جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
در پرده حق نام تو را «نور» نهادند
شعری که طراوتپور در محضر رهبر انقلاب خواند
در پرده حق نام تو را «نور» نهادند
قادر طراوتپور عقیق نیز از جمله شاعرانی بود که در محضر رهبر انقلاب به شعرخوانی پرداخت. طراوت پور قصیدهای در مدح حقیقت پنهان آفرینش حضرت صدیقهی طاهره(س) خواند.
![]()
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، قادر طراوت پور عقیق نیز از جمله شاعرانی بود که در محضر رهبر انقلاب به شعرخوانی پرداخت.
طراوت پور قصیدهای در مدح حقیقت پنهان آفرینش حضرت صدیقهی طاهره (س) خواند. این قصیده که کعبه بی حاجی نام دارد، چنین است:ای کعبهی بیحاجی و ای قبلهی غایب!
تو «لیلهی قدر» و جهان «لیل رغایب»[1]یا اُمِّ هَنا[2]! اُمِّ وِلا! اُمِّ ابیها!
هرگز به مقامت نرسیدند مناصبدر کتم زمان، مادر سترِ کلماتی
وحیِ فَیَضان در حرمِ روح تو راهب«قوسین دَنا[3]» مرتبه فاطمی توست
فاطر شده با رتبهی نامت متناسبدر منزل « اَدنا[4]» به سریرِ ملکوتی
بعد از تو نشستهاند ملائک به مراتبرازِ «الفی»، نقطهی پرگار «کسایی»
بخشیدهای از «عصمت» جانت به «اقارب»از دامن نورِ تو جهان لایتناهی است
در سایه پنهان تو پیدا متناوببا «روح عفیفِ» تو سرشته است مقامات
در «لوح عقیقِ» تو نوشته است مراتبسرِّ برکاتِ تو به یاسین حجاب است
پیش از همه ناموس حیا شد به تو راغبدر کون و مکان سوی تو سوسوی حیات است
پیدایی و نزدِ تو فقیرند جوانبمیترسم اگر فاش بگویم که چه هستی
جانم بِسِتانند بزرگان مذاهببا احمد مختار به یک جانی و یک جسم
با حیدر کرّار به یک روح و دو قالببینِ علی و آینه بینالحرمینی
اُمُّ الحسنینی تو، چرا اُمِّ مصایب!؟آداب و مراعات، همه مستحباتاند
مُشتی کلماتاند، که در عشق تو واجبای اشرف اسما خدا در تو درخشان!
ای سیّد اولاد بشر با تو مُصاحب!در پرده حق نام تو را «نور» نهادند
تا آینهها از تو بگیرند مواجبقدرِ تو غدیر است و نصابِ تو نبوّت
معراج تولّایی و میقات مناقبتو مادر آبی و علی هم پدرِ خاک
آب و گِل ما مهر تو بانوی مواهب!از ریشه نبی هستی و بر شاخه امامی
در مرتبتِ تو چه حقیرند عجایببا نام غریبِ تو که سرحلقهی وصل است
آدینه شبی حضرت آدم شده تائباسماءِ تو از چیست؟ که در معرکه حیدر
«یا فاطمه» را گفت و به دشمن شد غالبحیران حیاتِ تو شهیدان دو عالم
سرگشتهی شآن تو امامان مکاتبوقتی که تو را روح قُدُس مُصحف حق داد
بر سینهی در، شعلهی آتش شده کاتببینِ در و دیوار نشستی و شکستی
تا «سرِّ خدا» را برسانی تو به «صاحب»بعد از تو چه نحس است «میانِ در و دیوار»
بعد از تو چه نفرین شد بر واژهی «ضارب»تشییع شبانگاه تو بر دوش ملایک
تدفین تنِ پاک تو با دست کواکبدر روح سخن، سوختهی نام تو توصیف
در ذهن قلم، مست طواف تو مطالبپی نوشتها:
[1]. لیله الرغایب: شب آرزوها.
[2]. ام هَنا: مادر گوارایی، یکی از کنیههای حضرت.
[3]. اشاره به آیات 8 تا 10 سورهی مبارکهی النجم.
[4]. همان.
[ad_2]




