جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تحرکات قدرت طلبان و هوشیاری مردم ایران
قواعد مرسوم سياست هيچ توجيهي را نميتواند براي رفتار سياسي ايرانيان بيابد، مردمي كه گاهي در انتخاب خود تجديدنظر كرده و چرخش معنادار را اعمال ميكنند. بررسي تاريخ معاصر ايران خود گواهي روشن بر اين مطلب است…
مردمي كه در قيام 14 اسفند بهطور تمام از كاشاني و مصدق حمايت ميكنند هنگامي كه درمييابند درگير بازي سياسي، سهمخواهي و تمايل مصدق براي تبديل شدن به يك ديكتاتور شدهاند به هيچوجه حاضر به حمايت از وي نميشوند از همينرو با ميدانداري شعبان بيمخها كودتاي 28 مرداد رخ ميدهد.
![]()
اما محمدرضا پهلوي اين قاعده را به نحوي ديگر شرح ميدهد، وي در حال ملاقات با يكي از سفراي كشورهاي غربي وقتي متوجه تصاوير تظاهرات مردمي ميشود با تعجبي معنادار با اشاره به بانوان بيحجاب، جوانان هيپي و… ميگويد اين فرهنگي است كه من براي آنها به ارمغان آوردهام پس چگونه آنان عليه من قيام كردهاند. بسياري از همان جوانان با پيروزي انقلاب چهرهاي متفاوت يافتند و تبديل به كارگزاران و سرداران دفاع مقدس ما شدند. اما انتخابات رياست جمهوري هم از اين اصل مستثني نبود، با وجود اينكه ميليونها نفر عضو حزب جمهوري اسلامي شده بودند كانديداي مورد حمايت اين حزب در نخستين انتخابات جايگاهي بهتر از سومي نيافت تا بنيصدر با 11ميليون رأي بر صندلي رياست جمهوري تكيه زند.
اما با عزل و استيضاح نخستين رئيسجمهور كشور خبري از اين 11ميليون نفر نبود و تنها عدهاي قليل كه بيشتر در سازمان مجاهدين خلق (منافقين) سازماندهي شده بودند دست به اعتراض زدند. حتي انتخاب بعدي مردم انتخابي متفاوتتر بود، آنان فردي را برگزيدند كه بيشترين اختلاف را با رئيسجمهور قبلي داشت. چندي بعد وقتي مردم فهميدند كه عدهاي ميخواهند خوب و بد را به آنها تفهيم كنند با رأيي يكدست متفاوتترين كانديدا را برگزيدند تا اثبات كنند كه هيچ حزب و دستهاي نميتواند بهجاي مردم تصميم بگيرد و بدين سان موج دوم خرداد سنگر به سنگر قوه مجريه، مقننه و شوراي شهر را فتح كرد.
همين مردم وقتي وادادگي و سياستبازي رجال اصلاحات را ديدند باوجود دعوت نخبگان و نمايندگانشان در مجلس حاضر به همراهي تحصن نمايندگان مجلس ششم نشدند. اصولاً نوبت به انتخابات رياست جمهوري رسيده بود تا شگفتيسازي مردم تكميل شود. از سويي هاشمي رفسنجاني مرد با نفوذ سياست ايران فردي داراي حزب، ساختار و تشكيلات منسجم به ميدان آمده بود. اكثريت احزاب و گروههاي اصولگرا نيز بر زير چتر لاريجاني خيمه زده بودند.
قاليباف هم توانسته بود حمايت قاطع بسياري از لابيهاي قدرت و ثروت و به عبارت ديگر نيروهاي نامرئي را به خود جذب كند. معين نيز با شعارهاي ساختارشكنانه و رد صلاحيت مقدماتي خود در قامت كانديداي اپوزيسيون ظاهر شده بود.
![]()
در اين بين تنها محمود احمدينژاد بود كه نخواسته بود حمايت هيچ گروه شاخصي را به خود جلب كند، فردي كه نه وزير بوده نه وكيل، حتي دوستان شهردار تهران هم حاضر به حمايت از وي نشدند. به نحوي كه در نهايت جمعيت آبادگران نيز تنها ساعاتي به انتخابات مانده از وي حمايت كردند. حتي نظرسنجيها هم هيچ شانسي را براي احمدينژاد متصور نبود ليكن اين مردم بودند كه بايد انتخاب ميكردند.
![]()
در همين ناباوري، فردي كه شعارهايي را ميداد كه ديگران به اعتقاد خود آنها را پوسيده ميپنداشتند به دور دوم انتخابات راه يافت و رقيب مردي شد كه اكثريت جناح راست و چپ به حمايت از وي پرداختند، حتي خاتمي هم با پشتوانه 22 ميليون رأي خود به مردم توصيه كرد كه براي جلوگيري از حاكميت اختناق به هاشمي رفسنجاني رأي دهيد. موج تخريبها بيسابقه بود. تمامي مراحل ترور شخصيت صورت گرفت اما مردم باز هم تسليم فضاسازيها نشدند. محمود احمدينژاد فارغ از سياستبازيهاي مرسوم تنها با توجه به منافع ايران اسلامي و برپايي عدالت در دور نخست رياست خود دست به اقداماتي زد كه بسياري شانسي براي احمدينژاد براي دور دوم قائل نبودند.
![]()
سهميهبندي بنزين، پنجه در پنجه افكندن غولهاي سياست، اقتصاد و قدرت اركان اين تحليل به حساب ميآمد. انتخابات دور دهم نيز با دو قطبي شدن انتخابات وارد فضاي عجيب شده بود، در سوي مقابل اصلاحطلبان به سراغ چهرهاي رفته بودند كه اصولگرايان و عامه مردم از وي به نيكي ياد ميكردند. ضمن اين كه ميرحسين موسوي توانسته بود حمايت تمامي اپوزيسيون را به خود جلب كند. شايد تبريك معنادار اردشير… بگذريم كه اين حكايت طولاني است. دوستي قبل از انتخابات به يكي از روستاهاي دورافتاده رفته و از جواني پرسيده بود كه به چه كسي رأي ميدهي؟ وي بلافاصله به علمك گاز اشاره كرد و گفت: به اين. معناي اين سخن را جوان خود تشريح ميكند. وي ميگويد: ساليان سال مسئولين گويا ما را فراموش كرده بودند و امروز رئيسجمهوري به سركار آمده كه يك تنه كمكاريهاي قبلي را جبران كرده، امروز بعد از چهار سال ما همزمان داراي آب آشاميدني، گاز و تلفن شدهايم و جاده خاكي ما آسفالت شده بنابراين به چه كسي به غير از مسبب اين خدمات ميتوانم رأي بدهم؟!
حال بعد از موج تخريب ناموفق اصلاحطلبان نوبت به تخريبي از جنس متفاوت رسيده بود. اكنون بايد دولت و رئيسجمهور به مقابله با ولايت متهم ميشدند تا پايگاههاي مردمي دكتر تخريب شود. اقتدارگرايان متوجه شده بودند كه احمدينژاد اهل مسامحه و باج دادن نيست فلذا براي حذف وي از آينده سياسي كشور برنامهريزي كردند.
![]()
كارشكنيها در حال اجراي بزرگترين جراحي اقتصادي كشور ميتواند بزرگترين آسيب را به محبوبيت رئيسجمهور بزند اما باز هم در اين بين اين هوش و مديريت مردم ايران بود كه ناديده گرفته شده بود. ايران بارها مورد هجوم و اشغال خاك خود قرار گرفته اما هر بار با تاكتيكي متفاوت از خطر نابودي فرهنگ خود رهايي يافت.
ايران سالهاي سال بعد از اشغال توسط روميان خود را احيا كرد. در مقابل هجمه اعراب وقتي ايدئولوژي اسلام را متعالي يافت با كمترين مقاومتي مسلمان شد ولي هرگز زبان و ادبيات خود را به فراموشي نسپرد. ملت ايران مهاجمان وحشي مغول را رام كرده و از آنان مسلمانان با درايت ساخت.
در جنگ جهاني اول و دوم خود را حفظ و با وجود اشغال شدن خاكش توسط متفقين از خطر تجزيه رهايي يافت. پيچيدگي مردم ايران ناشي از توجه فوقالعاده آنان به عقلانيت و درك شخصي آنان از شرايط است. مردم ايران اسلامي اهل تحميل عقايد ديگران به خود نيستند. آنان اگر خود به نتيجهاي برسند به دور از فشار نظري به آن تن درميدهند، حال مردم ايران اسلامي خود مختارند كه به هجمه رواني سياستبازان چگونه پاسخ دهند؛ پاسخي كه قطعاً باز هم سياستبازان را متعجب خواهد كرد!
[ad_2]




