موطن: قائم شهر
نام پدر : ملّا رحمت اللّه
تاريخ وفات: 1422قمری

زندگینامه ها:

منبع :

فقیه فروتن

احمد محیطی اردکانی

ولادت

حضرت آیة اللّه حاج شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی در سال 1312 ش. در یکی از روستاهای قائم شهر در خانواده ای روحانی متولد شد.(1)

وی فرزند ملّا رحمت اللّه، فرزند ملّا صدوق، فرزند ملّا صالح، فرزند ملّا محمد، فرزند عالم متّقی ملّا صالح است واجداد بزرگوارش، همه از علمای وارسته و فرهیختگان پرهیزکار بودند.(2)

پدر بزرگوارشان، مرحوم ملّا رحمت اللّه، یکی از روحانیون شریف و مورد احترام اهالی بود که برای امرار معاش به کشاورزی هم مشغول بود. او در سال 1358 ش. در سن 72 سالگی دار فانی را وداع گفت و در زادگاهش «لَفُور» مدفون گردید.(3)

مادر مکرّمه وی، عمّه خانم کُجوری، زنی باتقوا و وارسته بود که در تاریخ 1377 / 2 / 6 ش. به رحمت ایزدی پیوست و در زادگاهش به خاک سپرده شد.(4)
نوجوانی

در سن پنج سالگی، با هدایت پدرش با کتاب عزیر خدا «قرآن مجید» آشنا شد و قسمتی از قرآن را نزد وی آموخت و قسمت عمده آن را بدون معلّم فرا گرفت و حتی بخش هایی از کلام الهی را حفظ نمود.

ایشان در این باره می گوید:

«به خاطر دارم که در همان دوران کودکی، آیاتی از قرآن کریم را برای بعضی از روستاییان از حفظ می خواندم و مورد تشویق آن ها قرار می گرفتم.»(5)
تحصیل

پس از آموختن قرآن مجید و بعضی از کتب مذهبی و تاریخی و مقداری از جامع المقدّمات از محضر پدر بزرگوارشان، برای ادامه تحصیل علوم اسلامی با اشتیاقی وصف ناپذیر، عازم «بابل»، یکی از شهرهای مازندران، شد و صرف و نحو و منطق را از اساتید بزرگوار مدرسه «صدر» آموخت.

خود در این باره چنین فرموده است:

«هنگامی که به سنّ ده سالگی رسیدم، در خود احساس عجیبی یافتم که هر طور شده به مناطق بزرگ تری رفته و به فراگیری علوم اسلامی بپردازم. و خود را در راهِ رسیدن به علم مشتعل یافتم و به همین مقصود به اصرار، از پدرم خواستم که مرا به بابل، شهری که در آن زمان در حدّ خودش دارای حوزه علمیه نسبتاً بزرگی بود، ببرد. پدرم وقتی دید که تمام وجودم از عشق به تحصیل شعله ور شده است و حتی یک لحظه تاب توقف ندارم، مرا به بابل برده و نزد مرحوم آیة اللّه شیخ امان اللّه کریمی (ره) ، که عالمی زاهد و وارسته بودند، سپرد. مرحوم آیة اللّه کریمی (ره) چون عالمی عامل بودند، در تربیت من نقش مهمّی ایفا کردند و بسیاری از احکام اسلامی و دینی که مورد نیازم بود، به من یاد دادند.»(6)

آن گاه به تهران عزیمت کرد و حدود دو سال در تهران مشغول تحصیل بود. سپس عازم قم شد و حدود هفت ماه در مدرسه فیضیّه اقامت داشت. عشق به تحصیل چنان او را فراگرفته بود که فقر و سختی های طاقت فرسای آن روزها را به راحتی تحمّل می کرد.

در این باره می گوید:

«ایّامی بر ما گذشت که امکان به دست آوردن نان، حتّی به اندازه رفع گرسنگی هم، فراهم نبود؛ امّا تحمّل آن برای کسانی که شیدای تحصیل علوم و معارف دینی بودند، چندان مشکل نبود.»(7)

تلاش و جدّیت در تحصیل و مطالعه مداوم، غالب اوقاتش را پر کرده بود؛ به گونه ای که زمان تحصیل و تدریس در شبانه روز به بیست ساعت می رسید.

استعداد سرشار و روح کنجکاوش به حدّی بود که از محضر استادی به محضر استادی دیگر حاضر می شد تا مراحل کمال و معرفت را با اخلاص طی کند.

دقّت نظر وی به گونه ای بود که یکی از مدرّسان بزرگ حوزه، فرموده است: «من در عمرم طلبه ای دقیق النّظر مانند ایشان ندیدم.» این زمانی بود که به تحصیل درس منطق مشغول بود و با سؤال های پی در پی استاد را به اعجاب وامی داشت.(8)
پوشیدن لباس روحانیّت

آیة اللّه صالحی مازندرانی (ره) ، به مناسبت های مختلف بارها اظهار می داشت که اگر علما و روحانیّون عذری ندارند، خود را با پوشیدن لباس مقدّس روحانیّت مزیّن کنند؛ زیرا این لباس و عمامه، خود به خود اثر دارد و دیگران را به مسیر حق هدایت می کند. از این رو، خود وی در سال 1332 ش. در حالی که کمتر از بیست سال داشت، لباس مقدّس روحانیت را پوشید و به کسوت عالمان دین در آمد.(9)
عزیمت به مشهد مقدّس

اوایل سال تحصیلی 1333 ش. عازم مشهد مقدّس شد و سطح عالی و مقداری از دروس خارج فقه و اصول را از محضر اساتید و بزرگان حوزه علمیه مشهد فرا گرفت؛ از جمله اساتید وی، استاد عالی قدر و صاحب فضائل، حضرت آیة اللّه حاج شیخ هاشم قزوینی (ره) بود. مرحوم آیة اللّه قزوینی علاوه بر این که در فقه و اصول، استادی ماهر و خبیر بود، در تربیت و تزکیه شاگردان نیز نقش به سزایی داشت.(10)
هجرت به قم

پس از حدود شش سال تحصیل و اقامت در جوار بارگاه حضرت علی بن موسی الرّضا(علیه آلاف التحیّة والثناء) در سال 1339 ش. برای ادامه تحصیل عازم قم شد و در حوزه مقدس آن جا در جوار مرقد مطهّر حضرت فاطمه معصومه (س) تحصیل و تدریس را پی گرفت.(11)
تشکیل خانواده

در سال 1338 ش. در حالی که کمتر از 26 بهار از عمر شریفش می گذشت، با خانواده ای نجیب، متدین و اهل علم از اقوام نزدیک خود وصلت کرد.

همسرش زنی مؤمن، فداکار، متدین، صبور و عاشق اهل بیت (ع) است؛ به گونه ای که وی بارها می فرمود: «من به عشقی که او به اهل بیت عصمت و طهارت دارد، رشک می برم.»(12)

آنچه شایان ذکر است، همراهی دلسوزانه همسرش در مراحل مختلف زندگی با او است؛ چه در دوره ستم شاهی که ایشان گاهی در زندان و گاهی در تعقیب بود؛ چون علاوه بر وظیفه مهم خانه داری و دفاع از هجوم دژخیمان ساواک، نگهداری و تربیت فرزندان را در آن برهه حساس بر عهده داشت و در برابر مشکلات ایستادگی می کرد؛ و چه در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همواره یار و مددکار همسر خود بود.(13)

حضرت آیة اللّه صالحی مازندرانی پس از ازدواج، با این که مدّت زیادی در منزل استیجاری زندگی می کرد و برای امرار معاش در مضیقه بود، با جدّیت بیشتری به ادامه تحصیل پرداخت و هیچ مشکلی او را از هدف باز نداشت.
اساتید

ایشان علاوه بر اساتیدی که در بابل و تهران و مشهد مقدس داشت، در حوزه علمیه قم نیز از محضر حضرات آیات و اساتید گرانقدر بهره مند شد که بعضی از آن بزرگان عبارتند از:

.1 حضرت آیة اللّه العظمی بروجردی (ره) ؛

.2 مجاهد بزرگ، حضرت آیة اللّه العظمی امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران؛

.3 حضرت آیة اللّه حاج میرزا هاشم آملی (ره) ؛

.4 حضرت آیة اللّه العظمی گلپایگانی (ره) ؛

.5 علّامه بزرگوار حضرت آیة اللّه حاج سید محمد حسین طباطبائی (ره) ؛

.6 حضرت آیة اللّه محقّق داماد (ره).
تدریس

ایشان حدود 40 سال در حوزه علمیه قم به تدریس فقه و اصول و دیگر علوم اسلامی مشغول بود.

