جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
بانویی که ۶ هزار بار ختم قرآن
بانویی که ۶ هزار بار ختم قرآن
نفیسه خاتون که بود
حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها دختر جناب حسن بن زید بن امام حسن مجتبى علیهالسلام و عمه حضرت عبدالعظیم حسنى علیهالسلام، در سنه ۱۴۵ ه.ق. در مکه معظمه متولد شد و در مدینه منوره با زهد و عبادت به سر برد.ایشان با اسحاق الموتمن، پسر حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام ازدواج کرد و از آن صلب پاک، یک پسر و یک دختر به نامهاى قاسم و امکلثوم به دنیا آورد.
.
گفته شده است که ایشان با شوهر و فرزندان خود از مدینه به مصر رفته و هفت سال در آن جا به سر برد و در ماه رمضان سنه ۲۰۸ ه.ق، در سن ۶۳ سالگى به سراى قرب الهى شتافت. به علت وفات این جلیله مخدره، ماتم بزرگى سراسر مصر را فرا گرفت و این روز از أیام مشهور روزگار شد.با اعلام این خبر از بلاد و نواحى اطراف، مردان و زنان براى تشییع جنازه آن بانوی پرهیزگار به مصر آمدند و دسته دسته بر وى نماز گذاشتند.
در آن شب به احترام این سیّده جلیله، شمعها برافروخته شد و از هر خانه که در مصر بود، صداى گریه و شیون به گوش مىآمد و تأسفى عظیم بر مردم مصر هویدا شد.
مرحوم حاج شیخ عباس قمى قدسسره در منتهىالآمال (ج۲/ص۳۰۰) به نقل از «تاریخ طبرى» (ج۵/ص۱۷۴) مىنویسد: هنگامى که نفیسه خاتون رحلت نمود، اسحاق بن جعفر الصادق علیهالسلام خواست بدن همسرش را از مصر به مدینه آورد و در بقیع به خاک سپارد. مردم نزد امیر شهر رفتند تا وى اسحاق را از این امر باز دارد، اما اسحاق نپذیرفت.
مصریان اموال بسیارى براى او جمع کردند تا از آن اندیشه برگردد، اسحاق همچنان قبول ننمود. مردم مصر شب را با اندوه و سختى به روز آوردند و چون بامداد رسید، خدمت اسحاق جمع شدند و حال او را دگرگون دیدند.
سبب را از او سؤال کردند، گفت: دیشب رسول خدا (ص) را در خواب دیدم که به من فرمودند: «اموال ایشان را رد کن و سیّده نفیسه را نزد ایشان دفن نما، «لانّ الرّحمة تنزل علیهم ببرکاتها»؛ رحمت خدا به برکت وجود خانم بر اهل مصر نازل مىشود». سرانجام سیّده را در مزار «درب السباع» دفن کردند و اسحاق المؤتمن با دو فرزند خود عازم مدینه شد.
شکى نیست که حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها دختر حسن بن زید بن امام حسن علیهالسلام و عمه حضرت عبدالعظیم حسنى علیهالسلام است؛ اما عدهاى از علماى انساب و مورخان، او را دختر زید بن حسن علیهالسلام دانستهاند که على التحقیق اشتباه مىباشد و رد آن بیان خواهد شد.
مؤلّف «عمدةالطالب» به نقل از «ریاض الانساب» (ج ۱/ ص۱۰۱) مىنویسد: زیدبن حسن علیهالسلام با لبابه دختر عبداللّه بن عباس ازدواج کرد و از او دو فرزند، یکى پسر که او را حسن نامید و دیگرى دختر و او را نفیسه نام نهاد، به دنیا آمد.
همسر نفیسه خاتون
نفیسه را ولید بن عبدالملک تزویج کرد و از وى فرزندى آورد. چون زید بر ولید بن عبدالملک درآمد او را بر سریر خویش جاى داد و سى هزار دینار دفعة واحده به او عطا نمود.اما جمعى دیگر از مورخان، نفیسه خاتون را دختر حسنبن زید بن حسن علیهالسلام دانسته و نام همسر وى را هم اسحاق المؤتمن فرزند امام جعفر الصادق علیهالسلام مىدانند، و در باره تاریخ تولد و وفات ایشان هم اتفاق نظر دارند.
* شجرهنامه حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها از منظر علماى انساب و مورّخان:
مرحوم شیخ عباس قمى رحمةاللّهعلیه در کتاب«سفینةالبحار» (ج۲/ص۶۰۴) مىنویسد: «نفیسة هى السیّدة الجمیلة التى وردت روایات فى مدحها، حکى الشیخ محمّد الصبان فى اسعاف الراغبین عن کتاب حسن المحاضر، انّ السیدة النفیسة بنت الحسن بن زید بن الحسن المجتبى علیهالسلام؛ نفیسه، خانمى جلیلالقدر است که روایتهایى در مدح او وارد شده است. محمّد الصبان در کتاب «اسعاف الراغبین» از کتاب «حسن المحاضر» نقل مىکند که وی دختر حسن بن زید بن حسن علیهالسلام مىباشد.یاقوت حموى، جغرافىدان مسلمان در کتاب «معجم البلدان» (ج۵/ص۶۰۴) مىنویسد: «بمصر من المشاهد و المزارات، بین مصر و القاهره، قبّة قیل انها قبر السیّده نفیسه بنت الحسن بن زید بن حسن علیهالسلام؛ در مصر و قاهره، گنبد و بارگاهى است که مىگویند قبر سیده نفیسه خاتون دختر حسن بن زید بن حسن علیهالسلام مىباشد.
