذعان دارند، اما آنچنان از جمهوري اسلامي نفرت دارند كه به راحتي دست بردار نيستند. با تمام اين اوصاف، آمريكايي ها ناچارند واقع بينانه تر با ما برخورد كنند، چون اگر اين روند را ادامه بدهند، بي ترديد موقعيت خود در خاورميانه را از دست خواهند داد.منبع: [برای مشاهده لینک ها باید عضو انجمن های گفتگوی مذهبی نورآسمان باشید . برای عضویت در نورآسمان اینجا کلیک کنید….]
[ad_2]




