<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									علوم حدیث - نورآسمان				            </title>
            <link>https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/</link>
            <description>انجمن های گفتگوی مذهبی و علمی نورآسمان</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Sat, 08 Aug 2026 09:43:51 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>عذاب زنان جهنمی در شب معراج</title>
                        <link>https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d8%b9%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%87%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%ac/</link>
                        <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 19:17:56 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[عذاب زنان جهنمی در شب معراج

 
 




در مورد مشاهدات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در باره عذاب زنان امتش در سفر معراج، روایات گوناگونی وارد شده است که ما در این جا جامع ترین آن را...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div class="mt-1">
<h1>عذاب زنان جهنمی در شب معراج</h1>
</div>
<div id="item-details" class="row row-cols-auto m-0 p-0 justify-content-between"> </div>
<div> </div>
<hr />
<article>
<div>
<div>
<p class="a">در مورد مشاهدات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در باره عذاب زنان امتش در سفر معراج، روایات گوناگونی وارد شده است که ما در این جا جامع ترین آن را بیان می کنیم:</p>
<p>«علی بن عبد اللَّه الورّاق، از عبد العظیم حسنی، از امام جواد علیه السلام روایت کرده که گفت: پدرم به واسطه آباء گرامش از امیر مؤمنان علیه السلام نقل کرد که فرمود: من و فاطمه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدیم. پس ایشان را در حالی که سخت می گریست؛ یافتیم. من عرض کردم: پدر و مادرم فدایت یا رسول اللَّه! چه باعث شده که شما این چنین گریه می کنید؟ در پاسخم فرمود: ای علی! شبی که مرا به آسمان بردند (یعنی معراج) زنانی از امّتم را در عذابی شدید، نگریستم و آن وضع برای من سخت گران آمد. گریه ام از جهت عذاب سخت آنان است که به چشم خویش وضعشان را دیدم (شرح واقعه بدین قرار است):</p>
<p>زنی را به مویش در دوزخ، معلّق، آویخته بودند که مغز سر او می جوشید. زن دیگری را دیدم که به زبانش در جهنّم آویزان بود و آتش در حلقوم او می ریختند. زن دیگری را مشاهده کردم که او را به پستان هایش آویخته بودند. و دیگری را دیدم که گوشت بدن خویش را می خورد و آتش در زیر او شعله می کشید. زنی دیگر را دیدم که پاهایش را به دست هایش زنجیر کرده بودند و مارها و عقرب ها بر او مسلّط بودند و زنی را دیدم کر و کور و لال که در تابوتی از آتش است و مخ او از بینیش خارج می شود و همه بدنش قطعه قطعه از جذام و برص (خوره و پیسی) است و زن دیگر را مشاهد کردم که در تنّوری از آتش به پاهایش آویزان است، و زنی را دیدم که گوشت بدنش را از پس و پیش با قیچی آتشین می برند. و دیگری را دیدم صورت و دست هایش آتش گرفته و مشغول خوردن روده های خویش است. زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن حمار است و هزار هزار نوع او را عذاب می کنند و زنی را به صورت سگ دیدم که از عقب به شکم او آتش می ریزند و از دهانش بیرون می ریزد و فرشتگان با گرزهائی آتشین بر سر و پیکر او می زنند.</p>
<p>پس فاطمه سلام الله علیها به پدرش عرض کرد: ای حبیب من، و ای نور دیدگانم، به من بگو که اینان چه کرده بودند و رفتارشان چه بود که به این عقوبت گرفتار شدند.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای دختر عزیزم، امّا آن زنی که به موی سرش معلّق در آتش بود؛ آن فردی بود که موی سر خویش از نامحرمان نمی پوشانید. و امّا آن زنی که به زبانش آویخته بود؛ او کسی بود که با زبان، شوهر خویش را آزار می داد. آن که به پستان هایش آویزان بود؛ شوهرداری بود که از آمیزش با شویش پرهیز داشت و امّا آنکه به پاهایش معلق در دوزخ بود؛ کسی بود که بدون اذن همسر خود، از خانه بیرون می رفت. امّا آن زنی که گوشت بدن خویش را می خورد؛ آن بود که خود را برای نامحرمان زینت می کرد. امّا آنکه دست و پایش را به هم زنجیر کرده بودند و مارها و عقرب ها بر او مسلّط بودند؛ زنی بود که درست وضو نمی ساخت و لباسش را از آلودگی به نجاست، تطهیر نمی کرد. غسل جنابت و حیض به جای نمی آورد. خود را نظیف نمی ساخت و به نماز اهمیت نمی داد. و امّا آن کر و کور و لال، زنی بود که از غیر شوهر خویش، دارای فرزند می شد و به شوهر خود نسبت می داد. آنکه گوشت بدنش را با مقراض ها می بریدند؛ پس وی زنی بود که خود را در اختیار مردان اجنبی می نهاد و خود را بدان ها عرضه می نمود. و امّا آن زنی که سر و رویش آتش گرفته بود و مشغول خوردن روده های خود بود؛ آن کسی بود که دلّالی جنسی به حرام می کرد. امّا آنکه سرش، سر خوک و بدنش بدن حمار بود؛ آن زنی بود که سخن چینی به دروغ می نمود. امّا آنکه رخسارش رخسار سگ بود و آتش در دبر او می ریختند و از دهانش بیرون می آمد؛ آن زنی آوازه خوان و نوحه گر و حسود بود آن گاه پیامبر(ص) فرمود: وای بر زنی که شوی خویش را به غضب آرد و خوشا به حال بانوئی که شوهرش از او راضی باشد.<a href="https://hawzah.net/fa/Question/View/63932/%D8%B9%D8%B0%D8%A7%D8%A8_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%AC#_edn1"></a></p>
<p> </p>
<p class="a0"><strong>پی نوشت:</strong></p>
<div><br />
<div>
<p><a href="https://hawzah.net/fa/Question/View/63932/%D8%B9%D8%B0%D8%A7%D8%A8_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%A8_%D9%85%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%AC#_ednref1"></a> شیخ صدوق‏، عیون أخبار الرضا(ع)، ج‏2، ص 9-11.</p>
</div>
</div>
</div>
</div>
</article>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/">علوم حدیث</category>                        <dc:creator>رهی</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d8%b9%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%87%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d8%ac/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>حدیث شوخی لفظی مرد با زن و حبس درمحشر صحیح است؟</title>
                        <link>https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab-%d8%b4%d9%88%d8%ae%db%8c-%d9%84%d9%81%d8%b8%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%ad%d8%a8%d8%b3-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%b5%d8%ad/</link>
                        <pubDate>Fri, 08 Aug 2025 17:30:23 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[حدیث شوخی لفظی مرد با زن و حبس درمحشر
 





در روایات بر ضرورت پرهیز از شوخی با نامحرم تأکید دارند. در حالی که اسلام مخالف شوخی های حلال نیست اما بر لزوم حفظ حدود شرعی واخلاقی در تعا...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div class="field field-name-title-field field-type-text field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">
<h1 style="text-align: center">حدیث شوخی لفظی مرد با زن و حبس درمحشر</h1>
<p> </p>
</div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-field-subtitle field-type-text field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">در روایات بر ضرورت پرهیز از شوخی با نامحرم تأکید دارند. در حالی که اسلام مخالف شوخی های حلال نیست اما بر لزوم حفظ حدود شرعی واخلاقی در تعاملات تأکید می‌کند.</div>
<div> </div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-field-image field-type-image field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even"> </div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-body field-type-text-with-summary field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">
<p> </p>
<p>آیا این روایت صحیح است که: «<strong>هر مردی با زن نامحرمی شوخی لفظی کند، خدا او را هزار سال در محشر حبس می‌کند</strong>؟» این روایت فقط برای مردها است یا شامل زنان هم می‌شود؟ آیا این حکم برای اقوام نامحرم هم صادق است یا فقط برای غریبه‌های نامحرم؟</p>
</div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-field-pasokh field-type-text-long field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">
<p><strong>پاسخ:</strong></p>
<p><strong>مقدمه</strong></p>
<p>در آموزه‌های دینی اسلام، توجه ویژه‌ای به رفتارهای اخلاقی در تعاملات اجتماعی میان مردان و زنان شده است. یکی از موضوعاتی که در روایات اسلامی مورد تأکید قرار گرفته، مسئله ارتباط و شوخی با نامحرم است. در بسیاری از احادیث، مسلمانان از انجام شوخی با افراد نامحرم نهی شده‌اند و برای این رفتار، عواقب معنوی و دنیوی ذکر شده است. در این راستا، حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده که نه‌تنها شوخی با زنان نامحرم را نهی کرده، بلکه به عواقب سخت آن اشاره دارد. در ادامه اعتبار سندی این روایت بررسی شده و همچنین به محتوای آن در تطابق با دیگر روایات اشاره می‌شود.</p>
<p> </p>
<p><strong><span style="font-size: 14pt">پاسخ اجمالی:</span></strong></p>
<p>در آموزه‌های دینی اسلام، توجه ویژه‌ای به رفتارهای اخلاقی در تعاملات اجتماعی میان مردان و زنان شده است. یکی از موضوعاتی که در روایات اسلامی مورد تأکید قرار گرفته، مسئله ارتباط و شوخی با نامحرم است. در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نقل شده است که «هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می‌کنند و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به‌زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود». خطاب این روایت، هم مرد و هم زن نامحرم است و فرقی نمی‌کند این نامحرم از اقوام و خویشاوندان باشد و یا از غیر آشنایان باشد.</p>
</div>
<p> </p>
<div class="field-item even">
<p><span style="font-size: 14pt"><strong>پاسخ تفصیلی:</strong></span></p>
