حضرت زهراعلیهاالسلام چرا فاطمه نامیده شد

نام فاطمه علیهاالسلام

کلمه ی فاطمه از((فطم))به معنی((قطع))گرفته شده است وفاطمه یعنی قطع کننده وجداکننده.دراین که چرابه آن حضرت فاطمه گفته میشودمطالب متنوع وزیبایی درسخنان نورانی ائمه اطهارعلیهم السلام آمده است.ازجمله امام باقرعلیه السلام فرمود:لَمّاوُلِدَت فاطمةعلیهاالسلام أوحی الله عزّوجلّ إلی مَلَکٍ فَأنطَقَ به لسان محمد صلی الله علیه وآله وسلم فسماهافاطمة.ثم قال إنی فطمتک بالعلم وفطمتک عن الطمث.ثم قال أبوجعفرعلیه السلام والله لقدفطمهاالله تبارک وتعالی بالعلم وعن الطمث بالمیثاق.
وقتی خداوندحضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام رابه پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم عنایت فرمود،ملکی رانازل کردتابه رسوا خداصلی الله علیه وآله وسلم مطالبی راالقاکندوزبان حضرت راگویانمایدکه نام نوزادرافاطمه بگذارد.
بنابراین رسول اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نام دخترش راازجانب خداوندانتخاب فرمود.هرچندکه خودآن حضرت نیزهیچ گاه ازجانب خودشان سخنی نفرمودند؛«ماینطق عن الهوی.إن هوإلاوحی یوحی» هرگزازروی هوای نفس سخن نمیگوید.آنچه میگویدچیزی جزوحی که براونازل شده نیست.
علت نام گذاری بانوی دوعالم به فاطمه علیهاالسلام
دلایل متعددووجوه گوناگونی درباره ی گزینش نام فاطمه برای آن حضرت بیان شده است.که درروایات به برخی ازآن هااشاره شده است:
1-علم بی واسطه ی فاطمه علیهاالسلام
«إنی فطمتک بالعلم».علامه ی مجلسی درتوضیح این بخش ازحدیث میفرماید:یعنی تورامقرون به علم ودانش قراردادم.چون تودرآغازتولدوکودکی عالمه بودی،نه این که پس ازرشدجسمانی باکسب علم،دانشمندشده باشی.کنایه ازاین که حضرت زهراعلیهاالسلام ازابتدای خلقت برتمامی علوم ربانی آگاهی داشته است.
ولی معنای دیگری نیزبه نظرمیرسدکه شایددقیق ترباشد.وآن این که «إنی فطمتک بالعلم عن الجهل وعن الأنبیاءوعن الملائکةوعن الأولیاء والخلائق»؛یعنی ای فاطمه؛من به توامتیازویژه ای دادم وتوراازدیگران جداکردم وبرای توحساب خاصی بازنمودم واین به جهت علمی است که به توعنایت کرده ام.درنتیجه تودارای نهایت علم هستی وهیچ گونه جهلی دروجودتوراه ندارد.بنابراین ازهمه ی انبیاوملائکه واولیاودیگرمخلوقات برترهستی.همچنان که حضرت علی علیه السلام برتمام هستی احاطه دارد.
روزی حضرت خضروحضرت موسی علیهماالسلام کناردریانشسته بودند.پرنده ای آمدوقطراتی ازآب دریارابرداشت وبه کناری ریخت.خضرعلیه السلام ازموسی علیه السلام پرسید:ای موسی آیامیدانی منظوراین پرنده چیست؟موسی گفت:خیر. خضرگفت:این پرنده مأمورخداونداست ومیگوید:ای خضروای موسی.اگرعلم شمادونفرراروی هم بریزنددربرابرعلم وصی پیامبرآخرالزمان،ماننداین قطرات نسبت به دریااست.یعنی طریقت خضروشریعت موسی،قطراتی است ازدریای بیکران علم امیرالمومنین علیه السلام.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:«ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم علمنی ألف باب من الحلال والحرام…». ازاین روایت استفاده میشودکه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم بین خداوحضرت علی علیه السلام واسطه بوده اند.ازاین رو حضرت علی علیه السلام فرمود:«من علمنی حرفافقدصیرنی عبدا»؛کسی که به من یک حرف آموخت مراعبدخودکرد.ولی درموردعلم حضرت زهراعلیهاالسلام یک حدیث هم شنیده نشده است که آن حضرت علمشان راازپیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم گرفته باشندورسول الله صلی الله علیه وآله وسلم واسطه ی بین خداوآن بانوی بزرگ باشند.
ازاین جامیتوان نتیجه گرفت که حضرت زهراعلیهاالسلام علم رابه طورمستقیم ازذات اقدس خداونددریافت میکردند.یعنی خداوندعلم رایک باربدون واسطه به پیامبرله صلی الله علیه وآله وسلم تفویض فرمودویک بارهم به حضرت فاطمه علیهاالسلام.براین اساس وقتی خطاب به ائمه علیهم السلام میگوییم:«خزان العلم حفظة سرالله،عیبةعلمه»،همه ازناحیه ی حضرت زهراعلیهاالسلام است.چون آن علمی راکه خداوندبه حضرت فاطمه علیهاالسلام دادبه دیگران عنایت نکرد.حتی انبیا واولیاهم ازآن علم بهره ای ندارند.دسترسی حضرت فاطمه علیهاالسلام به لوح محفوظ واین که ایشان دارای علم محو واثبات اند،چیزی است که بسیاری ازانبیاآن رانداشتند.
2-طهارت فاطمه علیهاالسلام
«وفطمتک عن الطمث».طمث به معنی خون است.ومرادازآن حالت زنانگی است.یعنی چون توراازتمامی رذایل اخلاقی وجسمانی وآلودگی های روحی وبدنی وحتی ازعادت زنانه رهانیدم وجداکردم،نامت رافاطمه گذاشتم.
امام باقرعلیه السلام فرمود:نه این که درصلب پیامبرصلی الله علیه وآله وسلمبودیادررحم حضرت خدیجه علیهاالسلام قرارگرفت خداونداین طهارت وویژگی رابه ایشان عنایت کرد،بلکه درعالم میثاق فاطمه علیهاالسلام راازطمث ومطلق آلودگی هاجدانمود.بنابراین چون حضرت زهراعلیهاالسلام عادت زنانگی نداشت نامش رافاطمه علیهاالسلام گذاشتند.
امام صادق علیه السلام فرمود:تدری أی شیءتفسیرفاطمةعلیهاالسلام؟ قال فطمت من الشر.ویقال إنماسمیت فاطمةلأنهافطمت عن الطمث.میدانی تفسیرفاطمه چیست؟یعنی جدابودن ازشر.ونیزازاین رونام آن حضرت رافاطمه گذاشتندکه ازعادت زنانگی جدابود.
یکی ازفلسفه های حرمت ازدواج مجددعلی علیه السلام درزمان حضرت فاطمه علیهاالسلام همین نکته است که آن حضرت هیچ گاه به حالت های معمول زنان آلوده نمیشد.وبااین که طبق دستوراسلام برای هرمردی جایزاست کهدریک زمان چهار همسردائم داشته باشد،داشتن همسردیگری غیرازفاطمه اطهرعلیهاالسلام برای علی علیه السلام حرام بود.واین یکی ازویژگی هاواحکام مخصوص علی علیه السلام است.درروایت دیگری نیزمیخوانیم که دربهشت،باوجودزنان دیگروحضورحورالعین، زهرای مرضیه علیهاالسلام تنهاهمسرامیرالمومنین علیه السلام هستند.بااین که قیامت جای تکلیف نیست.بااین وجودحوریان بهشتی به شرف خدمتگذاری آن دوبزرگوارمتنعم اند.
ازجمله مسائلی که مربوط به طهارت وپاکی حضرت زهراعلیهاالسلام است،جریان غسل دادن آن حضرت است.پس ازشهادت آن مظلومه،حضرت علی،یگانه همسرش رابه شیوه ی خاصی غسل می داد.امیرالمومنین علیه السلام جریان آن شب غمباررا چنین بیان میکند:«به خداقسم طبق دستورزهراعلیهاالسلام عمل کردم.واورادرلباسش غسل دادم.والله فاطمه میمونه وطاهره ومطهره بود.آن گاه اورابازیادی حنوط پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم،حنوط کردم و…».
3-شناختن حضرت زهراعلیهاالسلام
امام صادق علیه السلام فرمود:إنماسمیت فاطمة،فاطمةلأن الخلق فطمواعن معرفتها.
فاطمه،فاطمه نامیده شد؛زیرامردم ازشناخت معرفت به اوجداومحروم شده بودند.
درروایات اهل بیت فصلی وجودداردبه نام«رحم الله من عرف معاریض کلامنا».مراداین است که سخنان امامان معصوم علیهم السلام دارای نکته هاولطایف وظرایفی است که بادقت وتأمل بایدبه آن هادست پیداکرد.کلام وگفتارآنان،سخن معمولی وساده نیست.بلکه هرکلمه ی آن معنای ویژه ای داردکه بایدبادقت درآن،مرادومنظورازآن رافهمید.بنابراین وقتی میفرمایند:خلق خداازمعرفت فاطمه علیهاالسلام ناتوان هستند،به طورحتم منظوری داشته اندوگرنه ازکلمه ی دیگری مثل((ناس))استفاده میکردند.نکته ای که دراستفاده ازکلمه ی خلق وجوددارد،این است که تمام هستی اعم ازملائکه،جن،انس وهمه وهمه ازاین که بتوانندحضرت زهراعلیهاالسلام رابشناسندناتوانند.نه این که فقط بخشی ازمخلوقات مثل انسان هاازعهده ی این کارعاجزباشند.
