مقدمه:
مطلب اول: مغالطه در استدلال قفاري
الف: حيات يك شخص، دلالت بر ولادت او مي‌كند !
ب: هيچ كس براي اثبات ولادت ديگري، شهادت يك معصوم را شرط نمي‌داند!
ج: در امور مربوط به زنان، شهادت يك زن هم كافي است !
د: عدم اثبات ولادت مصداق مهدي، نمي‌تواند اصل مهدويت را زير سؤال ببرد
هـ: مصداق مهدي (عج) در روايات شيعه با روايات متواتر ثابت شده است
و: آيا رفع اختلاف در نام مادر نياز به شاهد دارد ؟
مطلب دوم: شهادت حكيمه بر تولد حضرت مهدي (ع)
روايت اول:
روايت دوم:
روايت سوم:
مطلب سوم: نسب و شخصيت حضرت حكيمه (سلام الله عليها)
1. اسم و نسب
2. جلالت و وثاقت:
پاسخ اول: شهادت حكيمه،‌ تعيين مصداق ودليل اصل عقيده مهدويت است
مهدويت، عقيده ريشه دار در كتب اهل سنت
1. ترمذي
2. ابو داود سجستاني
3. احمد حنبل
4. طبراني
پاسخ دوم: شهادت ديگران بر ولادت حضرت مهدي (عج)
1. زن قابله
2 و 3. نسيم و ماريه خادمان امام حسن عسكري (ع)
4. كنيز امام عسكرى (ع)
پاسخ سوم: تعدادي از افراد مورد اطمينان، حضرت مهدي (ع) را بعد از تولد، ديده‌اند
1. روايت عبد الله بن جعفر حميري
بررسي سند روايت
مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى العطار:
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ:
احمد بن إسحاق القمي:
عثمان بن سعيد العمري:
2. محمّد بن عثمان عمرى با چهل نفر
بررسي سند روايت نخست
1. محمد بن علي بن ماجيلويه
2. محمد بن يحيي العطار:
3. جعفر بن محمد بن مالك فزاري:
4. معاوية بن حكيم:
5. محمد بن ايوب بن نوح و محمد بن عثمان عمري:
3. روايت ابو غانم خادم امام عسكري (ع)
4. أحمد بن إسحاق قمى
5. إبراهيم بن محمد بن فارس النيسابوري
6. أبو هارون
7. يعقوب بن منقوش
8. عمرو اهوازى
9. محمّد بن إسماعيل بن موسى بن جعفر عليهماالسلام
10. أبو نصر طريف خادم
11. أبو عليّ بن مطهر
12. نسيم خادم امام عسكرى عليه‏السلام
13. مردى از فارس
14. كامل بن إبراهيم مدنى
نتيجه:
پاسخ چهارم: امام عسكري (ع)، به افراد مورد اطمينان از وجود مهدي (ع) خبر داده‌است
1. خبر دادن به ابو هاشم جعفري
بررسي سند روايت
1ـ محمد بن يحيى العطار:
2ـ أحمد بن إسحاق:
3ـ أبو هاشم الجعفري:
2. خبر دادن به محمد بن علي بن بلال:
بررسي سند روايت
1. علي بن محمد:
2ـ محمد بن علي بن بلال:
نتيجه بررسي روايات:
پاسخ پنجم: اعتراف بزرگان اهل سنت بر ولادت و ملاقات با حضرت مهدي (ع)
1. ابو الفداء (متوفاي732هـ)
2. ابو الوردي (متوفاي749هـ)
3. ابن حجر هيثمي (متوفاي973هـ)
4. مناوي (متوفاي1031هـ)
5. عاصمي مكي (متوفاي1111هـ)
6. ملاقات حسن عراقي با حضرت مهدي (ع)
حسن عراقي كيست؟
نتيجه اين بخش:
نتيجه كلي از همه مطالب
سؤال كننده: ص . حميدي

اصل شبهه:

از جمله شبهاتى كه وهابيت در مورد ولادت حضرت مهدى عليه السلام وارد كرده‌اند اين است كه مى‌گويند: در منابع شيعه، ولادت آن‌حضرت تنها از طريق حكيمه نقل شده است و اين خانم هم كه معصوم نيست؛ پس شيعيان چگونه مى‌توانند گفته شخصى را كه معصوم نيست در مورد امر مهمى همانند اثبات ولادت حضرت مهدى عليه السلام كه از اصول مذهب آن‌ها به شمار مى‌رود، بپذيرند.
ناصر قفارى از نظريه پرداز معاصر وهابى در اين باره مى‌نويسد:
فمسألة المهدي وغيبته تسربت عن طريق حكيمة وما أدري كيف يقبلون قول امرأة غير معصومة في اصل المذهب.
مسأله [ولادت] مهدى و غيبت او، از طريق حكميه نقل شده‌است، و من نمى‌دانيم شيعيان گفته يك زن غير معصوم را در باره مسأله اى كه مربوط به اصل مذهب شان است چگونه مى‌پذيرند.
ناصر بن عبد الله القفاري، أصول مذهب الشيعة، ج2 ص1024، ناشر: دار الرضا ـ الجيزة.
مقدمه:

قبل از پرداختن به پاسخ، لازم است به دو مطلب مهم كه اصل بحث را روشن مى‌كند، اشاره شود:
مطلب اول: مغالطه در استدلال قفاري

قفارى در اين متن، كبرى و صغرى چيده و بعد از راه مغالطه تلاش كرده است كه عقيده شيعه را زير سؤال ببرد.
صغراى استدلال: شهادت حكيمه براى ولادت حضرت مهدى، شهادت يك زن غير معصومه است؛
كبرى: با شهادت يك زن غير معصوم نمى‌توان امر مهمى مثل اصل مهدويت را به اثبات رساند؛
نتيجه: شيعيان نمى‌توانند اصل مسأله مهدويت را ثابت كنند.
اين استدلال قفارى داراى اشكالات متعددى است كه ما به اختصار به آن خواهيم پرداخت:
الف: حيات يك شخص، دلالت بر ولادت او مي‌كند !

براي اثبات وجود يک شخص، ديدن او در هنگام تولد و يا حتى اثبات تولد او هم لازم نيست؛ زيرا كسى كه وجود خارجى دارد و يا وقتي عده‌اي گفته‌اند ما او را ديده‌ايم و اقرار به وجود او داريم خود به خود تولد او ثابت مى‌شود! در باره حضرت مهدى عليه السلام نيز قضيه از همين قرار است كه رواياتش را مفصل خواهيم آورد.
گذشته از اين روايات، كه تعداد قابل توجهى از ياران و شيعيان امام عسكرى عليه السلام اعتراف به رؤيت آن حضرت كرده‌اند،‌ بزرگان اهل سنت نيز به ولادت آن حضرت معترف‌اند كه در پايان اين مقاله به كلام آنها اشاره خواهد شد.
ما از قفارى و امثال ايشان مى‌پرسيم:‌ آيا اين اعترافها، براى اثبات ولادت و پذيرش مسأله مهدويت كافى نيست كه شما شهادت حكيمه را بهانه براى انكار مهدويت قرار داده‌ايد؟
ب: هيچ كس براي اثبات ولادت ديگري، شهادت يك معصوم را شرط نمي‌داند!

اصل اشكال قفارى غلط است و با توجه به عقيده شيعه و سنى اساس و مبنايى ندارد؛ زيرا هيچ يكى از علماى شيعه نگفته‌اند و يا در كتابهايشان ننوشته‌اند كه براى اثبات تولد يك شخص، حتماً فرد معصوم شهادت بدهد چنانچه علماى اهل سنت هم اين سخن را نگفته‌اند. آيا براى اثبات خليفه اول و دوم و سوم و عائشه و حفصه و ابوهريره و معاويه و حتى خود قفارى، جماعتى از مردم جمع شده و شهادت داده‌اند؟!
ظاهراً قفارى و امثال او،‌ تا آن اندازه در مورد مهدويت تعصب به خرج داده‌اند كه از قانون بين المللى و عرفى هم به كلى غافل شده‌اند و هيچ قانونى را در پيش چشم خودشان نديده‌اند.
در نتيجه، اشكال او تنها و تنها مغالطه‌اى است كه ناشى از چشم‌پوشى از حقايق به‌خاطر انكار عقايد شيعه است كه نه مبنايى در مكتب فريقين دارد و نه عقل سليم و عرف انسانى آن را مى‌پذيرد.
ج: در امور مربوط به زنان، شهادت يك زن هم كافي است !

