داشتن دوستان نامناسب

خانه » داشتن دوستان نامناسب

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

داشتن دوستان نامناسب

داشتن دوستان نامناسب

مرحوم شهید ثانی در کتاب شریف منیة المرید می فرماید:

باید طلبه و دانشجو از معاشرت با افرادی که او را از مسیر تحصیل منحرف می سازند خودداری نماید، زیرا ترک معاشرت با چنین افرادی از مهمترین وظایفی است که باید طلبه و دانشجو با اهتمام کافی آن را رعایت کند، به ویژه با افراد نامناسب و نامتجانس، و باالاخص با افرادی که کم خرد و تن پرور و تن آسا می باشند، و عمر خویش را به بطالت صرف می نمایند.
مسأله ای که باید طلبه و دانشجو در معاشرت خود در نظر بگیرد این است که افرادی معاشرت کند که خود به آنها سود برساند و یا آنها به او منفعتی برسانند، و اگر احساس کرد که به یار و رفیقی نیاز دارد، رفیق و همدمی برای خود انتخاب کند که شایسته و دیندار و پرهیزگار و باهوش باشد.
رفیقی که اگر خدا را فراموش کند به یادش آورد، و اگر از خدا یادی کند درصدد یاریش برآید، و اگر نیازمند بود با او برادری و همسازی کند، و اگر دلتنگ گشت او را دلداری دهد، آری طلبه و دانشجو از خلق و خوی چنین یار و همدمی، خوی و عادت شایسته برای خویش فراهم می آورد.
اگر نتوانست چنان دوست و رفیق مناسبی را برای خود بجوید و بیابد باید تنهائی و غربت را برداشتن دوست نامناسب ترجیح دهد. (1)
در آیه 45 سوره مدثر به یکی از علت های دوزخی شدن و

به جهنم رفتن بعضی از انسانها اشاره کرده که در جواب سئوال از اینکه چرا جهنمی شدید؟
می گویند:
و پیوسته با اهل باطل، همنشین و همصدا بودیم.
و در آیه 68 سوره انعام، خداوند پیامبرش را از دوستی و همنشینی با منحرفان بر حذز می دارد و می فرماید:
هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را به تمسخر می گیرند، از آنها روی برگردان.
و داستان دو رفیق مشرک به نام عقبه و ابی معروف است که عقبه اسلام را پذیرفت ولی رفاقت با دوست بد باعث شد که دوباره به کفر . شرک برگردد و در جنگ بدر در مقابل لشکر اسلام به ایستد و به دست مسلمانان کشته شود و در قرآن سوره فرقان آیات 27 تا 29 به آن اشاره کرده است.
حتی مسأله رفاقت و دوست یابی در حالات امامان علیه السلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به طور حساس و بسیار محتاطانه وجود داشته است و آن بزرگواران بسیار در این باره دقت می کردند و از باب مثال درباره رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با افراد پاک و با ایمانی مانند سلمان فارسی، بلال حبشی، عمار یاسر، خباب و صهیب همنشین بود و آنها همواره به عنوان دوست در محضر آن حضرت بودند ارتباط داشت. وقتی که گروهی از سران قریش نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آمده و گفتند: ای محمد صلی الله علیه و آله و سلم آیا به همین افراد، از میان جمعیت قناعت کرده ای؟ اینها هستند که خداوند از میان ما انتخاب کرده؟ ما پیروان اینها بوده باشیم؟ هر چه زودتر آنها را از طرف خود دور کن، شاید ما به تو نزدیک شویم و از تو پیروی کنیم.
در این هنگام آیه 52 سوره انعام نازل شد و سخن آنها را محکوم کرد و روش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را تأیید و تثبیت نمود و آن آیه این است:
آنها را که صبح و شام خدا را می خوانند و جز دات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن، نه حساب آنها بر تو است و نه حساب تو بر آنها، اگر آنها را طرد کنی از ستمگران خواهی بود. (2)

برخورد امیرمؤمنان علیه السلام با دوست ضعیف الایمان
یکی از طرفداران امیر مؤمنان علی علیه السلام به نام نجاشی شاعر که با اشعارش سپاه امیر مؤمنان علی علیه السلام را بر ضد معاویه تحریک می کرد، او در ماه مبارک رمضان شراب خورد و شرابخوری او ثابت شد امام علی علیه السلام او را 80 تازیانه زد و به خاطر جرأت و گستاخی در شرابخواری در ماه رمضان 20 تازیانه دیگر زد.
نجاشی بعد از تازیانه خوردن، به شام گریخت و به معاویه پیوست، بعضی به امام علیه السلام عرض کردند با دادن پول و مماشات با این گونه افراد آنان را برای خود نگهدار، و نگذار به دشمن بپیوندند، امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: و ما کنت متخذ المضلین عضدا. (3)
من گمراهان را بازوی خود قرار نمی دهم. (4)


برخورد امام علی النقی با دوست خود
یکی از شیعیان برجسته امام علی النقی علیه السلام به نام ابوهاشم جعفری در محضر امام علیه السلام نشسته بود که امام از روی اعتراض به او فرمودند:
چرا تو را در نزد عبدالرحمان بن یعقوب می بینم که همنشین هستی؟
عرض کرد او دایی من است امام فرمودند: عقیده او درباره خدا باطل است (و خدا را به صورت اجسام و اوصاف آن وصف می کند) سپس امام فرمودند: یا با او همنشین شو و ما را ترک کن، و یا با ما بنشین و او را رها کن، ابوهاشم عرض کرد او هر چه می خواهد بگوید، من که چنین عقیده ای ندارم، لذا به من زیانی نمی رساند.
امام هادی علیه السلام فرمودند:
آیا نمی ترسی از این که به او عذابی نازل گردد و هر دوی شما را فرا گیرد؟ آیا نمی دانی داستان آن کسی که از یاران حضرت موسی علیه السلام بود ولی پدرش از یاران فرعون، و هنگامی که لشکر فرعون در کنار دریا به حضرت موسی علیه السلام و یارانش رسید و آن پسر از حضرت موسی علیه السلام جدا شد که پدرش را نصیحت کند و او را از لشکر فرعون خارج کند و به لشکر حضرت موسی علیه السلام ملحق سازد، پدرش همچنان در لشکر فرعون به راه خود می رفت و پسرش با او درباره عقیده اش جر و بحث می کرد، تا اینکه هر دوی آنها به کنار دریا رسیدند و همین که لشکر فرعون غرق شدند، آن دو نیز با هم غرق شدند و خبر به حضرت موسی علیه السلام رسید و حضرت فرمودند: او در رحمت خداست، ولی چون عذاب نازل گردد از آنکه نزدیک گنهکار است دفاعی نشود. (5)
از این روایت استفاده می شود که طلاب محترم باید در انتخاب همنشین و رفیق خود دقت بیشتری بکنند، زیرا امام هادی علیه السلام از همنشینی انسان با دائی خود که افکارش مطابق گفتار اهل بیت علیه السلام نیست نهی کرده است، البته شاید این سئوال به ذهن خطور کند پس صله رحم چه می شود؟ در جواب باید گفت امام علیه السلام دستور به قطع همنشینی داده است نه دستور به قطع صله رحم، زیرا رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره صله رحم فرمودند:
صله رحم کنید گرچه با سلامی باشد. (6)
یعنی قطع همنشینی بکند ولی اگر دایی خود را در کوچه و بازار دید به خاطر رعایت صله رحم سلام و احوال پرسی نماید، و در حدیث دیگر از امام صادق علیه السلام است که فرمودند:
صله رحم به جای آر، گرچه با نوشاندن جرعه ای آب باشد و بهترین صله رحم آزار نرساندن به خویشاوندان است. (7)
پس منافاتی ندارد از اینکه انسان با کسی که عقایدش مطابق با اسلام و قرآن نیست قطع همنشینی مند ولی هر بار که او را ببیند به خاطر رعایت صله رحم سلام کند و احوال پرسی نماید این حداقل صله رحم است.


