جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
تاریخچه وهابیت و عکس هایی و نوشته هایی از جنایات انان.
این مطالب گرفته شده از وبلاگ : http://www.yare313.parsiblog.com/
[size=medium]
محمد بن عبدالوهاب در سال ???? ه.ق متولد شد و در سال ???? ه.ق از دنيا رفت. دوران کودکي را در شهر خود ((عيينه)) در حجاز و به ويژه نجد سپري کرد. بعد از مدتي وارد حوزه علميه حنبلي شد و نزد علماي ((عيينه)) به فراگيري علوم پرداخت. براي تکميل دروس خود، وارد مدينه منوره شد. بعد از آن شروع به مسافرت به کشورهاي اسلامي نمود؛ چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود. و به ايران نيز مسافرد کرد؛ در کردستان يک سال و در همدان دوسال ماند. آن گاه سفري به اصفهان و قم نمود و بعد از فراگيري فلسفه و تصوف، به کشور خود، حجاز بازگشت. بعد از هشت ماه که در خانه خود اعتکاف نموده بود، بيرون آمد و دعوت خود را آغاز نمود.با پدرش به شهر ((حريمله )) هشجرت کرد ، و تا وفات پدر در آنجا ماند؛ در حالي که پدرش از او راضي نبود.از آنجا که محمد بن عبدالوهاب، عقايد خرافي خود را که بر خلاف عامه مسلمانان بود و در حقيقت همان عقايد ابن تيميه بود منتشر مي ساخت، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر خود ((عيينه)) فرار کرد قرار شد امير شهر؛ عثمان بن معمر، او را ياري کند تا بتواند افکار و عقايدش را در جزيره العرب منتشر سازد. و براي تأکيد اين ميثاق، امير عيينه خواهرش جوهره را به نکاح محمد بن عبدالوهاب درآورد. لکن اين ميثاق و ازدواج دوام نياورد. به همين دليل از ترس اين که امير او را ترور کند به ((درعيه)) شهر مسيلمه کذاب، فرار کرد.از همان موقع که در که در ((عيينه)) بود به کمک امير شهر در صدد اجراي عقايد و افکار خود بر آمد و قبر زيد بن خطاب را خراب نمود و اين امر منجر به فتنه و آشوب شد . در ((درعيه)) نيز با محمد بن سعود ـ جد آل سعود ـ که امير آن شهر بود، ملاقات کرد. قرار شد محمد بن سعود هم او را ياري کند و در عوض، او نيز حکومتش را تأييد نمايد.محمد بن سعود نيز به جهت تأييد اين ميثاق، يکي از دختران خود را به نکاح او در آورد. اولين کار او اين بود که حکم به کفر و شرک و ترورد امير ((عيينه)) داد و سپس آل سعود را براي حمله به (( عيينه)) تشويق کرد. در اثر آن حمله تعداد زيادي کشته، خانه هايشان غارت و ويران شد و به نواميس شان هم تجاوز نمودند. اين گونه بود که وهابيان حرکت خود را به اسم نصرت و ياري توحيد و محاربه با بدعت و شرک و مظاهر آن شروع کردند.محمد بن عبدالوهاب همه مسلمانان را، بدون استثنا، تکفير مي نمود؛ به اتهام اين که آنان متوسل به پيامبر اسلام مي شوند و بر قبور اولياي خود گنبد و بارگاه مي سازندو به قصد زيارت قبور سفر مي کنند و از اوليا طلب شفاعت مي کنندو … .
پس از پيروزي بر (( عيينه )) به سرزمين هاي ديگر لشکر کشي کرده و به بهانه گشترش توحيد و نفي ((بدعت))، ((شرک)) و مظاهر آن، از ميان مسلمين به سرزمين نجد و اطراف آن، مثل يمن و حجاز و نواحي سوريه و عراق، حمله ور شدند، و هر شهري که عقايد آنان را قبول نمي کرد غارت کرده، افرادش را به خاک و خون مي کشيدند.پس از ورود به قريه ((فصول)) از حوالي أحسا و عرضه کردن عقايد خود، مردم با آنان بيعت نکردند، در نتيجه سيصد نفر از مردان قريه را کشته، اموال و ثروت آنان را به غارت بردند.
وهابيان با اين افکار خشن باعث ايجاد اختلاف و تشتت و در گيري ميان مسلمين شدند و استعمار را خشنود نمودند. تا جايي که ((لورد کورزون)) در توصيف شريعت وهابيت مي گويد: (( اين دين عالي ترين و پر بهاترين ديني است که براي مردم به ارمغان آورده شده است)) .با اين که محمد بن عبدالوهاب از دنيا رفته است ولي مستشرقين و استعمارگران دائما در صدد دفاع از افکار او هستند، تا جايي که مستشرق يهودي ((جولد تسهير)) او را پيامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افکار او تحريک مي نمايد
[/size]
[ad_2]






