جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است/میهمانی شد به پایان و نگارم رفته است
تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است
میهمانی شد به پایان و نگارم رفته استبا گل این باغ تازه انس پیدا کرده ام
گرم گل بودم که دیدم گلگسارم رفته استبذر قرآن را به دل، گر چه به دستم کاشتم
وقت محصولش که شد دیدم بهارم رفته استدر سحر تیر دعا صید عجابت می نمود
با که گویم درد خود وقت شکارم رفته استسفره ی پر رزق مهمانی رحمت جمع شد
درد در سینه نشسته سفره دارم رفته استدلبر من هر سحر بر دیدنم مشتاق بود
آن که بوده هر سحر چشم انتظارم رفته استشرح حال خویش را با یک کلام افشا کنم
بر شکسته هستم و دار و ندارم رفته استگر که در محشر بمانم رو سیاه و بنگرم
دلبر صاحب شفاعت از کنارم رفته است
بر مشامت گر رسید از قبر من بوی بهشت
کن یقین پای نگارم بر مزارم رفته استشاد بودم صحن چشمم بوی زینب میدهد
حال دیگر عطر یاس از چشم تارم رفته استآه از آن لحظه زینب را که گفتا یا حسین
رفتی و با رفتنت صبر و قرارم رفته است
[ad_2]