ایشان با همسر خود جناب اسحاق پسر امام جعفر صادق علیهالسلام وارد مصر شد. گفته شده است که ورودش به مصر، همراه پدر خود حسن بن زید بود. زیرا وى از طرف منصور دوانقى حاکم مصر شد و لذا فرزندان خود را به آنجا انتقال داد. از این رو، اکثر مورخان اتفاق نظر دارند که نفیسه خاتون دختر حسن بن زید مىباشد.
مولف کتاب اعلام النساء المومنات (ص۶۲۶) و مشاهد العترة الطاهرة (ص۲۳۹) مىنویسد: «توفیت بمصر نفیسه بنت الحسن بن زید بن الامام الحسن المجتبى علیهالسلام» و همچنین مولفان کتابهاى وفات الاعیان (ج ۵/ص۴۲۳)، نور الابصار (ص۲۴۴ )، روح و ریحان (ص۱۰۳)، سراجالانساب (ص۳۵)، ریاحین الشریعه (ج۵/۸۵)، منتهىالآمال (ج۲/ص۹۹۲) و تتمةالمنتهى (ص۱۸۸)، تصریح نمودهاند که نفیسه خاتون دختر حسن بن زید بن حسن علیهالسلام مىباشد.
دلایلى که ثابت مىکند که نفیسه خاتون دختر حسن بن زید بن حسن علیهالسلام مىباشد نه دختر زید بن حسن علیهالسلام:
۱- تمام مورخان در تاریخ تولد و وفات حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها اتفاق نظر داشته و مىنویسند که او در سنه ۱۴۵ ه.ق. در مکه معظمه به دنیا آمده و در سال ۲۰۸ هجرى در مصر وفات یافته است. از این رو، قول کسانى که این سیده جلیله را همسر ولید بن عبدالملک بن مروان دانستهاند، اشتباه مىباشد، زیرا ولید در سنه ۹۶ ه.ق. از دار دنیا رفته است.
برخى مورخان، حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها را به اشتباه، خواهر حسن بن زید بن حسن علیهالسلام و دختر زید بن حسن دانستهاند، در حالى که ایشان خواهر زید بن حسن بن زید بن امام حسن و دختر حسن بن زید بن امام حسن علیهالسلام بوده است. علامه سید محسن امین قدسسره در «اعیانالشیعه» (ج۷/ص۹۶) مىنویسد: و فى هامش التهذیب على ترجمة زید بن حسن بن زید بن حسن بن على… انه اخو السیدة النفیسه.
اگر قائل شویم که حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها همسر ولید بن عبدالملک بن مروان بوده و بعد از وفات وى به عقد اسحاق بن امام جعفر صادق علیهالسلام درآمده است، همانطور که مولف کتاب زندگانى حضرت عبدالعظیم علیهالسلام این مطلب را ادعا نموده است، لازم مىآید که ایشان دختر زید بن حسن علیهالسلام باشد و حال آنکه بیشتر مورخان، حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها را دختر حسن بن زید نوشتهاند.
اضافه بر این، چون وفات این بانو در سال ۲۰۸ هجرى اتفاق افتاده است، پس نمىتوان پذیرفت که ایشان حدود ۱۴۰ سال عمر کرده باشد.
از سوى دیگر جمعى از مورخان و محدثین بزرگ، تاریخ ولادت حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها را سنه ۱۴۵ هجرى نوشتهاند که هیچ تردیدى باقى نمىماند که ایشان دختر حسن بن زید و همسر اسحاق پسر امام جعفر صادق علیهالسلام بوده است.
۲- چگونه مىتوان پذیرفت که حضرت نفیسه، همسر ولید بن عبدالملک باشد، حال آنکه بعد از وفات حضرت نفیسه سلاماللّهعلیها به سال ۲۰۸ هجرى در مصر، اسحاق بن امام جعفر صادق علیهالسلام خواست آن جسد شریف را به مدینه منوره حمل کند و در قبرستان بقیع دفن نماید.
در همین رابطه محدّث کبیر، حاج شیخ عباس قمى قدسسره در کتاب «منتهىالآمال» در ادامه حالات فرزندان امام جعفر صادق علیهالسلام مىنویسد: بدان که زوجه اسحاق بن جعفر الصادق علیهالسلام، علیا مخدره نفیسه بنت حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب علیهمالسلام است که به جلالت شأن معروف است. ایشان در سنه ۲۰۸ در مصر وفات کرد و در آن جا به خاک سپرده شد.
