<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>        <rss version="2.0"
             xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
             xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
             xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
             xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
             xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
             xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
        <channel>
            <title>
									کودک ، نوجوان و جوانان - نورآسمان				            </title>
            <link>https://nooreaseman.ir/discussion/child/</link>
            <description>انجمن های گفتگوی مذهبی و علمی نورآسمان</description>
            <language>fa-IR</language>
            <lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2026 03:21:25 +0000</lastBuildDate>
            <generator>wpForo</generator>
            <ttl>60</ttl>
							                    <item>
                        <title>حسادت و دلایل بروز آن در کودکان</title>
                        <link>https://nooreaseman.ir/discussion/child/%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/</link>
                        <pubDate>Thu, 14 Aug 2025 19:28:25 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[حسادت و دلایل بروز آن در کودکان


 



نویسنده در این مقاله، درباره ی ابعاد مختلف حسادت با قطع نظر از بعد دینی آن سخن گفته است. پیرامون تربیت دینی کودک، مجله ی پیام زن در شماره های 23...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div>
<div class="mt-1">
<h1>حسادت و دلایل بروز آن در کودکان</h1>
</div>
<br />
<div id="item-details" class="row row-cols-auto m-0 p-0 justify-content-between"> </div>
</div>
<hr />
<article class="wor database-content">
<p>نویسنده در این مقاله، درباره ی ابعاد مختلف حسادت با قطع نظر از بعد دینی آن سخن گفته است. پیرامون تربیت دینی کودک، مجله ی پیام زن در شماره های 230 و 231 و 232 مقالاتی به چاپ رسانده است.</p>
<p> </p>
<h3>تعریف حسادت</h3>
<p>حسادت یک احساس عاطفی است. برخی از دانشمندان معتقدند که این احساس غریزی است و در میان انسان سابقه ای دیرینه دارد. این اختلال نوعی واکنش عاطفی در برابر از دست دادن احتمال و یا تصور از دست دادن محبت یک دوست است. (معتمدی، ص67) حسد، دیرترین جریانی است که در فرد به وجود می آید و در روابط اجتماعی ایجاد می شود. (حیدری، ص119)</p>
<h3>زمان شیوع حسادت</h3>
<p>برخی روان شناسان بر این باورند که حسادت در زمان 15 تا 16 ماهگی در کودکان آشکار می شود و در دو زمان یعنی از سن 2 تا 5 سالگی و نیز دوران بلوغ به اوج خود می رسد. (فرهادی ثابت، ص 7)</p>
<h3>تفاوت های فردی در حسد</h3>
<p>مقدار و شدت حسد در اطفال مختلف است و با عواملی از قبیل سن، جنس، هوش، رشد ذهنی، تعداد اطفال در یک خانواده و طرز رفتار والدین _ به خصوص رفتار مادر _ بستگی دارد. در روابط دختر – دختر بیشتر حسد دیده شده است. (شعاری نژاد، ص131) از هر سه کودک حسود، دو نفر آن ها دختر هستند و کودکان هم بازی که با یک دیگر 5/1 تا 5/3 سال تفاوت سنی دارند نسبت به هم، بیشتر حسادت می کنند. عموما کودک باهوش و نخستین فرزند خانواده بیشتر احساس حسادت می کنند. (معتمدی، ص 68)</p>
<h3>علل حسادت کودکان</h3>
<p>برخی از علل حسادت در کودکان عبارت است از: تولد کودک، مقایسه میان فرزندان، تبعیض میان فرزندان، تفاوت سنی، شیوه ی تربیتی والدین به ویژه مادر، تضاد میان والدین، و به خطر افتادن موقعیت. (فرهادی ثابت، ص 30)</p>
<p>معمولا کودکان به نوزادان حسادت می ورزند. گاهی کودک خردسال آرزوی برادر یا خواهری را می کند، بی آن که بداند ممکن است بعدها به او حسادت ورزد. در واقع برای کودک بسیار مشکل است که احساسی همانند مادرش نسبت به نوزاد داشته باشد و اگر به نوزاد محبت می کند بیشتر به علت آن است که مورد ایراد و اعتراض قرار نگیرد. (پارسا، ص 174)</p>
<h3>پاسخ های مستقیم و غیرمستقیم کودکان به حسد</h3>
<p>حسادت بستگی به وضع زمان و مکان دارد. ممکن است کودک مستقیما به کودک دیگر حمله کند یا به نحو مبالغه آمیز و دروغین اظهار محبت نماید یا آن که مخالفت و لجاجت آغاز کند. شکل دیگر حسادت «بازگشت» است. یعنی کودک مانند سابق، جای خود را خیس می کند یا آن که پیوسته می خواهد به او محبت و توجه بیشتری نشان بدهند. در این مورد کودک برای جلب توجه اطرافیان غالبا به آزار و تحقیر خویشتن می پردازد. (پارسا، ص 175)</p>
<p>اعمال مستقیم شامل الفاظ خشن و حملات بدنی است که گاهی زیان آور و خطرناک است. پاسخ های غیرمستقیم عبارتند از بازگشت به رفتار دوره ی شیرخوارگی مثل جا ترکردن، انگشت مکیدن، کوشش برای جلب توجه از طریق تظاهر به ترس هایی که پیش تر از او دیده نشده است، شیطنت، ایجاد خرابی، ناسزاگویی، عیب جویی با تظاهر به بی نیازی از محبت و توجه اطرافیان، شکستن و خراب کردن بازیچه ها و در مقام خشم و انتقام ممکن است وضع تسلیم آمیخته به اندوه به خود بگیرد. در بین کودکان بزرگ تر پاسخ های حسادت آمیز متنوع تر و غیرمستقیم تر است. پاسخ غیرمستقیم کودکان بزرگ سال و اطفال خردسال ممکن است از طریق سربه سرگذاشتن، آزار اطفال کوچک تر و جانوران، پرخاشگری در مدرسه، بین بچه ها نزاع انداختن، در رویا فرو رفتن، تکبر، تقلب و ادای کلمات رکیک، بروز داده شود که معرف حسد هستند. (احمدوند، ص 120)</p>
<h3>اثرات حسد بر کودکان</h3>
<p>طفل حسود ممکن است یک شخص خودنما از آب در آید یا این که آدم خوبی بشود. این بستگی دارد به این که تجارب و تلاش های کودک وقتی که با حسد دست به گریبان است، او را به کدام سو بکشند. حسد به هر صورت که ظاهر شود شخص را ناشاد می سازد و به سازگاری او صدمات بزرگ و یا اندک وارد می کند. کسی که در کودکی گرفتار حسد باشد ممکن است در تمام عمر به مردم و جهان با نظر حسد و بدبینی نگاه کند. (احمدوند، ص 118)</p>
<h3>والدین، محرک حسادت کودک</h3>
<p> از آن جایی والدین که میل دارند بچه های شان طبق موازین معینی پرورش یابند و بر دیگر کودکان پیشی گیرند حدودی برای پیش رفت فرزندان خود قایل نمی شوند. وقتی که اطفال نتوانند به این حدود برسند، خود را نالایق و گناه کار می پندارند. از طرف دیگر، سرزنش پدر و مادر و مقایسه ی ناپسندی که بین فرزندان و اطفال دیگر به عمل می آورند حسد کودکان را نسبت به آن ها که پیش تر رفته اند بر می انگیزد. (احمدوند، ص 119) به طور کلی حسادت ابتدایی از رابطه ی بین کودک و مادر به وجود می آید؛ مخصوصا در مواردی که پدر و مادر بین دو کودک تفاوتی قائل شوند. به این ترتیب پدر و مادرها هستند که احساس حسادت کودک را تقویت می کنند. ( ژان پیاژه، ص 115)</p>
<h3>رابطه ی حسادت با خشم</h3>
<p>حسادت، یک نوع واکنش عاطفی است که همیشه متوجه افراد است، در حالی که خشم می تواند معطوف به اشیا، اشخاص و حتی خود شخص خشمگین باشد. تظاهرات ناشی از حسادت گاه شباهت زیادی به واکنش های خشم دارد. گاه نمی توان به علت واکنش های ناشی از حسادت پی برد. شخص دچار حسادت، اطمینان خاطر را در روابط با شخص محبوبش از دست می دهد و از بی مهری دوستش بیمناک است. ( احدی و بنی جمالی، ص 222)</p>