بعضی از کتاب ها یا علومی که تدریس نمود، عبارتند از:

.1 کفایة الاصول، از آخوند خراسانی (ره) ؛

.2 شرح تجرید الاعتقاد(کشف المراد علّامه حلی (ره) )؛

.3 دو دوره کتاب حکمت شرح منظومه ملا هادی سبزواری (ره) ؛

.4 نهایة الحکمة، از علامه طباطبائی (ره) ؛

.5 برخی از مجلّدات اسفار ملّا صدرا (ره) ؛

.6 یک دوره خارج قضا، خمس، وکالت و کفایت، از کتاب «تحریرالوسیله» تألیف امام خمینی (ره) ؛

.7 و از سال 1358 ش. تا آخر عمر شریفشان به تدریس «خارج فقه و اصول» اشتغال داشت و بعضی از روزها را به تدریس «تفسیر قرآن» و «اخلاق» اختصاص داده بود.(14)
آموزه های چهارشنبه

استاد آیة اللّه صالحی مازندرانی طبق معمول حوزه علمیه قم، هر چهارشنبه، در پایان درس خارج فقه و اصول با بیان آیه ای از قرآن مجید یا روایتی از امامان معصوم (ع) ، نکات بسیار آموزنده اخلاقی را متذکّر می شد و راه تهذیب و تزکیه نفس را در کنار تحصیل دانش، به شاگردان می آموخت.

بعضی از این نکات اخلاقی چنین است:
بسیج؛ لشکر مخلص خدا

روز چهارشنبه 1370 / 9 / 5 به مناسبت سالگرد صدور پیام تاریخی امام خمینی برای تشکیل بسیج، این حدیث را بیان فرمود:

«عن ابی الحسن الاوّل (ع) قالَ: رَجُلٌ مِنْ اُهْلِ قُمْ یَدْعُوا النّاسَ ِالَی الْحَقّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبُرِ الْحَدیدِ. لاتَزِلّهُمْ الرّیاحُ الْعَواصِفُ وَ لایملّون مِنَ الْحَرْبِ، وَ لایَجْبُنُونَ، وَ عَلَی اللّهِ یَتَوَکّلون، وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتّقینَ.»(15)

امام کاظم (ع) فرمود: «مردی از اهل قم(قیام خواهد کرد و) مردم را به سوی حق دعوت می کند. گروهی(محکم و استوار) چون پاره های آهن دور او جمع می شوند، بادهای تند(حوادث) آن ها را متزلزل نمی کند و از جنگ هراسی ندارند و خسته نمی شوند و بر خداوند توکّل می کنند و عاقبت (پیروزی) از آنِ پرهیزکاران است.»

آن گاه آیة اللّه صالحی، این حدیث را بر امام خمینی (ره) و بسیجیان و یاران امام منطبق کرده، کلماتی از امام خمینی را درباره بسیجیان این گونه نقل می نمود:

«امام خمینی فرمودند: «بسیج» شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن، بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند… بسیج، لشکر مخلص خدا است که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اوّلین تا آخرین امضاء نموده اند…»(16)
قیام برای خدا

چهارشنبه 1373 / 8 / 18 در آخر درس اصول چنین فرمودند:

«خیلی از مطالب که در منابر و مجالس مطرح می کنیم، جنبه خطابی دارد؛ عصاره و چکیده همه مسائل، یک کلمه است که خداوند متعال در قرآن شریف به آن اشاره فرموده است: (قل انّما اعظکم بواحدة أن تقوموا للّه…).(17) اگر حرکات و قیام های ما برای خدا باشد و بوی حق به مشام مردم برساند، همین کافی است. خداوند خود مدافع مردم و ملّتی است که قیامشان برای خدا باشد.»
جوانی

روز چهارشنبه 74 / 9 / 22 این حدیث را بیان فرمودند:

«قالَ رَسُولُ اللّهِ (ص) : یا عَلِیّ! بادِرْ بِاَرْبَعَ قَبْلَ اَرْبَع: شَبابَکَ قَبْلَ هِرَمِکَ، وَ صِحّتِکَ قَبْلَ سُقْمِکَ، وَ غِناکَ قَبْلَ فَقْرِکَ، وَ حَیاتِکَ قَبْلَ مَوْتِکَ.»(18)

پیامبر گرامی اسلام (ص) در وصیتی به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: یا علی! چهار چیز را قبل از چهار چیز دریاب: جوانی را قبل از پیری، سلامتی را قبل از بیماری، بی نیازی را قبل از تنگدستی و زندگی را قبل از مردنت.»