<p><strong>1. بررسی اعتبار روایت</strong></p>
<p>در منابع، حدیثی از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بیان شده است. در این حدیث از شوخی مردان با زنان نهی و برای آن عذابی دردناک قرار داده شده است. متن این حدیث چنین است:</p>
<p>«<strong>مَنْ فَاکَهَ امْرَأَهً لَا یَمْلِکُهَا حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَهٍ کَلَّمَهَا فِی الدُّنْیَا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّار؛</strong></p>
<p><strong>هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می‌کنند</strong>.»</p>
<p>این روایت ادامه‌ای نیز دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است:</p>
<p>«<strong>وَ الْمَرْأَهُ إِذَا طَاوَعَتِ الرَّجُلَ فَالْتَزَمَهَا حَرَاماً أَوْ قَبَّلَهَا أَوْ بَاشَرَهَا حَرَاماً أَوْ فَاکَهَهَا وَ أَصَابَ مِنْهَا فَاحِشَهً فَعَلَیْهَا مِنَ الْوِزْرِ مَا عَلَی الرَّجُلِ فَإِنْ غَلَبَهَا عَلَی نَفْسِهَا کَانَ عَلَی الرَّجُلِ وِزْرُهَا؛</strong></p>
<p><strong>و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به‌زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود</strong>.»</p>
<p>این حدیث در کتاب ثواب الاعمال شیخ صدوق(1) و أعلام الدین دیلمی(2) نقل شده است.</p>
<p>با بررسی به‌عمل‌آمده، این روایت از جهت سندی، به دلیل ناشناخته بودن برخی راویان، ضعیف ارزیاب می‌شود؛ اما با توجه به این‌که در احادیث دیگری که در مورد نحوه‌ی ارتباط با نامحرم و همچنین نهی از شوخی با او وجود دارد، این روایت از جهت محتوا قابل‌قبول و پذیرش است. برخی از این روایات در بخش بعدی بیان خواهند شد.</p>
<p><strong>2. نهی از شوخی با نامحرم</strong></p>
<p>در احادیثی از شوخی با نامحرم نهی شده است. این روایات بیان کننده این هستند که هرگونه شوخی با نامحرم اثرات معنوی منفی برای فرد خواهد داشت. در روایتی چنین نقل شده است:</p>
<p>«<strong>عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، قَالَ: کُنْتُ أُقْرِئُ امْرَأَهً کُنْتُ أُعَلِّمُهَا الْقُرْآنَ، قَالَ، فَمَازَحْتُهَا بِشَیْ‏ءٍ، قَالَ، فَقَدِمْتُ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام)، قَالَ، فَقَالَ لِی: یَا أَبَا بَصِیرٍ أَیَّ شَیْ‏ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَهِ قَالَ قُلْتُ بِیَدِی هَکَذَا، وَ غَطَّی وَجْهَهُ، قَالَ، فَقَالَ لِی لَا تَعُودَنَّ إِلَیْهَا؛(3)</strong></p>
<p><strong>ابو بصیر از اصحاب امام باقر (علیه‌السلام) می‌گوید: من به زنی تعلیم قرآن می‌کردم، روزی اندکی با او شوخی زبانی کرده و جمله‌‌ای مزاح‌‌آمیز گفتم. پس از مدتی حضور امام باقر (علیه السلام) شرفیاب شدم به‌محض اینکه مرا دید فرمود: أبوبصیر! به آن زن چه گفتی؟ من از شدت شرم و حیا صورتم را پوشاندم فرمود: دیگر این کار را تکرار نکن</strong>.»</p>
<p>این روایت که از جهت سندی، صحیح است، بیانگر این است که شوخی با نامحرم حتی در حد یک جمله، کاری غلط بوده و مورد نهی اهل‌بیت علیهم‌السلام است.</p>
<p>علاوه بر این، در فرهنگ اهل‌بیت علیهم‌السلام، مکالمه‌ی غیرضروری دو نامحرم (که قطعاً شوخی نیز جزء این موارد است) نهی و غیراخلاقی دانسته شده است. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که:</p>
<p>«<strong>نَهَی أَنْ تَتَکَلَّمَ الْمَرْأَهُ عِنْدَ غَیْرِ زَوْجِهَا أَوْ غَیْرِ ذِی مَحْرَمٍ مِنْهَا أَکْثَرَ مِنْ خَمْسِ کَلِمَاتٍ مِمَّا لَا بُدَّ لَهَا مِنْه‏؛(4)</strong></p>
<p><strong>رسول خدا فرمان داده بود که زن مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه – که آن‌هم در موضوعات ضروری باشد- سخن نگوید</strong>.»</p>
<p>در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیان شده که:</p>
<p>«<strong>مُحَادَثَهَ النِّسَاءِ تَدْعُو إِلَی الْبَلَاءِ وَ تُزِیغُ الْقُلُوبَ وَ الرَّمْقَ لَهُنَّ یَخْطَفُ نُورَ أَبْصَارِ الْقُلُوبِ وَ لَمْحَ الْعُیُونِ مَصَائِدُ الشَّیْطَان‏؛(5)</strong></p>
<p><strong>گفتگو با زنان نامحرم سبب نزول بلا خواهد شد و دل‌ها را منحرف می‌سازد؛ و پیوسته به زنان چشم دوختن نور دیده دل‌ها را خـاموش می‌گرداند و همچنین با گوشه چـشم بـه زنـان نگاه کردن از حیله‌ها و دام‌های شیطان است</strong>.»</p>
<p>علاوه بر این، در آیه 32 سوره احزاب نیز به زنان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خطاب شده که:</p>
<p>«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا؛</p>
<p><strong>پس به‌گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید.</strong>»</p>
<p>این آیه نیز بیانگر نحوه‌ی صحیح صحبت کردن زنان با مردان است و اینکه نباید صحبت آن‌ها به‌نوعی باشد که موجب تحریک و طمع مردان شود؛ بنابراین این آیه نیز می‌تواند شامل شوخی زن و مرد با یکدیگر شود.</p>
<p>نکته‌ی دیگر این‌که با توجه به روایات زیادی که در مورد حرام و نادرست بودن لمس مرد و زن نامحرم وجود دارد،(6) پرواضح است که شوخی‌های فیزیکی به‌طورقطع اشکال داشته و مورد نهی هستند.</p>