حتى اگر فرض بگيريم كه اين مساله از مسائلى باشد كه نياز به شاهد داشته باشد (يعنى فرض بگيريم كه اصل ولادت از مادر نيازمند شهادت باشد)؛ اما اين مساله قطعاً از مسائلى نيست كه شهادت يك زن در آن كفايت نكند. به همين جهت علماى شما در اين مساله، شهادت يك زن را نيز (حتى غير معصومه) كافى مى‌دانند. براى اثبات مطلب فتواى چند تن از علماى شما را نقل مى‌كنيم:
عبد الرزاق صنعانى فتواى شعبى و حسن بصرى را اين‌گونه نقل كرده‌است:
عبد الرزاق عن الثوري قال أخبرني أشعث عن الشعبي والحسن قالا: تجوز شهادة المرأة الواحدة فيما لا يطلع عليه الرجال.
از شعبى و حسن بصرى گفته اند: شهادت يك زن، در مسائلى كه مردان از آن آگاهى پيدا نمى كنند (مثل ولادت و رضاع و حيض و…) كفايت مى‌كند!
الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، مصنف عبد الرزاق، ج8، ص333، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي دار النشر: المكتب الإسلامي- بيروت، الطبعة: الثانية1403
ابن قدامه يكى از علماى حنبلى در باره شهادت يك زن مى‌گويد:
ولا نعلم بين أهل العلم خلافا في قبول شهادة النساء المنفردات في الجملة، قال القاضي والذي تقبل فيه شهادتهن منفردات خمسة أشياء الولادة والاستهلال والرضاع والعيوب تحت الثياب كالرتق والقرن والبكارة والثيابة والبرص وانقضاء العدة.
در ميان اهل علم در پذيرش شهادت يك زن فى الجمله اختلافى نيست. قاضى گفته است: شهادت يك زن در پنج جا مورد قبول است: ولادت، استهلال، رضاع، عيوب موجب فسخ نكاح و سپرى شدن عده.
المقدسي الحنبلي، شمس الدين أبي الفرج عبد الرحمن بن محمد بن أحمد بن قدامة (متوفاى682هـ)، الشرح الكبير على متن المقنع، ج12، ص97، ناشر: دار الكتاب العربي للنشر والتوزيع ـ بيروت.
شمس الدين دمشقى از علماى اهل سنت فتواى احمد بن حنبل در كافى دانستن شهادت يك زن را در مورد ولادت از اسحاق بن منصور اين‌گونه آورده‌است:
وقال إِسْحَاقُ بن مَنْصُورٍ: قُلْت لِأَحْمَدَ: هل تَجُوزُ شَهَادَةُ الْمَرْأَةِ؟ قال: شَهَادَةُ الْمَرْأَةِ في الرَّضَاعِ وَالْوِلَادَةِ فِيمَا لَا يَطَّلِعُ عليه الرِّجَالُ. قال: وَأُجَوِّزُ شَهَادَةَ امْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ إذَا كانت ثِقَةً فَإِنْ كان أَكْثَرَ فَهُوَ أَحَبُّ إلَيَّ.
اسحاق بن منصور مى‌گويد: براى احمد بن حنبل گفتم: آيا شهادت يك زن كافى است؟ گفت: شهادت يك زن در باره رضاع،‌ و ولادت و امورى كه مردان بر آنها اطلاع ندارند. اسحاق بن منصور مى‌گويد: من شهادت يك زن را در صورتى كه موثق باشد، كافى مى‌دانم، اما اگر بيشتر باشد در نزد من محبوب تر است.
الزرعي، أبو عبد الله شمس الدين محمد بن أبي بكر بن أيوب بن سعد الدمشقي (متوفاي751 هـ)، الطرق الحكمية في السياسة الشرعية، ج1، ص118، تحقيق: د. محمد جميل غازي، دار النشر: مطبعة المدني – القاهرة، طبق برنامه الجامع الكبير.
وحتى اگر اين روايات و فتاوا نيز نبود، عقل حكم مى‌كرد كه در مسائلى مانند ولادت، شهادت زنان كفايت كند! در همه مكاتب و مذاهب رسم بر اين است كه هنگام تولد، زنان شاهد اين ماجرا هستند و نه مردان. بنا براين، شهادت زنان همانند قابله و كمك كار آن و بقيه زنانى كه احياناً‌ در امر تولد همكارى دارند،‌ كافى است و هنگامى‌كه زنان دست اندر كار در امر ولادت، بر تولد فرزندى شهادت بدهند كسى ديگر حق اعتراض ندارند.
اما قفارى براى زير سوال بردن اصل عقيده مهدويت، شهادت زنان را در امور مختص به آنها نيز منكر مى‌شود !
همگان مى‌دانند كه ولادت حضرت موسى عليه السلام از ديد همگان مخفى بود، جز مادر آن حضرت كسى ديگرى در هنگام تولد او نبود كه شهادت دهد به چشم خود ديده است كه حضرت موسى از مادرش به دنيا آمده باشد؛ اما كسى در اين باره از مادر موسى شاهدى نخواست. اگر ادله نقلى را دليل بر اين مطلب بگيريم، همان ادله نقلى ولادت حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف را به اثبات مى‌رساند. ضمن اين كه شخصى همانند حكيمه شاهد ولادت بوده و بر آن شهادت داده است.