<h3>نقش والدین در کنترل خشم</h3>
<p>گاهی رفتار کودک بزرگ سال با کودک نوزاد به شکل رفتار خشونت آمیزی در می آید. این رفتار، طبیعی و قابل پیش بینی است. کودک خشمگین ممکن است خشم خود را با کتک زدن، فریادزدن و گفتار زشت نشان دهد. پدر و مادر نباید کودک را از نشان دادن این احساسات منع کنند. باید به کودک که آموخت خشم یک امر طبیعی است ولی نباید تسلیم آن شد و با کنترل آن باید از بدرفتاری خودداری کرد. (مگ زوبیک، ص 85)</p>
<p>برای توقف خشم در کودک دو نوع تغییر، نیاز است: اول تغییر محیط که عواملی مثل نگرش ها، روش های انضباطی، سبک زندگی و. .. را شامل می شود، دوم شیوه ی مربوط به تغییر حل مشکل و ابراز احساسات فرزند است به طوری که کودک خشمگین بتواند مهارت های کنترل را در خویش تقویت کند. ( کنت ونینگ، ص9 و10)</p>
<h3>واکنش های متفاوت والدین در حسادت</h3>
<p>واکنش والدین در قبال حسادت فرزندان متفاوت است. برخی والدین از حسادت میان کودکان خشمگین شده، هر گونه بیان و رفتاری را که نشانی از حسادت داشته باشد آشکارا سرکوب می کنند. در این خانواده ها کودکان به جای بیان احساسات به وسیله ی واژه ها، به نشانه های حسادت متوسل می شوند که می توان گفت خطرناک ترین شیوه ی ابراز حسادت است. برخی دیگر از والدین سیاست مدارانه عقب نشینی می کنند تا مجبور نشوند دلیلی برای حسادت بیاورند. آن ها می کوشند کودکان شان را متقاعد نمایند که همه ی آن ها به طور یک سان مورد علاقه ی والدین هستند و همه ی امکانات (هدایا، تشویق ها، پوشاک، خوراک و...) به طور یک سان و عادلانه میان آن ها تقسیم می شود، به همین دلیل برای توجیه حسادت کودکان دلیلی نمی ماند. دسته ای دیگر حسادت میان فرزندان را نادیده گرفته، بی اعتنایی در پیش می گیرند و منکر وجود این احساس می شوند. این گروه از والدین در حضور کودکان و دیگران وانمود می کنند که هیچ حسادتی بین فرزندان شان وجود ندارد. هیچ یک از این برخوردها باعث از بین رفتن حسادت نمی شود. تنبیه، تمجید یک سان و یا بی اعتنایی نمی تواند اشتیاق برای مورد علاقه و منحصربه فرد واقع شدن را در کودک فرو بنشاند. از آن جا که چنین میلی را نیز نمی توان برآورده کرد، امکان ندارد به طور کامل از بروز حسادت جلوگیری نمود. به هر حال این که آتش حسادت بی خطر سوسو بزند یا به طور وحشتناک شعله ور گردد و یا این که این معضل با روش منطقی حل و فصل گردد تماما به چگونگی برخورد و رفتار والدین بستگی دارد. (فرهادی ثابت، ص 27)</p>
<h3>راه کارهای موثر در درمان حسادت</h3>
<p>از جمله اقداماتی که برای جلوگیری از حسد کودک، معمول می دارند این است که می کوشند او را برای پذیرفتن نوزاد آینده، آماده سازند ولی از این کار نتیجه ی شایانی گرفته نشده است زیرا طفل کوچک نمی تواند ماهیت چنین واقعه ای را خوب درک کند. (احمدوند، ص 119)</p>
<h3>برای جلوگیری از حسادت و رقابت بچگانه، راه کارهایی پیش نهاد می شود:</h3>
<p> اول آن که مادر به کودک بزرگ تر بفهماند که او نیز مورد علاقه و محبت خانواده است. دوم آن که کودک 2 ساله را باید عادت داد که تنها بخوابد و بازی کند تا کمتر با مادر تماس داشته باشد و از محبت مادر به نوزاد جدید ناراحت نشود. سوم آن که مادر به کودک بفهماند در مواظبت و محبت با نوزاد برابر است. مادرانی که برای کودک قصه می گویند و نوزاد را نیز نوازش می کنند به نحو قابل ملاحظه ای مانع از بروز حسادت در آنان می شوند. چهارم آن که حیوان مورد علاقه ی کودک حسود را در اختیارش قرار دهند تا کمی از حسادت های او جلوگیری شود. (پارسا، ص 175) به طور خلاصه، حسادت اغلب محصول موقعیت خانوادگی به ویژه نگرش مادر و روش های انظباطی اوست. لذا مادران باید از توجه بیش از حد (زیاد و یا کم) نسبت به فرزندان خویش احتراز جویند و از به کار گرفتن شیوه های انظباطی ناهم آهنگ و ناهمخوان که هر دو از عوامل تشدیدکننده ی حسادت هستند، بپرهیزند. (نوابی نژاد، ص 73)</p>
