جهت مشاهده ادامه مطلب در سایت منبع اینجا روی لینک زیر کنید :
[ad_1]
بفرمــــــــا آتــــــش!
بفرمــــــــا آتــــــش!
عبدالله افطح (1) سرش را بلند کرد و گفت: «چه گفتی؟»
مرد، سرش را خم کرد و شمرده حرفهایش را تکرار کرد: «عرض کردم مولایم موسی بن جعفر (ع) شما را به خانه ی خویش فراخوانده است.»
عبدالله عصایش را از کنارش برداشت و به سختی برخاست و گفت: «برویم! برویم!» لنگان لنگان به طرف خانه ی امام راه افتاد و آنقدر در فکر بود که برادرش چه کار مهمی با او دارد که داشت از مقابل خانه ی او می گذشت.در خانه باز بود. عبدالله سرکی کشید و به زحمت جلوی گشاد شدن چشمهایش را گرفت. در حیاط خانه بزرگان و علمای مدینه نشسته بودند و جمعی از پیروان موسی بن جعفر (ع). میان حیاط، تلی از هیزم روی هم چیده شده بود.
عبدالله با تردید وارد شد و همه به او سلام کردند. عبدالله پاسخ همه را داد و کنار برادرش روی زمین نشست. با نشستن او، امام اشاره ای کرد که هیزم ها را بسوزانند. صدای پچ پچ حیاط خانه را پر کرد و عبدالله می شنید که می گفتند:
– چرا امام چنین کاری می کند؟
– خانه آتش نگیرد!
– آتش برای چیست؟
– گفت آتش بیفروزند؟ آتش؟!
– ما را به این مجلس دعوت کرده است و هیزم را می سوازند؟ آخر چرا؟
امام از جا برخاست و با قدمهای محکم، انگار که به اتاقش می رود، به سمت آتش رفت و در آن ایستاد. سکوتی محض حیاط را پر کرد و در مقابل چشمهای وحشت زده ی عبدالله، حتی لباس امام نیز نسوخت. امام، سکوت را شکست و با لحنی عادی، شروع به سخنرانی کرد.
سخنرانی امام که تمام شد، فقط صدای جرقه زدن تکه های نیم سوخته ی هیزم و گرگر آتش می آمد. امام، رو به عبدالله کرد و گفت: «اگر گمان داری که پس از پدرت امام جعفر صادق (ع)، امام و خلیفه هستی، بلند شو و میان آتش بنشین!»
عبدالله دهانش را باز کرد که حرفی بزند و دوباره آن را بست. سرخ شد؛ سرخ سرخ. به چشمهای بیرون زده نگاهی به حضار کرد که به او چشم دوخته بودند انگار از آنها کمک می طلبید. وقتی کسی چیزی نگفت، عبدالله غرولند کنان از جایش برخاست و همانطور که زیر لب چیزی می گفت، از خانه بیرون رفت. (2)
پی نوشت:
1. عبدالله، برادر امام کاظم (علیه السلام) بود که در زمان امامت ایشان ادعای امامت کرد و عده ای را پیرو خود ساخت. به پیروان او افطحی می گویند. به این دلیل به او افطح می گفتند که یکی از دو پایش از دیگری بلندتر بود.2. اثبات الهداة، ج 3، ص 196؛ به نقل از نرم افزار جامع دانستنی های امام کاظم علیه السلام، کتاب الکترونیکی چهل داستان، تالیف عبدالله صالحی، تولید موسسه ی قائمیه ی اصفهان.
[ad_2]




