جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
جاده سه شنبه شب قم…
مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
از جادة سهشنبه شب قم شروع شدآيينه خيره شد به من و من به آيينه
آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شدخورشيد ذرهبين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شدوقتي نسيم آه من از شيشهها گذشت
بيتابي مزارع گندم شروع شدموج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شداز فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شددر سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم … شروع شد
[ad_2]