<h3>نتیجه گیری</h3>
<p>بزرگ سالان و مربیان باید از مقایسه ی کودکان با یک دیگر و تبعیض بین آن ها شدیدا پرهیز نمایند و به کودکان خود توجه یک سانی داشته باشند و اگر قصد تشویق یکی از آن ها را دارند، نباید موجبات رنجش دیگران را فراهم کنند. کودکان در سن 3-6 سالگی علاقه ی شدیدی به مربی خود دارند و سعی می کنند توجه او را به خود جلب نمایند. بنابراین مربیان باید توجه داشته باشند که اگر کودکی بیش از اندازه مورد محبت قرار گیرد، حسادت سایر کودکان را برمی انگیزد. (سیف، سوسن و همکاران، ص 263و264)</p>
<p>به طور کلی معلمان و والدین اگر در تحکیم شخصیت کودک بکوشند و او را متوجه دیگران کنند و از علاقه و محبت آنان وی را مطمئن سازند، تا حدود زیادی از بروز حسادت جلوگیری می شود؛ چون کودک نیازمند توجه و تشویق است و هرگاه بتواند آزادانه بازی کند و تجربه ها و احساسات خود را بی تکلف بیان کند و اطمینان یابد که او را قبول دارند، مسلما حسادت های او تخفیف کلی می یابد.</p>
<h3>منابع:</h3>
<p>1- معتمدی، زهرا، رفتار با کودک، تهران، انتشارات لک لک، (1371)</p>
<p>2- فرهادی ثابت، عباس، چرا کودکم حسادت می کند، تهران، انتشارات چاپار فرزانگان، (1374)</p>
<p>3- شعاری نژاد، علی اکبر، روان شناسی رشد (1)، تهران، انتشارات پیام نور، (1386)</p>
<p>4- سیف، سوسن، کدیور، پروین و همکاران، روان شناسی رشد (1)، تهران، انتشارات سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها)، (1376)</p>
<p>5- حیدری، اکرم (گیتی)، روان شناسی رشد و اختلالات روانی رایج در کودکان، تهران، مولف، (1368)</p>
<p>6- پارسا، محمد، روان شناسی رشد کودک و نوجوان، تهران، موسسه ی انتشارات بعثت، (1368)</p>
<p>7- احمدوند، محمدعلی، روان شناسی رشد کودک و نوجوان، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، (1385)</p>
<p>8- احدی، حسن، بنی جمالی، شکوه السادات، روان شناسی رشد، مفاهیم بنیادی در روان شناسی رشد، تهران، شرکت پردیس57، (1378)</p>
<p>9- مگ زوبیک، فرزند دوم پیامدها و راه حل ها، ترجمه ی جواد میدانی، تهران، موسسه انتشارات صابرین، (1379)</p>
<p>10-  کنت ونینگ، چگونه کودکان را با خود همراه کنیم، ترجمه ی مهدی تهرانی دوست، تهران، انتشارات سنا، (1382)</p>
<p>11-  نوابی نژاد، شکوه، رفتارهای به هنجار و نابه هنجار کودکان و نوجوانان و راه های پیش گیری و درمان نابه هنجاری ها، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، (1373)</p>
<p>12-  پیاژه، ژان، زندگی و پرورش کودک، ترجمه ی عنایت الله شکیباپور، تهران، انتشارات نیما، (1375)</p>
</article>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://nooreaseman.ir/discussion/child/">کودک ، نوجوان و جوانان</category>                        <dc:creator>رهی</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://nooreaseman.ir/discussion/child/%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>چگونه فرزندانی راستگو داشته باشیم؟</title>
                        <link>https://nooreaseman.ir/discussion/child/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
