زنى دختر خود را بعد از مردن در خواب ديد كه به عذاب اليم گرفتار است. بيدار گشته و ناله و زارى بسيار كرد.

بعد از يك شبانه روز ديگر، باز هم او را در خواب ديد، كه خوش و شادان و در راحتی و آسایش بود.

مادرش از او پرسيد: كه اى دختر چگونه است كه يك وقت تو را در خواب ديدم در عذاب و گرفتاری بودى، و امروز در آسایش و راحتی هستى؟

دختر گفت: اى مادر، به خاطر گناهان خود، گرفتار عذاب بودم، اما دیروز مؤمنى صالح بر قبرستان ما گذر نمود و چند مرتبه صلوات ذكر كرد و ثوابش را به اهل قبور بخشيد.

خداوند حق تعالى به بركت صلواتها، عذاب را از اهل قبور برداشت و به نعمت و سرور تبدیل فرمود.

منابع:

كشكول النور: ج 1، ص 28

رياض الاذهان

داستانهایی از انوار آسمانی