آئینه شاهی (شعر- شهریار)

خانه » آئینه شاهی (شعر- شهریار)

جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]

آئینه شاهی (شعر- شهریار)



ای کعبه دری باز به روی دل ما کن

وی قبله دل و دیده ما قبله نما کن



از سینه ما سوختگان آینه ای ساز

وانگاه یکی جلوه در آئینه ما کن



با زیبق این اشک و به خاکستر این غم

این شیشه دل آینه غیب نما کن



آنجاکه به عشاق دهی درد محبت

دردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن



لنگان به قفای جرس افتاده عشقیم

ای قافله سالار نگاهی به قفاکن



چون زخمه به ساز دل این پیر خمیده

چنگی زن و آفاق پر از شور و نوا کن



او در حرم هفت سرا پرده عفت

خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن



در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی

گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن



از بهر خلائق چه کنی طاعت معبود

باری چو عبادت کنی از بهر خدا کن


استاد شهریار

[ad_2]

 

حرز امام جواد

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا