آثار اخلاص در کلام شیخ رجبعلی خیاط

تکیه کلام شیخ این جمله بود:من کان لله کان الله له .کسی که صد در صد برای خدا کار کند خدا هم برای اوخواهد بود ومی فرمود : تو برای خدا باش ،خداوند وملائکه اش برای توست. اما اثار اخلاص را چنین بیان می فرمود :

۱)هدایت الهی وبر این اعتقاد این ایه کریمه استناد ممی کرد والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا.ودر تبیین این ایه می فرمود :

اگر تو برای خدا قیام کنی ؛تمام عئالم خلقت دلیل را تو هستند چون کمال ان ها در فنای در تومی باشند؛ان ها می خواهند انچه در فطرت دارند تحویل دهند تا به کال واقعی برسند اگر برای خدا قیام کند همه عوالم وجود سر راه صف می کشند تا ان چه را در خود دارند به عرضه کنند وراهنمای او باشند

۲)یکی از اثار اخلاص این است که عمل او بوی خدا می دهد که امام سجاد در کلامی می فراین : وا اظیب طعم حبک چقدر حبت توخوش طعم است .مفاتیح الجنان ناجات خمسه عشر مناجات العارفین

۳)غلبه بر شیطان دراین باره شیخ می فرمود :کسی که برای خدا قیا کند نفس با هفتاد وپنج لشکر وشیطان با جنود خود برای از بین بردنش قیام ی کنند ولی جندالله هم الغالبون عقل هم دارای هفتاد وپنج لشکر است ونخواهد گذاشت بنده مخلص مغلوب شود ان عبادی لیس لک علیهم سلطن اگر علافه به غیر خدا نداشته باشی نفس وشیطان زورشان به تو نمی رسد بلکه مغلوب تو می گردند .در این جا خالی از لطف نیست به یک حکایت هم اشاره گردد .که ببینم کار اگر برای خدا شد غلبه بر شیطان اسان والا دشوار است
هرکس کار برای خدا کند، ابلیس بر او غلبه نتواند؛

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت:

«دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی»
ویک جمله دیگر شیخ در این رابطه داشتند :که در هر نفس کشیدن امتحانی است ببین با انگیزه رحانی اغاز می شود یابا انگیزه شیطانی امیخته می گردد.
۴)باز شدن چشم دل.تا انسان توجهش به غیر خداست نسبت به حقایق هستی ناحرم است واز باطن خلقت اگاه نیست حجاب راه تویی حافظ از میان بر خیز خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود اگر کسی برای خدا کار کد چشم دلش باز می شود اگر واظب دلتان باشید وغیرخدا رادر ان راه ندهید ان چه را دیگران نمی بینند می بینید وان چه دیگران نمی شنوند شا ی شنوید
۵)برکات مادی وعنوی . من کان یرید ثواب الدنیا فعندالله ثواب الدنیا والاخره .یعنی هر کس ثواب دنیوی می خواهد بداند ثواب ذنیوی واخروی نزد خداوند است به نجاری ایشان می فرود که این چکش را برای خدا می زنی یا بیاد پول ؟ اگر به یاد پول بزنی همان پول را به تو می دهند واگر به یاد خدا زدی هم پول به تو می دهند وه به خدا می رسی .
روحش شاد برای شادی ان عارف به حق صلوات

fa.asgharsalmanzadeh.ir