<p>بنابراین، نهی از شوخی با نامحرم، منحصر در روایت بیان شده نیست و این روایات می‌توانند شاهدی بر صحت حدیث موردبحث باشند.</p>
<p><strong>3. مصادیق نامحرم</strong></p>
<p>برخی از حدیث موردبحث (<strong>مَنْ فَاکَهَ امْرَأَهً هر کس با زنی نامحرم شوخی کند</strong>) چنین برداشت کرده‌اند که خطاب این روایت، فقط مردان هستند و زنان مورد خطاب این حدیث نیستند.</p>
<p>باید توضیح داد که اولاً خطاب این روایت، هم مرد و هم زن نامحرم است و دلیل آن نیز ادامه‌ی روایت است. بیان شد که در ادامه‌ی روایت، نبی گرامی اسلامی می‌فرمایند:</p>
<p> «<strong>اگر زن، این عمل مرد را تصدیق کند او هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست</strong>؛»</p>
<p> بنابراین، هم مرد و هم زن در این گناه مشترک هستند. علاوه بر این‌که در روایاتی بیان شد که اهل‌بیت علیهم‌السلام زنان را نیز مورد خطاب قرار داده و از صحبت بدون ضرورت و هوس‌انگیز با مردان نهی کرده‌اند؛ بنابراین، ناپسند بودن شوخی فقط برای مرد نیست و برای زن نیز اشکال دارد.</p>
<p>همچنین متأسفانه برخی تصور می‌کنند که نامحرم فقط شامل نامحرم غریبه است و شوخی با نامحرمی که فامیل و آشنا است اشکالی ندارد. پاسخ این مطالب نیز قابل‌برداشت از خود روایت است. در ابتدای حدیث موردبحث بیان شده که «<strong>مَنْ فَاکَهَ امْرَأَهً لَا یَمْلِکُهَا هر کس با زنی که مالکش نیست (یعنی نامحرم) شوخی کند</strong>» بنابراین «نامحرم»، عام است و شامل هر نوع نامحرمی می‌شود.</p>
<p>در پایان باید اشاره کرد که اسلام با شوخی مخالف نیست و در احادیثی حتی امر بر این کار شده(7) و حتی در روایات نقل شده که اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز شوخی‌هایی داشته‌اند،(8) اما باید این شوخی‌ها در چهارچوب شرع و اخلاق باشد.</p>
<p><strong>نتیجه:</strong></p>
<p>با توجه به بررسی‌های انجام‌شده، می‌توان گفت که روایت نهی از شوخی با نامحرم، به‌ویژه در متنی که از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده، گرچه از نظر سندی، برخی ضعف‌ها را دارد، اما از لحاظ محتوایی با دیگر احادیث و آموزه‌های اسلامی هم‌خوانی داشته و قابل‌پذیرش است. علاوه بر این، بسیاری از روایات دیگر نیز بر ضرورت پرهیز از شوخی با نامحرم تأکید کرده‌اند که نشان‌دهنده‌ی توجه ویژه به اخلاق در تعاملات میان زن و مرد است؛ بنابراین، اسلام درحالی‌که هیچ‌گونه مخالفتی با شوخی‌های حلال ندارد، بر لزوم حفظ حدود شرعی و اخلاقی در تعاملات تأکید می‌کند.</p>
<p><strong>پی‌نوشت‌ها:</strong></p>
<p>1. إبن بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محقق / مصحح: ندارد، قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406 ق، ص 284.</p>
<p>2. دیلمى، حسن بن محمد، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1408 ق، ص 414.</p>
<p>3. کشی، رجال الکشی (إختیار معرفه الرجال)، محقق / مصحح: رجایى، مهدى‏، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام‏، 1363 ش، ص 173، ح 295.</p>
<p>4. إبن بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏4، ص 6، ح 4968.</p>
<p>5. إبن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: جامعه مدرسین‏، 1363 ق، ص 149.</p>
<p>6. إبن بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محقق / مصحح: ندارد، قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406 ق، ص 283.</p>
<p>7. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج‏2، ص 663، ح 3.</p>
<p>8. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفاری علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج‏2، ص 663، ح 1.</p>
</div>
</div>
</div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/">علوم حدیث</category>                        <dc:creator>رهی</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab-%d8%b4%d9%88%d8%ae%db%8c-%d9%84%d9%81%d8%b8%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%ad%d8%a8%d8%b3-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%b5%d8%ad/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>از حدیث حقیقت چه می دانید؟</title>
                        <link>https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af%d8%9f/</link>
                        <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 08:19:58 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[از حدیث حقیقت چه می دانید؟
 
«حدیث حقیقت» عنوانی است برای گفتگویی مشهور میان امام علی (علیه السلام) و کُمیل بن زیاد نخعی پیرامون «حقیقت». در این روایت، کمیل ابتدا از حقیقت مى‏‌پرسد و حضرت ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center"><span style="font-size: 18pt;color: #993300"><strong>از حدیث حقیقت چه می دانید؟</strong></span></p>
<p> </p>
<p><br /><br /><br />«حدیث حقیقت» عنوانی است برای گفتگویی مشهور میان امام علی (علیه السلام) و کُمیل بن زیاد نخعی پیرامون «حقیقت». در این روایت، کمیل ابتدا از حقیقت مى‏‌پرسد و حضرت على از پاسخ سر بازمى‌‏زند، اما با اصرار کمیل، امام چند جمله ای کوتاه در توضیح حقیقت می فرماید. حدیث حقیقت بخصوص مورد توجه حکما و عرفا قرار گرفته و شرح و ترجمه شده است. </p>
