استاد قرائتی ، جلوگيري از سوء ظن ديگران

خانه » استاد قرائتی ، جلوگيري از سوء ظن ديگران

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

استاد قرائتی ، جلوگيري از سوء ظن ديگران

جلوگيري از سوء ظن ديگران ماشين مي‌آيد مرا سوار مي‌كند، من هم نمي‌‌دانم ماشين مدلش چيست و قيمتش چند است. نرخ ماشين‌ها را كه نمي‌دانم! در ماشين با راننده صحبت مي‌كنيم، مي‌گوييم: ماشين چيه؟ بعد مي‌گوييم: اوه! چه ماشين گراني سوار شديم. مي‌بينم در مسجد آمدم، همه‌ي مسجدي مي‌گويند: اوه… من بايد بگويم: آقا اولاً اين ماشين را نرخش را نمي‌دانستم، دوم اينكه براي من نيست. اين بنده خدا آمده و مرا مسجد آورده است. خوب اگر نگوييم، فردا مي‌گويند…
بنده در يك كارخانه يك چاي خوردم. فقط يك چاي خوردم! اشهد بالله هيچ ربطي نداشتيم. يك چاي خورديم! سالها مي‌گفتند: اين كارخانه براي قرائتي است. گاهي ادم با عمه‌اش حرف مي‌زند.
من يك عمه‌ي نود ساله داشتم، جنوب شهر تهران. دو ماهي، سه ماهي صله يک بار رحم مي‌رفتيم. از خانه او كه بيرون مي‌آمدم، ديدم يك مشت جوان جمع شدند و مي‌گويند: قرائتي يك خانم هم در اين خانه دارد! (خنده حضار) آخرش ما عمه‌مان را آورديم گفتيم: بايا اين عمه‌ي ما است، نود ساله است. پيشگيري است. بگو: آقا اين براي من هست، نيست.
خدا آقاي فلسفي را رحمت كند. مي‌گفت: آخوند حق ندارد در بازار در مغازه‌ي كسي بنشيند. مغازه‌ي كتاب فروش بنشيند طوري نيست. براي اينكه در مغازه‌ي يك تاجر كه نشستي، بعد همه‌ي… بنده مثلاً اگر خواسته باشم خانه بخرم، بايد خانه‌اي بخرم يك طبقه باشد. اگر در يك برج يك خانه بخرم، ولو از اين بيست طبقه يك طبقه‌اش دست من باشد، ولي مي‌گويند: اين برج براي قرائتي است. بايد مواظب باشيم. پيشگيري كنيم، پيشگيري اجتماعي.
پيشگيري سياسي، گاهي افراد اگر افشاگري نكنند، شفاف سازي نشود، مردم قضاوت‌هاي كج و كوري مي‌كنند. مردم نشستند يك چيزي مي‌گويند. قباي آخوندها اينجايش سوراخ است. اين فرم دوختش است. من گاهي كه بلند مي‌شوم بنويسم اين سوراخ زير بغل پيدا مي‌شود. يك كسي چند نامه نوشت كه آقا، اين قباي شما پاره است، بدوزيد! اين نمي‌دانست كه اين فرمش است.
اين بنده خدا چند بار نامه نوشت كه آقا اين قبا پاره شده بدوز. من هم مي‌دانستم، اعتنا نمي‌كردم. يك روز يك نامه فرستاده بود، سوزن و نخ هم در آن گذاشته بود. (خنده حضار) گفت: فكر مي‌كنم سوزن و نخ نداري، چون هرچه مي‌گويم بدوز، نمي‌دوزي. (خنده حضار)
مثل پليس، پليس يك قسمت هست كه كلاهشان را كج مي‌گذارند. اسمش چيه؟ يگان ويژه! اين فرم كلاهش كج است.
به هر حال پيشگيري کنيم. مواظب باشيم جايي نرويم كه حرف بزنند. اگر سياسي هستيم، يك كاري نكنيم كه مغازه‌ي كسي بنشينيم و با كسي رفت و آمد كنيم.
اصل در پيشگيري، 60 درصد از پيشگيري‌ها مربوط به اعتقاد است. اخيراً قوه‌ي قضاييه هم يك معاونت پيشگيري از جرم درست كرده است. من چند دقيقه پيش فهميدم. زنگ زدم كه شما چه مي‌كنيد؟ ديدم «الْحَمْدُ لِلَّه‏»يك چيزهايي دارند. البته آنها هم يك هفت، هشت تا اضافه كردند، ولي من خودم شصت، هفتاد مورد قبلاً يادداشت كردم.

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا