جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
«طوعه» (حامی مسلم بن عقیل در کوفه) زنی كه رستگار تاریخ شد!
تاریخ اسلام سرشار از جلوههای قهرمانی و فداكاری زنانی استكه در بزنگاههای تاریخ نقش تاریخی خود را به خوبی ایفا كردهاند.
قهرمان زیادی همچون حضرت خدیجه (س) نخستین بانویی است كه به پیامبر اسلام (ص)
ایمان آورد؛ سمیه همسر یاسر نخستین زن شهیده در دین اسلام است
و از همه مهمتر، حضرت فاطمه (س) دختر گرامی پیامبر (ص) است
كه خود را فدایی ولایت كرد اما در كنار این اسوههای شجاعت و عفاف،
زنان آزاده دیگری نیز هستند كه بر حسب تكلیف الهی خود
با حضور در نهضت عاشورا نقش زرین فداكاریهای خود را بر تارك نهضت مقدس حسینی
ثبت كردند و باعث افتخار شیعه شدند.
* «طوعه» یكی دیگر از بانوان عاشورایی است
«طوعه» یكی دیگر از زنان عاشورایی است كه یك تنه جور مردان كوفه را بر دوش كشید؛
نهضت عاشورا با حركت امام حسین (ع) از مدینه به مكه آغاز شد.
از آنجایی كه امام بدون برنامهریزی كاری را انجام نمیدادند
برای اینكه از دعوت كوفیان مطمئن شوند،
سفیری شجاع به نام مسلم بن عقیل (ع) را به كوفه فرستاد
تا از نزدیك اوضاع كوفه را برای امام گزارش دهد.
مُسلم برحسب اینكه مردم زیادی با ایشان بیعت كردند، نامهای برای امام حسین (ع) نوشت
تا امام به كوفه بیایند اما با تهدید عبیدالله بن زیاد مردم كوفه خیلی زود، بیعت شكنی كردند
و هویت اصلی خود را به نمایش گذاشتند
و به قدری بیوفایی از خود نشان دادند كه مُسلم یك شب، پس از پایان نماز خود را تنها دید
و بدون اینكه رفیق و پناهی داشته باشد، غریب و آواره در كوچههای كوفه سرگردان شد.
درست وقتی كه تنهایی و سكوت و خفقان شب بارقههای امید را از دل خستهاش ربوده بود
و غم بیوفایی كوفیان و مظلومیت حسین (ع) گلویش را میفشرد
به دیواری تكیه كرد تا اندكی استراحت كند.
آن دیوار، خانه زنی بود به نام طوعه؛
زن مؤمن و پرهیزگاری كه در قصه پرغصه كربلا نقش او از اینجا آغاز شد.
طوعه آن شب منتظر پسرش بود. كه مسلم درخانهاش را كوبید و سلام كرد،
پس طوعه پاسخش را داد. سپس گفت: چه حاجتی داری؟
و مسلم گفت: كمی آب بده (اسقنی ماءً)
او مقداری آب آورد و مسلم نوشید اما همچنان ایستاده بود.
طوعه گفت: مگر آب نخوردی؟ پس چرا نمیروی به سوی اهل و عیالت؟
اینجا كه ایستادی قدری برای من زشت است،
اما مسلم سكوت كرد. زن گفتارش را دوباره تكرار كرد و مسلم باز هم سكوت كرد.
مرتبه سوم قدری فریاد كشید: پناه بر خدا، من راضی نیستم نزد خانه من بنشینی!
(انی لااحل لك الجلوس علی بابی!)
اینجا دیگر مسلم چارهای نداشت و باید میرفت،
اما با صدای حزینی گفت: من را در این شهر نه اهل و عیالی است و نه خانه و كاشانهای،
آیا میشود امشب مرا پناه دهی و میهمان كنی؟
فردا خواهم رفت!
در این هنگام طوعه فهمید كه این مرد غریب است و سؤال كرد: تو كیستی؟
فرمود: من مسلم بن عقیل هستم،
این مردم دروغگو مرا فریب دادهاند و پیمانشكنی كردهاند!
طوعه در نهایت بُهتزدگی پرسید: راستی تو مسلم هستی؟
طوعه خوب میدانست این میهمانی و پناه دادن قیمت سنگینی برای او خواهد داشت،
اما فرصت را مغتنم شمرد. بار خدایا! این من و میزبانی نماینده حسین بن علی(ع)؛
من كجا و سفیر نهضت حسین كجا؟
*گر خانه محقّر است و تاریك بر دیده روشنت نشانم
طوعه پس از آگاهی از اینكه مسلم نماینده امام حسین (ع) است،
خانه را برای او آماده كرد و به وی غذا داد.
ساعتی بعد پسرش كه انتظارش را میكشید، به خانه آمد
و صدا زد: مادر آیا مهمانی در خانه داری؟ گفت: آری، اما به تو نمیگویم، كیست؛
مگر قول بدهی و قسم بخوری كه افشا نكنی!
او قول داد و قسم خورد كه كتمان كند و به كسی خبر ندهد و راز داری كند.
مسلم شب را در این خانه در تفكر قضایای به وجود آمده سپری كرد؛
ناراحت از اوضاع و ناخرسند از حوادث؛
لكن با خواندن قرآن و دعا به مصاف این وضع دردناك رفت؛
طوعه این زن فهیم و دانا، خدا را شكر كرد بر این نعمت بزرگ
و آن را توفیق بزرگی برای خود میدانست اما پسرش بلال، افكار دیگری در سر داشت.
او میدانست همه جاسخن از مسلم و دستگیری او است
و با شنیدن خبر حضور مسلم در خانه تا ثروتمند شدن راهی نمیدید؛
همه چیز با افشا كردن محل اختفای مسلم، تحقق مییافت.
بلال با سرزدن سپیده روز بعد از خانه بیرون رفت و خبر حضور مسلم را به ابن زیاد امیر كوفه داد.
لشكر ابنزیاد اطراف خانه طوعه را محاصره كردند؛
مسلم در حالی كه رجز شجاعت میخواند دلیرانه به روی دشمنان خدا شمشیر میكشید
و یكییكی سربازان كفر را بر زمین میانداخت.
بعد از نبردی دلاورانه به اسارت لشكر ابنزیاد در آمد و در نهایت به شهادت رسید.
مسلم شهید شد اما «طوعه» نقش تاریخی خود را ایفا كرد.
او به وظیفه خود كه دفاع از ولایت بود عمل كرد
هر چند كه پنجه ناجوانمردان تاریخ قویتر از رشادت طوعه بود.
طوعه از امتحان سرافراز بیرون آمده بود و نامش را در تاریخ عاشورا ثبت كرد
زیرا در آن مقطع حساس كه همه رجال به مسلم پشت كرده بودند
و او را تنها گذاشتهبودند، صحنه را خالی نكرد.
او در آن زمان از مردان جلوتر بود؛
طوعه از دیگر زنان كوفه هم برتر بود و در ادایِ وظیفه انقلابی خویش موفقتر عمل كرد.
او رستگار تاریخ شد.
[ad_2]




