جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
از چه دلتنگ شدی؟
![]()
پشت کاجستان ، برف
برف ، یک دسته کلاغ
جاده یعنی غربت
باد ، آواز ، مسافر ، و کمی میل به خواب
شاخ پیچک ، و رسیدن ، و حیاطمن ، و دلتنگ ، و این شیشه ی خیس
می نویسم ، و فضا
می نویسم ، و دو دیوار ، و چندین گنجشکیک نفر دلتنگ است
یک نفر می بافد
یک نفر می شمرد
یک نفر می خواندزندگی یعنی :یک سار پرید
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست : مثلن این خورشید
کودک پس فردا
کفتر آن هفتهیک نفر دیشب مرد
و هنوز ، نان گندم خوب است
و هنوز ، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشندقطره ها در جریان
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
.
.
.
سهراب سپهری
[ad_2]