<p><br /><br /><span style="font-size: 14pt;color: #993300"><strong>متن و ترجمه حدیث</strong></span><br /><br />«حدیث حقیقت» در کتاب «کلمات مخزونه» فیض کاشانی چنین آمده است:<br /><br />«و فی کلام أمیرالمؤمنین علیه السلام فی حدیث کمیل‏ حیث سأله عن الحقیقة، فقال: ما لَک و الحقیقة؟ فقال: أَوَ لستُ صاحبَ سرّک. قال علیه السلام: بلى و لکن یرشّح‏ علیک ما یطفح منّی.<br /><br />فقال کمیل: أو مثلک یخیب سائلًا. فقال أمیر المؤمنین علیه السلام: الحقیقة کشف سبحات الجلال من غیر إشارة.<br /><br />فقال: زدنی فیه بیاناً. فقال علیه السلام: محو الموهوم مع صحو المعلوم.<br /><br />فقال: زدنی بیاناً. فقال علیه السلام: هتک الستر لغلبة السرّ.<br /><br />فقال: زدنی بیاناً. فقال علیه السلام: جذب الأحدیة لصفة التوحید.<br /><br />فقال: زدنى بیاناً. فقال علیه السلام: نور یشرق من صبح الأزل، فیلوح على هیاکل التوحید آثاره.<br /><br />فقال: زدنی بیاناً. فقال علیه السلام: أطف السراج، فقد طلع الصبح».<br /><br />در روضات الجنات جمله «جذب الأحدیة لصفة التوحید» نیامده است.<br /><br />در پاورقی محقق رساله «کلمات مخزونه» فیض کاشانی -که در مجموعه رسائل فیض کاشانی چاپ شده است- ترجمه فارسى حدیث به نقل از میرزا قاسم على اخگر حیدرآبادى چنین آمده است:<br /><br />«یا امیر المؤمنین حقیقت چیست؟ فرمود: تو و دریافت این حقیقت؟ عرض کرد: آیا من صاحب سرّ تو نیستم؟ فرمود: آرى صاحب‏  من‏ هستى،  مى‏ ریزد بر تو آنچه از دیگ سینه من به جوش آید. کمیل عرض کرد: آیا مثل تو، سائل را نومید و محروم گرداند؟ فرمود: حقیقت، کشف سبحات جلال است به غیر اشاره. گفت: روشن‏تر از این بیان فرما. فرمود: زایل کردن کثرت موجود موهوم است به استیلاى سلطان حقیقت. پس عرض کرد: توضیحى بر آن بیفزا. فرمود: پرده درى سرّ به سبب غلبه مستورى است. عرض کرد: تشریحى بر آن اضافه فرما. فرمود: جذب احدیت صفت توحید است. التماس کرد: توضیحى زیاده از آن کن. فرمود: نورى است که درخشان است از صبح ازل، پس ظاهر شود بر هیاکل توحید آثار او. عرض کرد: بیانى بر آن زیاده فرما. امیر علیه السلام فرمود: چراغ را بکش (خاموش کن)، به تحقیق که صبح طالع شود».<br /><br />همچنین از جمله کسانى که این حدیث را نقل کرده و خود نیز به تحقیق آن پرداخته‏‌اند، جناب «سید حیدر آملی» است که در کتاب «جامع الاسرار» خود، حدیث مذکور را آورده است که متن این حدیث و ترجمه آن همراه با توضیحاتى، ذیلا آورده مى‌‏شود:<br /><br />«... از کمیل بن زیاد نخعى روایت است که از حضرت على(ع) از حقیقت سؤال نمود، بدین‏‌گونه: ما الحقیقة: حقیقت چیست؟ حضرت در جواب فرمود: ما لک و الحقیقة: تو را با حقیقت چه کار؟!<br /><br />چون «کمیل» که خود را صاحب سرّ آن حضرت مى ‏دانست از این پاسخ تعجّب نمود عرضه داشت: او لستُ صاحب سرّک: آیا من رازدار تو نیستم؟<br /><br />حضرت در جواب فرمود: بلى و لکن یترشّح علیک ما یطفح منّى: آرى! امّا (آنچه از اسرار از من به تو مى‏ رسد) ترشّحى ناچیز است (که از قلزم زخّار سینه من) سرریز می‌‏کند و به تو می‌‏رسد.<br /><br />چون «کمیل» اندکى هشیار شد و موقعیّت حقیر خود را در برابر موقع خطیر حضرت دید، از سر عجز و انکسار عرضه داشت: أو مثلک یخیّب سائلا: آیا از همچون تو مولائى می‌‏زیبد که خواهنده را محروم سازد؟!<br /><br />(و آن‌گاه که حضرت در او حالت عجز که نشانه پذیرش حقّ است دید) فرمود: الحقیقة کشف سبحات الجلال من غیر اشارة: حقیقت، به یک‌‏سو شدن پرده‏‌هاى جلال حقّ است بی‌هیچ اشارتى!<br /><br />و «کمیل» (از سر انکسار) عرضه داشت: زِدنی بیانا: بر توضیح خود بیفزاى!<br /><br />و حضرت فرمود: محو الموهوم مع صحو المعلوم: حقیقت، محو موهوم (که وجودنماهاى غیر حقّ) است توأم با بیدارى و هشیارى به معلوم (که حقّ متعال) است؛ یعنى ماسواى حقّ را که وجودات موهومند با نیروى توجّه به حقّ مطلق، از صحنه ضمیر خود محو کن تا چهره حقیقت، از پس پرده‌‏هاى ظلمانى اوهام، بی‌‏حجاب تجلّى کند.<br /><br />باز هم «کمیل» معروض داشت: زدنی بیانا! و حضرت فرمود: جذب الاحدیّة بصفة التّوحید: حقیقت، جذبه ‏اى (از جذبات حقّ) است به صفت توحید (که بنده را از هستى خود برباید).<br /><br />و چون دگربار زمزمه زدنی بیانا سر داد، حضرت فرمود: هتک السّتر لغلبة السّرّ: حقیقت، دریدن پرده و حجاب انّیّت است به واسطه چیرگى احکام سرّ باطن و غیب وجود؛ یعنى حقیقت، باید از سرّ باطن خواهنده حقیقت بجوشد و از پس پرده پندار به درآید، تا چهره درخشان او آشکار شود.<br /><br />و چون براى چهارمین بار خواهش خود را با بیان «زدنی بیانا» تکرار کرد، حضرت فرمود: نور یشرق من صبح الازل، فیلوح على هیاکل التّوحید آثاره: حقیقت، نورى است از بامداد ازلیّت حقّ که آثار آن از پیکرهاى پاک برگزیدگان حق (که اهل عصمت و طهارت و تربیت‏ یافتگان دامان ولایت ایشانند) آشکار می‌‏گردد.<br /><br />امّا همراه با این گفت‏‌و‌شنود که «کمیل» را با حضرت واقع می‌‏شد، این تحوّل و تحقّق در نهان وجود او صورت می‌‏بست و او خود هیچ خبر نداشت، به ناچار پرسش خود را پیوسته تکرار می‌‏نمود؛ و چون حیرت و سرگردانى او به غایت رسید، وقت آن شد که پرده از چهره حقیقت به یک‌‏سو شود و جمال دلاراى خورشید ولایت را که خاموش‏ کننده چراغ کم‏‌نور عقل و استدلال است در افق جان خویش بنگرد و نیک برخورد که ربّ النّوع کمال در اندک زمان او را تا به چه پایه از کمال ترفّع بخشیده است و او همچنان حیران و بی‌‏خبر ترانه زدنی بیانا می‌‏سراید!!<br /><br />لذا حضرت فرمود: أطفئ السّراج فقد طلع الصّبح: این چراغ کم‌‏نور عقل را خاموش کن که صبح (وصال) جمال لم‌‏یزلى از گریبان جانت دمیده است».</p>
