هنوز کسی هست که یا حسین (ع) می‌گوید

آن قدر ها هم که فکر می کنی

بچه نیستم

تا نفهمم که دست های پدر بوی نفت نمی داد و

گیس های مادر در کوره های زغال سنگ دوران کربونیفر سفید نشده است

یا

عروسک خواهرم هنوز بوی نفت نگرفته است و

می خندی …

آن قدر ها هم که فکر می کنی

بچه نیستم

تا دست های پدر را …

حتی اگر بچه باشم

آن قدر ها عجیب نیست که باور کنی

بعضی ها

درست چند درجه آنطرف تر از مدار رأس الانسانیت

ساعت هاشان را با تیک بمب های ساعتی تاک می کنند

تا ترا از خاطرات خواهر پاک کنند

شاید باور نکنی

اگر

یک روز صبح به جای مدرسه

از توی جیب آقای نمی دانم اسمش چیست سر در بیاوری و

تازه بفهمی دنیا دست کیست

حالا دیگر می توانی دست هایت را مشت کنی و

بدون هیچ بهانه ای

کره ی زمین را از هرچه مدار رأس السرطان است پرتاب کنی بیرون

نگذار بغض گلویت را بفشارد

بی قراری نکن

آرام باش

هنوز کسی یا حسین (ع) می گوید

هنوز نصر الله زنده است .