جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
اشاره کن…..
اشاره کن به ماه
اشاره کن به دریا
اشاره کن به موج
اشاره کن به ستاره ها،به باران
اشاره کن تا موجها شادکامانِ روزگار ساحل شوند،تا دریا اواز خوان ماهیان گردد
اشاره کن …اشاره به ماه به ستاره….تا بر نگاه من خیره شوند و تو را در چشم من بنگرند
اشاره کن به اسمان با زمین یکی شود تا خانه ابری از باران یسازم
تا خانه ابری از باران بسازم
تا دشتها،کوهها،دره ها،در دل عاشقی سبز شوند
تا گذار عشق همیشه در راستای جاده دلم باشد
اشاره کن به نهر ها،به رودها،به دریاها تا در ماهیان بپیچند
اشاره کن به ساعت خواستن تا تور را در زمان غرق دیدار خویش کنم
اشاره کن به ساعت خواستن تا در تو غرق شومنه اسمان نه درخت نه شب نه پنجره
کسی نمیداند عشق گل همیشه بهار است
زلال عطر تو در تن دل پیچید…….
در دعای شب بوی معرفت امد و در معبر نماز عشق فصلهای دل دادگی را دیدم که چه
جانانی بود
که چه جانانی بود
چه جانانی بود….در جان من
در خانه ابری هنگامه باران به پا شد
اب دلربایی کرد و هوش از جان زمین برد
ونگاه بی قرارم خیره به تو،به اسمان،به شکوه افرینش تو که اوج
ان در عشق است.در عشق در عشق در عشقاشاره کن به درختها تا سایه سار و سبز بر وسعت زمین چراغانی کنند
اشاره کن به گلها تا با عطر تو بیامیزند
اشاره کن به سنگها تا با تو نرم شوند
اشاره کن به دشتها تا خلنگ زارها به رنگ تو در ایند
اشاره کن به شعر ها تا ترانه شوند تا در موسیقی مناجات تو دعای عاشقی را زمزمه کنند
اشاره کن به خورشید تا عالم تاب شود
تا سردی ها گرم امید شوند
بگذار عمر گل در نگاه تو خیره بماند و به اشاره تو دوام یابد
بگذار برگ در ترانه باد بپیچد به بهانه تو راخواستن
اشاره کن به ماه که به اذن تو عروس اسمان شود
اشاره کن به زمین تا سرخوش از مهر تو بوستان عشق شود
اشاره کن تا بجوشیم تا به خود اییم که سنگ هم دل دارد…میبینی چه اسان میشکند؟
اشاره کن تا روح نوازشگر پاک،شیدای نور و نسیم شود و در چشم انداز روزگار عشق اواز خاطره ها جاری شود
اشاره کن تا قلب زمین پر از معرفت شالیزار و گندم شود و شقایق جولان عشق دهد
تا غنچه ها بخوانندتا سنگ،دل تنگ نباشد و لعل بسازد
اشاره کن
اشاره کن به ماه،به ستاره ها تا بر نگاه من خیره شوند
تا گذر عشق همیشه بر دلهابیفتد
اشاره کن
اشاره کن
[ad_2]





