جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
اخلاق دين، خشونت زا يا رحمت آفرين؟!
اخلاق دين، خشونت زا يا رحمت آفرين؟!
نویسنده: محمد مهدی تبریزیشبهاتی پیرامون دین و اخلاق:
شبهه اول: استقلال اخلاق از دین؛ شبهه دوم: اخلاق دینداری، معجونی از ترس و بی نشاطی: انسان دیندار در زندگی دنیوی دائم در حال ترس و وحشت از خدا و قیامت به سر میبرد كه این ترس در مراتبی منجر به مختل شدن حیات مادی و ترك دنیا و مواهب آن و بروز برخی رفتارهای به ظاهر نامعقول از فرد معتقد بدان است. شبهه سوم: عدم ابتنای اخلاق دینی بر اختیار، مسئولیت پذیری و عواطف انسانی: ملاك و مبنای اخلاق و رفتار هر انسان باید اصل اختیار، مسئولیت پذیری، وظیفه اجتماعی و عواطف انسانی و نوعدوستی باشد، اما ادیان به جای این اصول، ملاك رفتار و كردار انسان را ترس از خدا قرار میدهند. انسان متدین تنها به دنبال رضایت خدا و امان بودن از عذاب اوست نه اینكه اخلاقیات را برای انجام وظایف و مسئولیتهای انسانی و اجتماعی خود انجام دهد.
پاسخ این شبهات در شمارههای قبل گذشت.
شبهه پنجم: وابستگی حسن و قبح به اراده خدا برخی ملحدان چنین تبلیغ میكنند كه اساسا اسلام، اصل حسن و قبح عقلی را قبول ندارد. به این معنی كه با قطع نظر از خدا و دیگران، برخی اشیا، ذاتا نیك و كمال و تعدادی زشت و قبیحاند. این امر مورد پذیرش مسلمانان نیست، بلكه آنان معنای حسن و قبح را نه عقل و ذات اشیا، بلكه صرف اراده و خواست خدا میدانند و به تعبیری «هرچه آن خسرو كند نیكو بود».
در حالی كه تعدادی از اشیا ذاتا نیكو و تعدادی ذاتا قبیح هستند و خواست خدا نمیتواند آن را تغییر دهد. مثلا اینكه عدالت زیبا و ظلم قبیح است؛ عقل آن را درك میكند و خداوند با اراده خود نمیتواند حكم آن را معكوس كند. این شبهه توسط فلاسفه ملحدی مانند مكی و راسل و به تبع آن در بعضی سایتها ترویج و تبلیغ میشود.
نقد و نظر: سستی این شبهه برای آنكه با مسائل ابتدایی علم كلام آشنا باشد، روشن است. در علم كلام اسلامی، سه نحله لامی مهم و عمده به نامهای: اشاعره، معتزله و شیعه وجود دارد كه اصل حسن و قبح عقلی یكی از مباحث مهم این سه مكتب كلامی است. از این سه مكتب، تنها اشاعره منكر حسن و قبح عقلی شده و اصل حسن و قبح را به اراده الهی برگرداندهاند، اما دو مكتب دیگر به شدت طرفدار حسن و قبح عقلی هستند. اینجا به نقل یك حدیث از امام صادق(ع) بسنده میكنیم كه فرمود: «فبالعقل عرف العباد خالقهم… و عرفوا به الحسن من القبیح»؛ بنابراین اگر شبهه فوق وارد باشد، تنها بر مكتب اشاعره متوجه است. منطق و انصاف در مباحث علمی اقتضا میكند طراحان شبهه، انكار حسن و قبح عقلی را به اسلام و همه مسلمانان نسبت ندهند و متذكر شوند كه اشكال آنان از میان سه فرقه كلامی، تنها بر یك فرقه متوجه است.
نكته دیگر اینكه اشاعره نیز بر این باورند چون خداوند، ذاتا وجود مستجمع همه صفات نیكو و كمال است، همه احكام و افعالش نیز نیكو و حسن خواهد بود و خدا به هیچ وجه، امر قبیح را نیكو یا بالعكس نمیكند.
شبهه ششم: اخلاق دین، آیین دشمنی و عدم دوستی با غیر همكیشان یكی دیگر از شبهات ناظر به نظام اخلاقی ادیان، بخصوص آیین مقدس، این است كه هر دینی تنها دوستی و محبت را به پیروان خویش توصیه و اختصاص داده و پیروان ادیان دیگر و بلكه دیگر انسانها را كافر و دشمن فرض نموده و یا حداقل با نگاه تنفر آمیز نگاه میكند؛ و این با مبادی و اصول و اخلاقی سازگار نیست و موجب میشود اخلاق در سیستم دین در قلمرو وسیعی رو به افول گذارد و بذر خشونت و جنگ رشد كند. «لایتخذ المومنون، الكافرینَ من دون المومنین و من یفعَل ذلك فلیس من الله فی شیء؛ افراد با ایمان نباید به جای مومنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند، و هركس چنین كند، هیچ رابطه ای با خداوند ندارد».(آل عمران، آیه 28)
نقد و نظر: در تحلیل و ارزیابی این شبهه، نكات ذیل قابل تامل است: نهی از رابطه خاص: اولین نكتهای كه باید آن را مد نظر قرار داشت، مسئله هدایت و ضلالت و به تعبیر دیگر حق و باطل است. اسلام معتقد است كه این آیین، یگانه صراط مستقیم و حق و دیگر ادیان و مكاتب، از حق و هدایت ناب به دور افتادهاند. این مطلب قابل انكار نیست.(4) در اصطلاح از این امر به «انحصارگرایی دینی» مقابل پلورالیسم دینی تعبیر میشود. با این اصل طبیعی است كه نگاه اسلام و مسلمانان به پیروان ادیان، نگاهی متفاوت باشد.
از آنجا كه پیروان هر دین و مسلكی، آیین خود را حق میپندارند. طبیعی است كه به تبلیغ آیین خود در میان پیروان ادیان دیگر بپردازند و در برخی مواقع نیز از راهكارهای غیر علمی مانند راهكار تهدید، حمله و خیانت، به تضعیف دین رقیب بپردازند. این اصل مخالفان اسلام، اعم از اهل كتاب و غیره را نیز در بر میگیرد. از این رو هشدارهای قرآن درباره مخالفان نه تنها طبیعی بلكه ضروری است تا مسلمانان به خاطر منافع دنیوی از اصل دین و اهداف بزرگ غافل نشوند و اسلام را فدای منافع شخصی خود ننمایند.
آیهای كه مخالفان بر آن تمسك كردند دقیقا بر اصل فوق ناظر است و به مسلمانان هشدار میدهد كه كافران را اولیاء یعنی سرپرست و محرم اسرار خود قرار ندهند. آیه شریفه درصدد نهی از صرف رابطه همكاری مسالمت آمیز، نوع دوستی و ابراز علاقه به كفار نیست، بلكه از مرتبه بالاتر، یعنی اتخاذ كفار در حد محبوب و دوست قلبی و به تعبیر علامه طباطبایی امتزاج روحی بر حذر میدارد كه لازمه آن، محرم راز همدیگر شدن و اجازه تصرف در امور یكدیگر است.
اگر مرتبه این علاقه و دوستی به حدی برسد كه مسلمانان در مرحله انتخاب دوست نزدیك و محرم راز خود به معنایی كه ذكر شد، كافر را بر همكیش خود مقدم دارد؛ این گونه رابطه در آیه شریفه نهی و منع شده است. اما رابطه دوستی عادی، حتی دوست داشتن قلبی كفار به عنوان انسان و آفریده الهی، نه تنها منع نشده، بلكه در قرآن و روایات به آن سفارش نیز شده است. تفصیل این مسئله در نقد شبهه نسبت خشونت به دین خواهد آمد.منابع : روزنامه رسالت، شماره 7344 به تاريخ 1/6/90، صفحه 6
[ad_2]




