دست تقدیر

خانه » دست تقدیر

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

دست تقدیر

باسلام شاید برای چند روزی در صفحه مجازی مجالی برای دیداری دوباره نصیب این حقیر سرا پا تقصیر نباشد که در این وادی سیر کنم شعری در بیست وشش بیت سرودم که ابیات آخر را تقدیم شما بندگان شایسته خداوند رئوف ومهربان می نمایم باشد که مورد توجه وعنایت شما واقع شود .این شعر در واقع داستان یک عاشق بیچاره را به تصویر می کشد که تمام دارایی خود را خرج نامزدش می کند ودر یکی از روز های خدا تصادف می نمایند وهر دو مجروح وبه بیمارستان منتقل می شوند در حالی که از سلامتی همدیگر خبر ندارند اینجانب که درد عشق وعاشقی را کشیده بودم شاهد دیدار این دو نامزد باهم بودم وبا دیدن این صحنه گریه نمودم گر جه متاسفانه به دلایلی این دو از هم جدا شدند این هم در نوع خود بی نظیر است که از زیبایی های این دنیای بی وفاست بلی :

عاشق ومعشوق وشوق سر نوشت
دست تقدیرت کجا خواهند نوشت
از بس که تو ای انسان بازی گوش هستی خبر از آینده نداری که چگونه در مسیرهای سخت قرار می گیری وقادر به تصمیم خدا پسندانه نیستی به هر تقدیر:
نقش اول این میان ازآن کیست
نمره ات از صفر باشد یا که بیست
عاشق ومعشوق مجروحند وبس
ای خدا بیچارگان فریاد رس
لیلی ومجنون از هم بی خبر
هر یکی افتاده بر تختی دگر
گفت احمد دوستان یارم کجاست
خسته ام مجروح دلدارم کجاست
روی ویلچر تا بریدم سوی او
صحیح وسالم شوم از بوی او
این طرف پروانه فکر احمد است
شوق طوف دلبری یکتا پرست
لحظه ای زیبا قشنگ و دیدنی
عشق معشوق وگلی بوییدنی
عشق لیلی در بر مجنون گرفت
احمد وپروانه ما هم در شگفت
احمد آمد پیش پروانه به شوق
گردنش را بسته بودند هم به طوق
رخ نمودند پیش هم چون آفتاب
دست بسته پیش ایشان ماهتاب
کس نداند معنی عشق وبلا
لیلی ومچنون نمایان پیش ما
بار دیگر لطف حق شد آشکار
ای خدایاشکر تو صدها هزار
ای حسن بردار تو دست دعا
احمد پروانه ده یا رب شفا

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا