جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
خواستم یار شوم، نفس، زمین گیرم کرد
خواستم یار شوم، نفس، زمین گیرم کردشعر فرشید یارمحمدی در باره امام عصر ارواحنا له الفداه:
گوشه چشمی، که به معصیت خود مأنوسمکمکم کن که به زندان هوس محبوسمبی تو چندیست که در کار خودم وا ماندممثل یک گمشده در راهم و بی فانوسمخواستم یار شوم، نفس، زمین گیرم کرددست و پا بسته ی زنجیر همین منحوسمیاد هم بودنمان مثل قدیم الایاملذتی بود، که حالا شده صد افسوسمولی با این همه اوصاف دلم باز خوش استتا که هر جمعه به درگاه شما پابوسمدارم امید که برگردم، از آن شب که به خواب …دیدمت آمدی و دست تورا میبوسمدارم امید اگر لکه ی ننگم، اماپی الطاف کرم گونه ی اقیانوسموقت باقیست هنوز، العجل امداد نجاتسمت تو مانده نگاهم، نکنی مأیوسم
[ad_2]