و در توضیح این روایت بسیار روی ارزش جوانی تأکید نمود و سپس فرمود: «در مشهد مقدس در مدرسه باقریّه، که الآن جزو اطراف حرم و فضای سبز شده – همان جا که باغ نادری است و خیابان شهدا نام گرفته است – در طبقه بالای آن مَدْرسی بود. نزد شیخ کاظم دامغانی، که پیرمردی پرحافظه بود، درس می خواندم. وی در یکی از توصیه هایش با یک سوزی می فرمود: جوانی را قدر بدانید که اگر از دست رفت، هرگز برنمی گردد. تا می توانی از نیروی جوانی در راه کسب علم و تقوا بهره ببرید و ملکات عالی اسلامی را در وجود خود ذخیره نمایید.»
ارتباط معنوی با امام زمان (ع)

چهارشنبه 1374 / 2 / 3 مطابق با 24 ذیحجه 1415 به مناسبتی از حضرت ولی عصر (ع) یاد کردند و فرمودند: «باید سعی کنیم با آن حضرت ارتباط معنوی داشته باشیم. طوری نباشد که حتی در مجالس هیچ سخنی از آن حضرت هم نباشد؛ بلکه علاوه بر این که هر روز و در هر مجلس باید به یاد امام زمان(عج) باشیم، باید سیره و روش آن حضرت را در زندگی مان پیاده کنیم و تا حدّ توان در عمل، با آن حضرت همگام شویم.»

سپس با بیان حدیثی از امام صادق (ع) درباره سیره عملی حضرت بقیة اللّه الاعظم(عج)، توضیح داد که:

«شیخ مفید از علی بن عقبه از پدرش چنین نقل کردند: «قال: اِذا قامَ القائم – (عجل اللّه تعالی فرجه) – حَکَمَ بِالْعَدْلِ وَارْتَفَعَ فی اَیّامِهِ الْجَوْرُ وَ آمَنَتْ بِهِ السّبُلُ وَ اَخْرَجَتِ الْأرْضُ بَرَکاتِها، وَ رُدّ کُلّ حَقّ اِلی اَهْلِهِ…؛(19) زمانی که حضرت ولیّ عصر(عجّ) قیام کند، به عدل حکم می کند. در آن روز بساط ستم ها برچیده می شود، راه ها أمن می شود، زمین برکاتش را آشکار می سازد و هر حقّی به اهل آن برگردانده می شود.»

آن گاه در توضیح این حدیث فرمودند: «آن گونه که در بعضی روایات آمده، وقتی حضرت ظهور کند، دین جدیدی می آورد. مقصود این نیست که دینی غیر از دین پیامبر خاتم (ص) می آورد؛ بلکه چیزهایی که از دین به فراموشی سپرده شده، احیا می کند. به عدل حکم می کند، مدینه فاضله تشکیل می دهد. در آن جامعه دیگر شخص مطرح نیست؛ شخصیّت مطرح است؛ شخصیتی که خواهان عدالت باشد. در آن موقع ستم ها از بین می رود، ستمگران نابود می شوند، راه ها امن و امان می گردد. انبیاء، پیامبر خاتم (ص) ، قیام عاشورا، همه برای اقامه عدل و از بین بردن ستم بود. باید سعی کنیم در انقلاب ما نیز این مسائل پیاده بشود.»
انتظار

چهارشنبه، 74 / 10 / 13، نیز چند جمله ای در معنی «انتظار» بیان نمودند:

«انتظار از ریشه «نَظَر» است که معنی دیدن با دقّت و مراقب بودن می دهد. همان گونه که گاهی وقتی کسی برای خود وصیّ معیّن می کند، «ناظر» نیز برای وی قرار می دهد. ناظر کسی است که با دقّت و توجّه و محاسبه، نظاره گر است تا این وصیّ در وظیفه اش کوتاهی نکند. انتظار نیز یک نوع عمق نگری است. این که انسان گوشه ای بنشیند و الغوث الغوث بخواند و منتظر فرج باشد، کافی نیست؛ بلکه باید لحظه به لحظه چشم دوخته باشد و تجسّس کند و آمادگی حاصل کند تا حضرت ولی عصر(عجّل اللّه فرجه) بیایند. باید به گونه ای باشد که اگر الآن آن حضرت ظاهر شود و اعلان کند باید همراه من به جنگ با جبّاران بیایید، آماده باشد.»
اهمیّت تبلیغ

