جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
انتقاد و اسكناس !!!!!!!!
انتقاد و اسكناس :khande:درست جلو گيت ورودي ايستگاه مترو اكباتان يك صندوق بزرگ و شفاف به چشم ميخورد كه روي آن با خط درشت نوشته «انتقادات و پيشنهادات» اما پر پول است! 🙂
همه مسافران مترو عجله دارند.چند پله پائينتر از زمين انگار زمان تغيير ميكند و همه چيز تند ميشود.مردم به قدري سريع وارد مترو ميشوند كه به هيچ چيز توجه نميكنند.آنها فقط ميخواهند زودتر به سكو برسند حتي چند ثانيه.همين چند ثانيه ممكن است آنها را 15 يا 30 دقيقه جلو بيندازد.گاهي شتاب مسافران به قدري زياد است كه مجال تشخيص صندوق انتقادات و پيشنهادات را از صندوق صدقات ندارند.درست مثل رانندگان خودروهايي كه در بزرگراهها فرصت نميكنند پيام بيلبوردهاي تبليغاتي را تا آخر بخوانند. آنها فقط فرصت ميكنند كلمه «صندوق» را بخوانند. بعد با فرض اين كه ادامهاش «صدقات» است، دست به جيب ميشوند و پولي از لاي روزنه صندوق به داخل ميفرستند.همان روزنهاي كه قرار بود پل ارتباطي شهروندان و مسئولان مترو باشد.
بيترديد اولين شهروندي كه دست به اين كار عجيب زده است در گمراه كردن مسافران ديگر نقش متهم رديف اول را بازي كرده است. او ممكن است اسكناس 100 توماني كهنهاي داشته كه بارها راننده تاكسي را به جانش انداخته.:48:
اين شهروند تصميم ميگيرد اين اسكناس را لابهلاي اسكناسهاي ديگر به فروشنده بليت در مترو بدهد اما بليت فروش را هم عصباني ميكند.پس براي راحت شدن از شر اين اسكناس پر درد سر، آن را داخل صندوق انتقادات و پيشنهادات مياندازد تا از شرش رها شود.:s126s:
با وجود يك اسكناس در اين صندوق، احتمال به اشتباه افتادن مسافران بعدي هم بيشتر ميشود و هر قدر به اسكناسها افزوده ميشود، پولهاي بعدي راحتتر راهشان را به اين صندوق باز ميكنند. البته در مورد اولين پولي كه به اين صندوق راه يافت ميتوان فرضيهسازيهاي زيادي كرد.
شايد يكي از شهروندان تحت تأثير حرفهاي مديران شهري كه ميگويند «مترو پول ندارد» قرار گرفته و سعي كرده به مترو كمك كند،البته در حد توانش.او به درستي ميدانسته اين صندوق، صدقات نيست و به همين دليل پول را داخل آن انداخته تا حساب اين پول با صدقه اشتباه نشود. نكتهاي كه با ديدن اين صندوق به ذهن ميرسد، بيتفاوتي مديران ايستگاه به پر شدن صندوق انتقادات از پول است.آنها سعي نميكنند به هر ترتيبي شهروندان را از كاربري اين صندوق با خبر كنند.بدون شك اين اسكناسها يكي دو روزه روي هم جمع نشدهاند و مدت زيادي است كسي به اين صندوق دست نزده است.:badbad::think:
باز اين سؤال مطرح ميشود كه چرا در صندوق انتقادات و پيشنهادات باز و انتقادات شهروندان بررسي نميشود. الان اين صندوق به ظرفي تبديل شده است كه در آن مخلوطي از انتقاد و اسكناس را ميتوان ديد كه البته تعداد اسكناسها به انتقادها ميچربد. اين صندوق در جايي قرار دارد كه درست جلو چشم مديران ايستگاه است و آنها از داخل اتاق شيشهاي خود به هر طرف كه نگاه كنند، اين صندوق را ميبينند.از سوي ديگر وجب به وجب ايستگاههاي مترو دوربين دارد كه با دقت مانيتور ميشوند. به همين دليل وقتي خواستم از آن عكس بگيرم صداي اعتراض چند نفر از كاركنان مترو درآمد. اين موضوع خيلي تعجب برانگيز بود. آنهايي كه اينقدر حواسشان به اين صندوق است چرا شهروندان را به استفاده درست از آن راهنمايي نميكنند؟ :idontnow:نمي توان مسئولان مترو را تنها مقصر دانست چون شهروندان هم علاقهاي به ارائه انتقاد از خود نشان نميدهند.اين صندوقها در هر جا كه باشد، خالي است.
يكي از دلايل بيتوجهي مسئولان به صندوقهاي انتقادات و پيشنهادات، بيتوجهي شهروندان به اين صندوق هاست.انتقاد ميان مردم هنوز به يك فرهنگ تبديل نشده است و مديريت شهري از مهمترين بازخوردهاي كارهايش بينصيب است. امروز جاي انتقادات را پول پر ميكند و فردا هر چيز ديگر ممكن است جاي خواستههاي شهروندان را بگيرد و تا زماني كه مطالبه شهروندان از مديران شهري براين پاشنه بچرخد، نميتوان توقع شهري ايدهآل داشت.
[ad_2]