<p> </p>
<p><br /><span style="font-size: 14pt"><strong>حدیث حقیقت در منابع</strong></span><br /><br />علامه حسن زاده آملی در مورد منابع این حدیث می گوید: «حدیث حقیقت» را شیخ بهایى در کشکول، و سید حیدر آملى در جامع الاسرار، و قاضى نورالله در مجالس المؤمنین، و عبدالرزاق لاهیجى در شرح گلشن راز، و محدث قمى در سفینة البحار نقل کرده‏‌اند، و بسیارى از اساطین حکمت و عرفان آن را شرح کرده‏‌اند از آن جمله قطب شیرازى که در مجموعه‏ اى به چاپ سنگى طبع شده است و به غلط به علامه حلى نسبت داد شده است، و از آن جمله شرح جناب استاد مرحوم میرزا مهدى الهى قمشه ‏اى به نظم بر آنست.</p>
<p> </p>
<p><br />برخی دیگر از منابعی که این حدیث را نقل کرده اند عبارتند از:<br /><br />روضات الجنات، سیدمحمدباقر خوانسارى، ج۶، ص۶۲ (چاپ جدید).<br />شرح الاسماء، حاج ملاهادى سبزوارى، ص۱۳۱، ذیل جمله اللهم إنّی اسئلک باسمک یا أحد یا واحد.<br />ناسخ التواریخ، جزء پنجم احوالات امیرالمؤمنین علیه ‏السلام.<br />حکمت الهى، مهدى الهى قمشه ‏اى، ص۲۷۰، انتشارات اسلامى (چاپ سوم).<br />رجال نیشابورى (به نقل از روضات الجنات، ج۶، ص۶۱).<br />کلمات المحققین، ص۱۶۱.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><br />پانویس<br /><br />جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص۱۷۰؛ مجموعه رسائل فیض کاشانی، ج۳، کلمات مکنونه، ص۴۲<br />روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، ج‏۶، ص ۶۲<br />مجموعه رسائل فیض کاشانی، ج۳، کلمات مکنونه، ص۴۲<br />هزار و یک نکته، ص۵۶۲<br /><br />مهریزی، مهدی، «شرح حدیث حقیقت خواجه محمد دهدار»، مجله میراث حدیث شیعه، شماره ۲</p>
<p><br />منابع<br /><br />سید محمدباقر خوانسارى، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، قم، دهاقانى (اسماعیلیان)، ۱۳۹۰ ق.<br />سید حیدر آملى، جامع الأسرار و منبع الأنوار، تهران، مرکز انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ اول، ۱۳۶۸ ه.ش.<br />علامه حسن زاده آملى، هزار و یک نکته، تهران، مرکز نشر فرهنگى رجاء، چاپ پنجم، ۱۳۶۵ ش.<br />فیض کاشانى، مجموعه رسائل فیض، تحقیق: محمد امامى کاشانى‏، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۷ ش.<br />مهریزی، مهدی، «شرح حدیث حقیقت خواجه محمد دهدار»، مجله میراث حدیث شیعه، شماره ۲.<br />سایت اسلام کوئست<br /><br /></p>
<p> </p>
<p>و من الله توفیق ...</p>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/">علوم حدیث</category>                        <dc:creator>رهی</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d8%a7%d8%b2-%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af%d8%9f/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>فواید کم خوری و مضرات پرخوری در اسلام و روایات</title>
                        <link>https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d9%81%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b6%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88/</link>
                        <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 08:08:12 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[فواید کم خوری و مضرات پرخوری در اسلام و روایات
 
در اسلام به مسائل پزشکی نظیر کم خوری و پرخوری اشاراتی شده است. به این صورت که کم خوردن آثار بسیار مفیدی در جسم و روح انسان به جای می‌ گذارد...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center"><span style="font-size: 24pt;color: #993300"><strong>فواید کم خوری و مضرات پرخوری در اسلام و روایات</strong></span></p>
<p> </p>
<p><br />در اسلام به مسائل پزشکی نظیر کم خوری و پرخوری اشاراتی شده است. به این صورت که کم خوردن آثار بسیار مفیدی در جسم و روح انسان به جای می‌ گذارد. زیرا نه‌ تنها باعث سلامت جسم می‌ شود، بلکه زمینه جذب و دریافت...</p>
<p><br /><br /><strong><span style="font-size: 14pt">مضرات پرخوری و فواید کم خوردن غذا از دیدگاه اسلام</span></strong></p>
<p><br />فواید کم خوری بسیار زیاد و از جهت سلامت جسم و روح دارای ارزش بسیاری است. در روایات وارد شده از معصومین (علیه السلام) و نیز طب سنتی اسلامی به فواید کم خوری تاکید فراوان شده است.<br /><br />منظور از کم خوردن غذا، رعایت اعتدال می باشد، تا بر اساس نیاز بدن تغذیه صورت گیرد. با رعایت اعتدال در غذا خوردن هم از مضرات پرخوری و انواع بیماری ها در امان خواهیم بود و هم از فواید کم خوری بهره مند می شویم و ان شاء الله و با توکل بر خدا از سلامت جسم و روح برخوردار می شویم.</p>