چهارشنبه 1375 / 2 / 23 مطابق با 23 ذیحجه 1416، در آستانه ماه محرّم فرمودند: «امر تبلیغ مهم است. اگر روحانیت این امر مهم را توجه نکند، خطرات جبران ناپذیری دارد. در همین انتخابات معلوم شد که هر جا روحانی متعهّد حضور داشته، انتخابات خوبی انجام شده و افراد بهتری به مجلس راه یافتند. در طول تاریخ همین روحانیّت باعث نجات مردم شدند. امثال سید جمال الدّین اسدآبادی، میرزای شیرازی و… و در صدر همه، امام خمینی (ره) بودند که مردم را از ستم های جبّاران رهایی بخشیدند.»
شاگردان

وی در مدت تدریس، شاگردان زیادی پرورش داد که بیشتر آن ها در قید حیات هستند و در مسئولیت های مهمّ دینی و کشوری مشغول به خدمتند.

بعضی از شاگردان وی عبارتند از:

.1 حجة الاسلام و المسلمین محمّدی گلپایگانی، مسئول دفتر مقام معظّم رهبری؛

.2 حجة الاسلام و المسلمین محسن قرائتی؛

.3 حجة الاسلام و المسلمین مروی؛

.4 حجة الاسلام و المسلمین ناطق نوری.

.5 حجة الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی، مؤلّف محترم کتاب «نهضت امام خمینی (ره).»(20)
تألیفات

آیة اللّه صالحی مازندرانی، با تلاش مجدّانه در تحصیل و تدریس، به تألیف هم مشغول بود و یافته های علمی دقیق خود را در موضوعات گوناگون با قلمی روان به رشته تحریر درآورد؛ ولی بیشتر آثار قلمی ایشان هنوز به چاپ نرسیده است.

الف) برخی از آثار ایشان که تاکنون چاپ شده بدین قرار است:

.1 رساله توضیح المسائل؛

.2 مفتاح البصیرة فی فقه الشریعة(شرح عروة الوثقی)، جلد اوّل و سوم در موضوع طهارت؛

.3 مناسک حج؛

.4 استفتاءات، دو جلد؛

.5 احکام جوانان و نوجوانان.

ب) بعضی از تألیفاتی که هنوز چاپ نشده:

.1 یک دوره خارج طهارت؛

.2 یک دوره کامل خارج اصول فقه؛

.3 رساله ای در «ولایت فقیه» که قبل از پیروزی انقلاب تألیف شده است؛

.4 حواشی و تعلیقه بر کتاب اسفار و شرح منظومه؛

.5 رساله ای مبسوط و استدلالی در «انفال و ثروت های عمومی»؛

.6 رساله ای در «ولایت جدّ و پدر بر دختر بالغ»؛

.7 یک دوره خارج قضا، خمس، وکالت و کفالت از کتاب تحریر الوسیلة؛

.8 یک دوره خارج بیع و خیارات از کتاب مکاسب.(21)
ویژگی های اخلاقی

آیة اللّه صالحی مازندرانی از همان ابتدا، همگام با تحصیل، در تهذیب و تزکیه نفس نیز کوشا بود و از اساتید برجسته اخلاق کسب معنویت می کرد و بر ملکات خوب نفسانی خود می افزود.

وی به گونه ای خود را با ادب اسلامی مزیّن نموده بود که هر کس با او همنشین می شد، به یاد خدا می افتاد و رنگ الهی می گرفت.

بعضی از سیره عملی و اخلاقی وی از این قرار است:
الف) توکّل به خدا و توسل به اولیای خدا

ایشان در تمام مراحل زندگی، بویژه در ایامی که در زندان های رژیم منحوس پهلوی بود، به خدا توکّل داشت. همچنین در امر مهم تبلیغ و ارشاد مردم نیز، که سیره طلّاب علوم دینی است، از تکیه و توسّل به خدا و اولیای او غافل نبود.