برخورد امام رضا علیه السلام با برادر خود
امام رضا علیه السلام برادری داشت به نام زیدالنار بود که ادعای امامت می کرد و عده ای را به دور خود جمع نمود، حضرت امام رضا علیه السلام موضع گیری سختی در برابر او کرد تا جائی که از آن حضرت نقل شده که فرمودند: و خلف ان لا یکلمه ابدا ما عاش.حضرت امام رضا علیه السلام سوگند یاد کرد تا زنده است با زید سخن نگوید. (8)
روزی زید بن موسی به محضر امام رضا علیه السلام آمد و سلام کرد، امام جواب سلام او را نداد، زید گفت: (من پسر پدرت هستم، جواب سلام مرا نمی دهی؟)
امام علیه السلام فرمودند:
تو برادرم هستی تا زمانی که خدا را اطاعت کنی، پس هرگاه نافرمانی از خدا کنی بین من و تو برادری وجود ندارد. (9)
در حدیثی امام صادق علیه السلام سه نشانه برای دوست واقعی بیان می کنند و می فرمایند:
هیچکس را دوست با معرفت مشناس، مگر اینکه او را در سه چیز امتحان کنی، 1- او را عصبانی کن و ببین که آیا این خشم و عصبانیت او را از حق به باطل می کشاند. 2- در درهم و دینار 3- و در سفر کردن با او. (10)
حضرت امیر مؤمنان علیه السلام می فرمایند:
هر کس همنشینی اش با تو در راه مبارزه با نفست کمکی نکند، آن همنشینی وبال توست اگر بدانی. (11)
و همچنین آن حضرت فرمودند:
همنشین مانند وصله لباس است، بنابراین دوست هم شکل (و هم فکر) با خودت انتخاب کن (و وصله ناجور انتخاب مکن و بدان که) همراه نیز مانند دوست است پس همراه سازگار انتخاب کن. (12)
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در زمینه دوست و همنشین می فرمایند:
هرکس که از دین و دنیای او بهره ای نبری، در همنشینی با او خیری برای تو نخواهد بود و هر کس برای تو حقی قائل نباشد، تو نیز برایش حقی قائل نباش و وقعه هم به او منه. (13)
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در سخنی فرمودند: در وقتی که یکی از شما با دوست و برادر دینی اش طرح دوستی ریخت باید از نام و نشان او و پدرش و ایل و تبارش مطلع باشد که آن از واجبات دوستی است و الا چنین دوستی، کاری احمقانه خواهد بود. (14)
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: بدترین دوسنان کسی است که انسان برای او به زحمت و تکلف می افتد (15) و هم چنبن فرمودند: دوستی که معصیت و نافرمانی خدا را در نظر تو زیبت نشان دهد بدترین دوست ها است. (16)
حضرت امام زین العابدین علیه السلام فرمودند: با هیچکس دشمنی مکن، اگر چه گمانی کنی که دشمنی او به تو صدمه ای نمی رساند، و در دوستی کردن با مردم بی رغبت مباش، اگر چه بپنداری که دوستی او سودی به تو نمی رساند، زیرا تو نمی دانی چه وقت به دوستی او نیاز پیدا خواهی کرد و چه موقع، خطر دشمن تو را تهدید خواهد کرد.(17)
امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: دوستت را از محبت و علاقه قلبی ات آگاه کن، اگر چنین کنی دوستیتان پایدار و الفتتان بیشتر می شود. (18)
حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند: در دوستی با هر کس اندازه نگاهدار زیرا ممکن است که او روزی دشمن تو شود و با دشمنت نیز رفتاری متناسب داشته باش شاید روزی با او دوست شوی (19) و هیچگاه دوست خود را از تمام رازها و اسرارت مطلع مکن، مگر آن اندازه که اگر دشمن تو، از آنها با خبر شود نتواند به تو زیان و ضرر برساند، زیرا ممکن است همین دوست روزی دشمن تو شود. (20)
همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر کسی مدعی شد که تو را دوست دارد، به قلب خودت رجوع کن، اگر تو هم او را دوست داری بدان که او نیز در ادعای خود راستگو است. (21)
و هرچه می توانی به دوستت خدمت کن ولی اگر روحیه تحمیل داشته باشد و بخواهد از تو کار بکشد، هرگز به چنین وضعی تن مده. (22)
از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند با چه کسی مجالست و همنشینی کنیم؟ فرمودند: 1- با افرادی که دیدار آنان شما را به یاد خدا بیاندازد. 2- سخنانشان بر علم و دانش شما بیفزاید. 3- و رفتار آنها آخرت را به یاد شما آورد. (23)

منابع:
1- منیة المرید،ص 229
2- تفسیر نمونه،ج 5،ص 252
3- سوره کهف، آیه 51
4- فروع کافی،ج 7،ص 216 به نقل از 25 اصل از اصول اخلاقی امامان،ص 344
5- اصول کافی،ج 4،ص 82 و 83
6- تحف العقول،ص 57
7- الکافی،ج 2،ص 151
8- عیون اخبار رضا،ج 2،ص 233
9- بحار،ج 49،ص 221
10-امالی طوسی،ص 646
11- غررالحکم به نقل از میزان الحکمة،ج 6،ص 3014
12- همان،ص 3010
13- بحار،ج 77،ص 47
14- بحار،ج 74،ص 166
15- نهج البلاغه،صبحی،حکمت 559
16- امالی شیخ طوسی،ج 2،ص 50
17- بحار،ج 74،ص 180
18- بحار،ج 74،ص 181
19- امالی شیخ طوسی،ج 1،ص 374
20- بحار،ج 74،ص 177
21- المحاسن،ج 1،ص 267
22- بحار،ج 74،ص 78
23- امالی شیخ طوسی،ج 1،ص157

danesheejtehad.persianblog.ir

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا