جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
جمعه
عصر یک جمعه دلم گفت : بگویم که چرا عشق به انسان نرسیده است چرا آب به گلدان نرسیده است وهنوزم که هنوز است غمعشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوز هم که هنوز هست چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدهست وچرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست عصراین جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس تو کجایی گل نرگس .
[ad_2]