                        <pubDate>Fri, 08 Aug 2025 17:59:09 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[چگونه فرزندانی راستگو داشته باشیم؟


 
 
 
 
درس گفتارهایی از: مسعود بسیطی
 
در بحث تربیت فرزند به دنبال آن هستیم که فرزندمان واجد ویژگی‌های اخلاقی ارزنده گردد و از صفات و عادت‌های ...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div style="line-height: 180%;height: 50px;text-align: center">
<div class="entry-header">
<h2 style="text-align: center"><span style="font-size: 24pt;color: #0000ff">چگونه فرزندانی راستگو داشته باشیم؟</span></h2>
</div>
</div>
<p style="text-align: center"> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-bottom: 12pt;text-align: justify"> </p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-bottom: 12pt;text-align: justify"><strong><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">درس گفتارهایی از: مسعود بسیطی</span></strong></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-bottom: 12pt;text-align: justify"> </p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">در بحث تربیت فرزند به دنبال آن هستیم که فرزندمان واجد ویژگی‌های اخلاقی ارزنده گردد و از صفات و عادت‌های ناپسند دور بماند. یکی از خصلت‌های ارزشمند و بسیار مهم که والدین دوست می‌دارند فرزندشان از آن بهره مند باشد، «راستگویی» است.</span></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">راستگویی رفتاری است که عقل به راحتی درستی و خوبیِ آن را تایید می‌کند. عموم مردم، صداقت را خوب و ارزشمند می‌دانند، حتی اگر خود فرد صادقی نباشند؛ و از اینکه به آنها دروغ گفته شود، بدشان می‌آید، حتی اگر خود دروغ بگویند.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">در حوزه‌ی تربیت دینی هم صداقت جایگاه ویژه‌ای دارد. تمام پیامبران و پیشوایان الهی مردم را به راستگویی دعوت کرده اند و از دروغ و دروغ گویی برحذر داشته‌اند.<strong>تا آنجا که اسلام یکی از ارکان اساسی و شاخصه‌های برجسته‌ی دین را «صداقت» معرفی کرده</strong>و دروغگویی را کلید همه‌ی پلیدی‌ها خوانده است.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">حال ببینیم چگونه می‌توانیم این خصلت ارزشمند را در فرزندان‌مان نهادینه کنیم و فرزندانی راستگو (دین دار) تربیت نماییم.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">اساسی‌ترین نکته‌ی قابل توجه در این حوزه آن است که به خاطر داشته باشیم آدمی فطرتا به سمت خوبی‌ها و پاکی‌ها متمایل است. اما متاسفانه در بیشتر موارد پدر و مادربا سهل انگاری‌های خود باعث محجوب شدنِ فطرت پاک فرزندشان می‌گردند و بدین ترتیب نفس، او را کم کم به سمت بدی‌هاسوق می‌دهد.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">برخی از این کوتاهی‌ها در مراحل پیش از تولد فرزند (پیش از انعقاد نطفه، هنگام انعقاد نطفه، دوران بارداری) اتفاق می‌افتد و برخی دیگر به عملکرد والدین پس از تولد فرزند باز می‌گردد. بنابراین شاید به جای آنکه بگوییم «چگونه فرزندی راستگو تربیت کنیم» بهتر باشد بگوییم «چگونه فرزندی دروغگو تربیت نکنیم»! چراکه اگر اشتباهات والدین نباشد،کودک به صورت فطری راستگوست و دروغ را قبیح می‌شناسد.