جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود /داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو/ گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند/ عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من /خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی /آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی /آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی/ این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی/ باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیشود
گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم /ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود
خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای/ وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود
گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من /مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود
بی تو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم/ سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود
هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد /هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود
[ad_2]