<p><br /><span style="font-size: 14pt;color: #993300"><strong>مضرات پرخوری</strong></span></p>
<p><br />پرخوری و چاقی احتمال ابتلا به بیماری‌های مزمن مانند بیماری‌های قلبی – عروقی، افزایش چربی های خون، فشار خون بالا، دیابت، ناراحتی مفاصل را افزایش می دهد. همچنین از نظر ظاهری، باعث نامتناسب شدن اندام فرد می‌ شود که هنگام حضور در جمع افراد، از نظر روانی ایجاد اضطراب و ناراحتی می نماید.<br /><br />در اسلام نیز انسان ضمن نهی از پرخوری، به اعتدال در خوردن غذا توصیه شده است.<br /><br />در این مطلب تعدادی از روایات و احادیث مربوط به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله) و امامان شیعه را آورده‌ ایم که همگی بر کم خوری تأکید می‌ کنند.<br /><br />البته منظور از کم خوری که در این روایات آمده است لاغری نیست، بلکه منظور مصرف غذا به قدر نیاز و احتیاج بدن (متعادل) است تا فرد دارای بدنی سالم و تندرست باشد، زیرا در حال حاضر بعضی افراد جوان برای اینکه اندامی لاغر داشته باشند خیلی کمتر از حد نیاز بدن خود غذا می‌خورند که این کار باعث کمبود مواد مغذی در بدن شده و در آینده مشکلات جسمی مانند پوکی استخوان، کم خونی، سردرد مزمن، ضعف و سرگیجه ایجاد می‌ نماید.<br /><br />با توجه به این دسته از احادیث و روایات، می‌ توان گفت اگر به توصیه‌ های بهداشتی و سلامتی قرآن و ائمه (علیه السلام) عمل شود، میزان بیماری‌ ها و مشکلات جسمی و روحی به طور قابل ملاحظه ای کاهش خواهد یافت.<br /><br />رعایت اعتدال در خوردن غذا و کم خوری، جز تأثیر بر سلامت جسمی افراد، بر سلامت روحی آن‌ها نیز مؤثر است. در اینجا تأثیرات جسمی کم خوری را با عنوان «فواید ظاهری کم خوری» و تأثیرات روحی و معنوی آن را با عنوان «فواید باطنی کم خوری» بیان خواهیم کرد.<br /><br />امید است با توصیه به این رهنمودهای گرانقدر، همواره از جسمی سالم و روحی پرنشاط برخوردار باشید.<br /><br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />اگر ساکنان خانه‌ای به مقدار کم غذا بخورند، خانه‌شان نورانی می گردد.(1)<br /><br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />هر کس که خداوند را بسیار تسبیح گوید و به بزرگی یاد کند و در عوض به مقدار کم بخورد و بیاشامد و بخوابد، فرشتگان مشتاق او می‌ شوند.(2)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />زندگی را برای خوردن مخواه، بلکه خوردن را برای زندگی بخواه.(3)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />عاقل را بایسته است که به هنگام شیرینی غذا، تلخی دارو را نیز به یاد داشته باشد.(4)</p>
<p> </p>
<p><br /><span style="font-size: 14pt"><strong>فواید ظاهری کم خوردن</strong></span></p>
<p><br />برخی از فواید ظاهری کم غذا خوردن در ادامه بیان می‌ شود.<br /><br />الف. سلامت تن و طول عمر<br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />مادر همه داروها، کم خوردن است.(5)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />کم خوری، مانع بسیاری از بیماری‌ های جسم می‌ شود.(6)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />خوراک را کم کن تا بیماری‌ها را کم کنی. (7)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />هر کس خوراکش کم باشد، دردهایش نیز کم است. (8)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />کم خوری، مایه گرامی داشتن بیشتر خویش است و سلامت را بیشتر استمرار می‌ بخشد. (9)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />هر کس در خوردن به کم بسنده کند، سلامتش بیشتر می‌ شود و اندیشه‌ اش به سامان می‌ رسد. (10)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />سلامت تن، از کمی غذا و کمی آب است. (11)<br /><br />امام رضا (علیه السلام):<br /><br />اگر مردم در خوردن به کم بسنده می داشتند، بدنهایشان سالم بود. (12)<br /><br />امام رضا (علیه السلام):<br /><br />بدن همانند زمین پاک و آماده برای زراعت است که اگر در آبادانی و آبدهی به آن مراقبت شود، به گونه‌ ای که آب، نه بیشتر از نیاز به آن برسد تا آن را غرق کند و نه از اندازه کمتر باشد تا آن را به خشکی گرفتار سازد، آبادانی اش استمرار می‌ یابد و خرّمی اش بیشتر می گردد و کشت آن برکت می‌ یابد؛ اما اگر از آن غفلت شود، به تباهی می گراید و علف هرز در آن می روید.<br /><br />بدن چنین حکایتی دارد و تدبیر آن در خوراک و نوشیدنی چنین است.  سامان و سلامت می‌ یابد و عافیت در آن، ریشه می گسترد.<br /><br />بنگر که چه چیز با تو و با معده ات سازگار است و تن تو با چه چیز نیرو می‌گیرد و چه خوردنی و نوشیدنی ای برای بدنت سالم تر است، همان را برای خویش مقرر بدار و خوراک خود گیر. (13)<br /><br />لقمان (علیه السلام):<br /><br />اگر خوراک انسان اندک باشد، زیاد زنده می‌ ماند. (14)<br /><br />ب. شادابی چهره<br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />برادرم عیسی، از شهری گذر کرد که در آن، مرد و زنی به یکدیگر فریاد می کشیدند. پرسید: «شما را چه شده است؟». مرد گفت: «ای پیامبر خدا! این، زن من است و او را مشکلی نیست. زنی درستکار است؛ اما دوست دارم از او جدا شوم.»<br /><br />عیسی گفت: «به هر حال، به من بگوی که او را چه می شود؟» مرد گفت: «بی آن که کهنسال باشد، چهره اش بی طراوت است.»<br /><br />فرمود: «ای زن! آیا دوست داری دیگر بار، چهره ات پر طراوت شود» زن گفت: «آری» به او گفت: «چون غذا می خوری، از سیر شدن حذر کن؛ زیرا اگر غذا بر سینه سنگینی کند و از اندازه افزون شود، طراوت چهره از میان می رود» آن زن، چنان کرد و دیگر بار، چهره اش طراوت یافت. (15)</p>