در یکی از سفرها با این که چند روزی از ماه محرّم سپری شده بود، به قرآن کریم تفأّل می زند که این آیه می آید: (اتی امر اللّه فلا تستعجلوه…ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده)؛(22) «بدون تردید فرمان خدا انجام می پذیرد، پس تعجیل مکنید…ملائکه همراه با ملک مقرّب الهی به نام روح به فرمان خدا بر هر بنده ای که خداوند اراده کند، نازل می شود.»

لذا وی رهسپار ناحیه شمال می شود. با این که اعلام شده بود که راه پر خطر است، وی به راه خود ادامه می دهد؛ اما بر اثر شدّت برف و طوفان راننده از ادامه مسیر اظهار عجز می کند. آیة اللّه صالحی در این هنگام متوسّل به باب الحوائج، حضرت اباالفضل العباس (ع) ، می شود و نذر می کند که در صورت نجات از این ورطه، در منبر وعظ و ارشاد اوّلین ذکر مصیبت به یاد آن سرور باشد. پس از زمانی کوتاه، به طور غیر منتظره هوا آرام می شود و ماشین به راحتی راهش را ادامه می دهد. نیمه شب به روستایی در آن نزدیکی می رسند و در آن جا متوقف می شوند. صبحدم به مسیرشان ادامه می دهند. تا این که دوباره ماشین در برف و یخبندان متوقف می شود و تلاش راننده برای حرکت دادن ماشین به جایی نمی رسد. در حالی که ناامیدی همه را فرا گرفته، بارقه امید در دل استاد می درخشد به طوری که در آینه صاف و روشن سیمای نورانی اش منعکس می شود و زبان به نام ولی اللّه الاعظم حجّة بن الحسن(عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) می گشاید که: ای آقا و ای مولای ما! مپسند که ما اهل ولاء در این بلا درمانیم.» که ناگهان وسیله نجاتی می رسد و آن ها را از این گرفتاری نجات می بخشد.

سرانجام در غیر مقصدی که اراده نموده بود و در محلّی که نیاز فراوان به ارشاد و ترویج دین داشتند، رحل اقامت گزید و به نحو احسن نذر خود را ادا کرد.(23)
ب) برپایی مجالس مذهبی

ایشان به سبب باورهای دینی که در عمق جانش ریشه داشت و عشق وافرش به اهل بیت (ع) ، در ایّام شهادت هر کدام از ائمه بویژه ایّام شهادت حضرت زهرا (س) در منزل خود مجلس عزا برپا می نمود و خطبا و مرثیه خوانان به سخنرانی و مرثیه خوانی می پرداختند. استاد برای مظلومیت اهل بیت به گونه ای می گریست که شانه هایش حرکت می کرد و گونه ها و محاسن مبارکش از اشک خیس می شد.

در اعیاد و روزهای تولد ائمه (ع) نیز مراسم جشن و شادی برپا بود و با پخش شیرینی و اعطای هدیه، دل مؤمنین شرکت کننده را به یاد آن امامان شاد می نمود.
ج) عطوفت و مهربانی

ایشان با همه مردم مهربان بود، امّا با کودکان عطوفت خاصی داشت.

بارها نگارنده شاهد بود که وقتی ایشان در مجلسی حضور داشت و کودک و نونهالی به ایشان نزدیک می شد، با احترام و مهربانی از وی احوالپرسی می کرد و دست محبّت بر سر و روی وی می کشید و اغلب با هدایایی، نهال محبّت دین و روحانیّت را در دل وی غرس می نمود.
احترام به همسایه

او برای همسایه ها احترام ویژه ای قائل بود و همیشه با گرمی از آن ها استقبال می کرد و در شادی و غم آن ها حتی الامکان شرکت می نمود. اگر مصیبتی برای یکی از همسایگان پیش می آمد، برای عرض تسلیت به منزلشان می رفت و در مجلس ختم آن ها شرکت می نمود.

در مراسم شادی آن ها نیز شرکت می جست. در این اواخر که یکی از همسایگان ایشان از سفر کربلا باز گشته بود، برای دیدار وی همراه با استاد و اعضای دفتر و بعضی از فرزندان و داماد بزرگوارشان به منزل او رفتیم و استاد با احوالپرسی گرم و خوش آمد گوئی، از وی تفقّد نمود. خلاصه، این گونه نبود که مشغله های زیاد درسی و مقام افتا، ایشان را از این برنامه ها باز دارد.
احترام به روحانیّت

استاد آیة اللّه صالحی، برای همه مردم بویژه برای محصّلین علوم دینی و طلّاب احترام زیادی قائل بود.