در مجلّۀ «حوزه‌» در مصاحبۀ خود با آية‌ الله‌ منتظري‌ آورده‌ است‌: مشهور است‌: آية‌ الله‌ بروجردي‌ با حكمت‌ و فلسفه‌ مخالف‌ بوده‌ است‌، از اين‌ روي‌ درس‌ فلسفۀ علاّمۀ طباطبائي‌ را تعطيل‌ كرده‌ است‌ . لطفاً در اين‌ زمينه‌ توضيح‌ بدهيد!
و آية‌ الله‌ منتظري‌ در جواب‌ مي‌گويند:
علاّمۀ طباطبائي‌ «أسفار» ، و من‌ «منظومه‌» تدريس‌ مي‌كردم‌ . يك‌ روز مرحوم‌ حاج‌ آقا محمّد قُدسي‌ اصفهاني‌ پيش‌ من‌ آمد و گفت‌: آقاي‌ بروجردي‌ فرمودند: «به‌ آقاي‌ منتظري‌ بگوئيد «منظومه‌» را تعطيل‌ كند و بيايد پيش‌ من‌.»
من‌ رفتم‌ بيت‌ آية‌ الله‌ بروجردي‌ . آقاي‌ حاج‌ محمّد حسين‌ گفت‌:
آقا فرمودند: «به‌ آقاي‌ منتظري‌ بگو: اسامي‌ شاگردان‌ علاّمۀ طباطبائي‌ را بنويسد تا شهريۀ آنان‌ قطع‌ شود.»
من‌ تعجّب‌ كردم‌ و گفتم‌: اين‌ مطلب‌ غير ممكن‌ است‌ ! اين‌ چه‌ تصميمي‌
است‌ ؟
آقاي‌ حاج‌ محمّد حسين‌ گفت‌: من‌ هم‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ام‌ كه‌ اين‌ تصميم‌ غلط‌ است‌ .
گفتم‌: پس‌ برويم‌ پيش‌ آقا .
رفتيم‌ . با همان‌ صراحت‌ لهجه‌اي‌ كه‌ داشتم‌ گفتم‌:
آقا اين‌ چه‌ تصميمي‌ است‌ ؟! فلسفه‌ علمي‌ است‌ كه‌ دانشگاههاي‌ دنيا روي‌ آن‌ حساب‌ مي‌كنند . فقه‌ و اصول‌ ما ، موضوعش‌ امور اعتباري‌ است‌ .
فرمودند «من‌ هم‌ قبول‌ دارم‌ . خودم‌ فلسفه‌ خوانده‌ام‌؛ولي‌ چه‌ كنم‌ ؟! از يك‌ طرف‌ برخي‌ از طلبه‌ها اين‌ حرفها را هضم‌ نمي‌كنند ، از اين‌ روي‌ به‌ انحراف‌ كشانده‌ مي‌شوند؛من‌ خودم‌ در اصفهان‌ كسي‌ را ديدم‌ كه‌ «أسفار» را زير بغلش‌ گرفته‌ بود ، مي‌گفت‌: من‌ خدا هستم‌ !
ديگر اينكه‌ خيلي‌ از آقايان‌ اعتراض‌ مي‌كنند و مرتّب‌ فشار مي‌آورند.»
گفتم‌: پس‌ معلوم‌ مي‌شود شما با فلسفه‌ مخالف‌ نيستيد؛بلكه‌ با نشر و پخش‌ اين‌ حرفهاي‌ درويشي‌ مخالفيد !
فرمودند: «بله‌ . اگر بنشينند خوب‌ درس‌ بخوانند طوري‌ نيست‌.»
گفتم‌: من‌ «إشارات‌» شروع‌ ميكنم‌ . علاّمۀ طباطبائي‌ را هم‌ قانع‌ مي‌كنم‌ كه‌ «شفا» شروع‌ كنند .
ايشان‌ فرمودند: «علاّمه‌ رضايت‌ نمي‌دهد . حرف‌ مرا قبول‌ ندارد.»
گفتم‌: آقا اين‌ چه‌ حرفي‌ است‌ ! ايشان‌ نسبت‌ به‌ شما احترام‌ مي‌گذارند . خودم‌ «إشارات‌» شروع‌ كردم‌ . به‌ منزل‌ مرحوم‌ علاّمۀ طباطبائي‌ رفتم‌ ، ايشان‌ مريض‌ بود . جريان‌ را عرض‌ كردم‌ ايشان‌ فرمودند: نه‌ ، من‌ «أسفار» را ترك‌ نمي‌كنم‌ . با شاگردهايم‌ از قم‌ مي‌روم‌ به‌ كوشْكْ نُصْرَت‌ .
گفتم‌: آقا اين‌ چه‌ سخني‌ است‌ ! طلبه‌ها شهريّه‌ ميخواهند و فقه‌ و اصول‌
بايد بخوانند: شما «شفا» را شروع كنيد،به مناسبت‌ نظريّه‌هاي‌ خود را نيز بگوئيد.
مرحوم‌ علاّمه‌ پذيرفت‌ . وقتي‌ اين‌ خبر را به‌ آية‌ الله‌ بروجردي‌ دادم‌ خيلي‌ خوشحال‌ شدند .
خلاصه‌ آية‌ الله‌ بروجردي‌ فلسفه‌ خوانده‌ بودند و مخالف‌ فلسفه‌ نبودند؛ولي‌ شرائط‌ زماني‌ و برخي‌ مسائل‌ ديگر ، ايشان‌ را بر اين‌ امر واداشت
کتاب الله‌ شناسي / جلد سوم (علامه طهرانی)