<p> </p>
<p><br /><span style="font-size: 14pt"><strong>فواید باطنی کم خوری</strong></span><br />برخی از فواید باطنی کم غذا خوردن در ادامه بررسی می‌ شود.<br /><br />الف. صفای اندیشه<br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />هر کس خوراکش کم باشد، اندیشه‌ اش صفا می‌ یابد. (16)<br /><br />ب.فروغ دل<br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />اگر کسی خوراک خود را کم کند، درونش از نور سرشار می گردد. (17)<br /><br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />اگر کسی می‌ خواهد خود را از دام شیطان رها کند، باید چربی اضافی بدن خود را با کم خوردن غذا از بین ببرد، زیرا در این صورت می‌ تواند به حضور فرشتگان نائل شود و به آنچه نزد خداست، صحیح و فراوان بیندیشد. (18)<br /><br />ج. رهایی از شیطان<br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />هر کس، از این خرسند می‌ شود که خویش را از ابلیس برهاند، باید گوشت و چربی خود را با کم خوری، آب کند؛ چرا که با کم خوردن، حضور فرشتگان و فراوان اندیشیدن در آنچه نزد خداوند است، را به دست می‌ آورد. (19)<br /><br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />با کمی خوراک و نوشیدنی، با نفس خویش جهاد کنید تا فرشتگان بر شما سایه بگسترند و شیطان از شما بگریزد. (20)<br /><br />د. در آمدن به ملکوت آسمان‌ ها<br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />پشمینه بپوشید و میان بربندید و به گنجایش نیمه شکم بخورید تا به ملکوت آسمان‌ ها درآیید. (21)<br /><br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />هر کس شکمش پر باشد، به ملکوت آسمان‌ها و زمین راه نمی‌یابد (22)<br /><br />هـ. تقرب به درگاه خداوند<br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />کاستن از خوراک، نزد خداوند، جایگاهی والا دارد. (23)<br /><br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />دوست‌ داشتنی‌ ترینِ شما نزد خداوند، کم خوراک‌ ترین و سبک‌ بدن‌ ترین شماست. (24)<br /><br />امام صادق (صلی الله علیه و اله):<br /><br />نزدیک‌ ترین حالت بنده به خداوند، هنگامی است که شکم وی، سبک باشد. (25)<br /><br />و. مجموعه‌ ای از فواید کم خوری<br />پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله):<br /><br />هر کس خوراکش اندک باشد، تنش سلامت و دلش صفا می یابد؛ و هر کس خوراکش فراوان باشد، تنش بیمار و دلش سخت می گردد. (26)<br /><br />امام علی (علیه السلام):<br /><br />بر شما باد میانه روی در خوردنی‌ ها؛ چرا که این کار، از اسراف دورتر است و مایه سلامت بیشتر تن می‌ گردد و در پرستش، بیشتر یاری می‌ رساند. (27)</p>
<p> </p>
<p><br />پی نوشت:<br />1.کنز العمّال، ج۳، ص ۳۹۱<br />2.تنبیه الخواطر، ج۲، ص ۱۱۶<br />3.شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۳۳، ح 824<br />4.شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۷۲، ح ۱۴۹<br />5.الواعظ العددیه، ص ۲۱۳<br />6.غرر الحکم،۶۷۶۸<br />7.غرر الحکم، ح ۲۳۳۶<br />8.غررالحکم، ح ۸۴۰۹<br />9.غررالحکم، ح ۶۸۱۹<br />10.غررالحکم، ح ۸۸۰۳<br />11.بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۴۲۵، ح ۴۱<br />12.بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۴۲۵، ح ۴۱<br />13.بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۳۱۰<br />14.المواعظ العددیه، ۷۱<br />15.بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۲۰، ح ۲۶<br />16.غرر الحکم، ح ۸۴۶۲<br />17.کنز العمال، ج ۱۵، ص ۲۴۴<br />18.الفردوس، ج ۳، ص ۵۳۶<br />19.الفردوس، ج ۳، ص ۵۳۶<br />20.تنبیه لخواطر، ج ۲، ص ۱۲۲<br />21.مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۲۵۲<br />22.تنبیه الخواطر، ج ۱، ص 100<br />23.تنبیه الخواطر، ج ۲، ص 119 <br />24.کنز العمال، ج ۱۵، ص 261<br />25.الکافی، ج ۶، ص 269<br />26.بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۳۳۱، ح 5<br />27.عیون الحکم و المواعظ، ص 5<br /><br /><br /></p>
<p> </p>
<p>و من الله توفیق ...</p>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/">علوم حدیث</category>                        <dc:creator>رهی</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://nooreaseman.ir/discussion/hadith/%d9%81%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b6%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		