4-جداشدن ازهرگونه شروبدی
یونس بن ظبیان میگوید:امام صادق به من فرمود:آیامیدانی تفسیرفاطمه چیست؟گفتم:مراآگاهی کنیدای مولای من!امام فرمود: «فطمت من الشر»؛یعنی هیچ نوع شروبدی دروجودمبارک زهرای مرضیه علیهاالسلام راه ندارد.این روایت دلالت برعصمت مطلقه ی حضرت فاطمه علیهاالسلامنیزمیکند؛زیراک سی که به هیچ نوع ازشروبدی آلوده نباشدبه مقام عصمت رسیده است.
5-جدایی ازآتش
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:«ای فاطمه،آیامیدانی چرانام تورافاطمه گذاشتم؟علی علیه السلام پرسید:یارسول الله،به چه دلیل این نام برفاطمه گذاشته شد؟پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:«لأنهافطمت هی وشیعتهامن النار»؛ زیرافاطمه وشیعیانش ازآتش جداشده اند.
عایشه میگوید:به منزل فاطمه آمدم،دیدم دختررسول الله مشغول پختن غذاست.وهمچنان که غذادرحال جوشیدن است،دستش راداخل ظرف غذاکرده وآن راهم میزند.من درحالی که وحشت کرده بودم،به منزل پدرم رفتم وآنچه رااززهرادیده بودم به اوگفتم.ابوبکر(غافل ازفرمایش رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم درموردفاطمه علیهاالسلام)به عایشه گفت:این موضوع راکتمان کن ودرموردآن به کسی چیزی مگو.
جبرئیل به محضرپیامبرخدانازل شدوجریلن رابه اطلاع آن حضرت رساند.رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم بالای منبررفته وسخنانی ایرادفرمود.ازجمله فرمودند:«…بعضی مطالبی رامیدانند،امافضیلت هاراانکارمیکنند.»آن گاه فرمودند:«الویل لمن شک فی فضل فاطمة.لعن الله من یبغضها.لعن الله من یبغض بعلهاولم یرض بامامة ولدها.
بدابه حال کسی که درفضیلت فاطمه شک وتردیدداشته باشد.لعنت خدابرکسی که بافاطمه دشمنی داشته باشد.لعنت خدابرکسی که باشوهرفاطمه دشمنی داشته باشدوبه امامت فرزندان زهراراضی نباشد!
امام صادق علیه السلام ازپیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نقل میکند که آن حضرت فرمودند:جبرئیل درشب معراج به من گفت:فاطمه رافاطمه نام نهادند، لأنهافطمت شیعتهامن الناروفطم اعداوهاعن حبها؛زیراشیعیانش ازآتش ودشمنانش ازمحبت ودوستی اوجداومحروم اند.
دربیان دیگری ازرسول خداصلی الله علیه وآله وسلم واردشده است که فرمودند: لأن الله فطمهاوفطم من أحبهامن النار.
زیراخداوندآتش راازاوودوستان ومحبانش بازداشته است.
6-بی توجهی به دنیاولذات آن
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:سمیت فاطمة،فاطمةلفطمهاعن الدنیاولذاتهاوشهواتها.
فاطمه،فاطمه نامیده شدبه خاطربریده شدن وجداشدن ازدنیاولذات دنیاوشهوات دنیا.چنان که حضرت زهراعلیهاالسلام اززمانی که ملک الهی این نام رابراو گذارد،دنیاراکنارزدوازهرچه غیرخدابودروی برگرداندوتوجهش رابه سوی خداکرد.ازاین رووجودش رامملوازمحبت خداقرارداد.
این معانی که برای فاطمه بیان شدتنهابعضی ازنمونه های آن است.وچنان که گفته شددرلغت نیز،((فطم))به معنی قطع شدن وجداشدن است؛همان گونه که آن بانوی پاک ازهرگونه نکته منفی وشرمبراوجداست.یعنی دراخلاق آن کریمه،هیچ گونه نقطه سوئی یافت نمیشود.افعال وکردارش سراسرنوراست وهدایت.هیچ نوع خلاف مروت وادب ازاوسرنمیزندوکلامش همواره حکمت است.ودریک کلام،فاطمه ازهرگونه نقص،شروبدی مفطوم وجداست وسرآمدتمام فضیلت ها، خوبی ها،کمالات وروشنایی هاست.