ارادت مصریان به حضرت نفسیه خاتون
مصریان اعتقادى کامل به او دارند و معروف است که دعا در نزد قبر او مستجاب مىشود.شیخ ذبیحاللّه محلاتى هم در کتاب «ریاحین الشریعه» مىنویسد: سیّده نفیسه بنت حسن بن زید بن الحسن بن على بن ابى طالب علیهالسلام که در خاک مصر مدفون است، مزارش زیارتگاه خاص و عام مىباشد و به طاهره و کریمةالدارین مشهور است.
پس با دلایل فوق ثابت شد که نفیسه خاتون دختر حسن بن زید بن حسن علیهالسلام بود و قول کسانى که این سیده جلیله را دختر زید بن حسن علیهالسلام دانستهاند، صحیح نیست.
حضرت نفیسه خاتون (س) از منظر علما
همانطورى که در مباحث قبل اشاره شد، حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها به زهد و عبادت و صیام روزها و قیام شبها مشهور روزگار خود بود. او صاحب مال زیاد بود، لذا به درماندگان، مریضان و عموم مردم احسان مىکرد. سى مرتبه به حج مشرف شد که بیشتر آن پیاده بود. در مسجدالحرام در حالى که پردههاى خانه خدا (کعبه) را مىگرفت، اشک مىریخت و ناله و فریاد مىکرد، و این جملات را مىگفت: الهى و سیّدى و مولاى متّعنى و فرّحنى برضاک عنّى…
زینب دختر یحیى متوّج درباره عبادت او مىگوید: «چهل سال در نزد عمّهام نفیسه خاتون خدمت مىکردم و هرگز ندیدم که وى شبها بخوابد و روزها افطار کند. به او گفتم: امّا ترفقین بنفسک؟ قالت: کیف أرفق بنفسى و قدّامى عقبات لا یقطعهاالاّ الفائزون؛ منتهىالآمال ۲/۲۹۹؛ آیا مراعات حال خود را نمىکنى؟! در جواب گفت: چگونه مراعات کنم در حالى که پیش روى من عقباتى است که جز رستگاران نمىتوانند آن را بپیمایند.تشریففرمایى سیده نفیسه سلاماللّهعلیها به مصر در سال ۱۹۳ بود. اهل مصر چون خبر ورود او را شنیدند، از آن جایى که ارادتى خاص به خاندان پیامبر صلىاللّهعلیهوآلهوسل م داشتند، از زن و مرد به استقبالش شتافتند و در ملازمت حضرتش بودند تا اینکه در سراى «جمالالدین عبداللّه بن جصاص» که از کبار تجّار و از صلحاى مصر بود، منزل ساخت و مدتى در آنجا سکونت کرد،ریاضالشریعه ۵/۹۰؛ و پس از چندى در منصوصه، خانه «ام خانى» سکونت اختیار نمود.
حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها نزد عربها «سیّده» و «ست نفیسه» که به معناى «خانم» است، خوانده مىشود. همانطور که گفته شد، تولد ایشان را به سال ۱۴۵هجرى قمرى، همزمان با سال شهادت محمد و ابراهیم، پسران عبداللّه محض فرزند حسن مثنى نوشتهاند و در حالات آن مخدّره چنین گفتهاند: بسیار زاهد و متقى بود و در حال احتضار روزهدار بود و جمعى از او خواستند که روزهاش را افطار کند، در جواب گفت: سبحاناللّه، سى سال است که از خدا مسألت دارم صائم از دنیا بروم، چگونه از آرزوى سى سالهام دست بکشم؟
ایشان در وقت احتضار این اشعار را مترنّم بود:
اصرفوا عنّى طبیبى
ودعونى و حبیبى
زادنى شوقى الیه
و عزامى فى لهیب
طاب هتکى فى هواه
بین واشٍ و رقیب
لاا ابالى بفواتٍ
حین قد صار نصیبى
لیس من لامٍ بعذلٍ
عنه فیه بمصیب
جسدى راضٍ بسقمى
وجفونى بنحیبى
طبیب را از من دور کنید و مرا با دوست خود واگذارید، که شوق و محبت و ناله من از براى لقاء او افزون شود و به ملاقاتش بروم…
* ماجرای حفر قبر
نوشتهاند که حضرت نفیسه خاتون سلاماللّهعلیها به دست خود قبرش را حفر کرد و همه روزه در میان آن مىرفت و نماز مىگزارد و قرائت قرآن مىنمود، طورى که شش هزار ختم قرآن در آن به اتمام رساند.در وقت احتضار، که بعد از هفت سال اقامت در مصر بود، بیمار شد و به بستر مرگ افتاد، روزهدار بود و قرآن قرائت مىکرد و در هنگام قرائت سوره مبارکه انعام چون به این آیه شریفه رسید « لهمّ دارالسلام عند ربّهم» انعام۶/؛ دار دنیا را وداع گفت.
گروه فرهنگی مذهبی کربلا
[ad_2]