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">در بحث‌های تربیتیِ پیش از انعقاد نطفه تا دوران شیردهی به دفعات به والدین تذکر داده می‌شود که نواقص و بیماری‌های روحی پدر و مادر به کودک سرایت می‌کند. از این رو در این جلسه دیگر به بسط این موضوع در رابطه با صداقت و دروغگویی نمی‌پردازیم و تنها به ذکر این جمله اکتفا می‌کنیم که: </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: center" align="center"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">اگر نمی‌خواهید فرزندی دروغگو داشته باشید از پیش از به دنیا آمدن فرزندتان راستگویی را پیشه‌ی خود سازید.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">حال می‌پردازیم به اشتباهات والدین پس از تولد فرزندشان که منجر به دروغگویی او می‌شود. ابتدا توجه شما را به سه نکته‌ی مهم جلب می‌کنیم و سپس دلایل شایع دروغگویی در فرزندان را ذکر می‌نماییم:</span></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">توجه به سه نکته‌ی مهم در تربیت فرزند صادق:</span> </strong> </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 18.95pt;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">نکته‌ی نخست:</span> </strong><span style="line-height: 180%">همواره به یاد داشته باشیم خداوند حکیم، فرزندان ما را به گونه‌ای آفریده که فطرتا به انجام خوبی‌ها- از جمله صداقت – تمایل دارند. پس اگر در رفتار آنها بی صداقتی دیده می‌شود، به دلیل کوتاهی ما در امر تربیت آنها و سوق دادن‌شان به سمت پلیدی‌ها از جمله دروغگویی است. توجه به این نکته – که پیشتر هم تذکر داده شده بود – سبب می‌شود به جای آنکه از رفتار فرزندان‌مان ناراحت یا حتی عصبانی شویم، احساس مسوولیت بیشتری در اصلاح رفتار آنها نماییم و به صورت جدّی به درمان و تربیت صحیح ایشان بپردازیم.</span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 18.95pt;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">نکته‌ی دوم:</span> </strong><span style="line-height: 180%">رفتارهای گوناگونی از جانب اطرافیان خصوصا پدر و مادر سبب فاصله گرفتن فرزندان از صداقت می‌شود. یعنی همه‌ی کودکان به یک دلیل واحد دروغ نمی‌گویند. همه می‌دانیم یک پزشک حاذق برای هر بیماری که با دل درد به مطبش مراجعه می‌کند نسخه‌ی واحدی نمی‌پیچد. بلکه ابتدا سعی می‌کند تشخیص دهد این دل درد ناشی از چه عاملی است (سنگ کلیه؟ آپاندیس؟ گرفتگی روده؟ زخم معده؟ مسمومیت؟ ویروس؟ ...) و سپس بسته به تشخیص، راه درمان ویژه‌ای پیشنهاد می‌دهد. در مورد دروغگویی (این بیماری دردناک روحی) نیز همین گونه است. باید ابتدا علت و ریشه‌ی عدم صداقت فرزندمان را تشخیص دهیم. سپس با توجه به آن عامل، راهی برای اصلاح این رذیله‌ی اخلاقی اتخاذ نماییم.</span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 18.95pt;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">نکته‌ی سوم:</span> </strong><span style="line-height: 180%"> باید برای یافتن علت دروغگوییِ فرزند و همچنین اصلاح آن به موقع و سریع اقدام نمود. اهمیت اقدام به موقع و مناسب درباره‌ی بیماری‌های جسمی ملموس‌تر از بیماری‌های روحی است. مثلا برای همگان قابل قبول است که اگر به موقع علت سوزش معده‌ی بیمار تشخیص داده نشود و فرآیند درمانی مناسب برایش اتخاذ نگردد، پس از مدتی این ناراحتی ساده که چه‌بسا می‌توانست با یک رژیم غذایی اصلاح شود به زخم معده‌ای صعب العلاج و یا حتی به سرطان معده تبدیل می‌گردد. باید خاطرنشان کنیم در مورد بیماری‌های روحی نیز اقدام درمانی سریع، اهمیت بالایی دارد. اگر ناهنجاری‌های رفتاری مانند دروغگویی به موقع مورد بررسی و اصلاح قرار نگیرند می‌توانند به عادات جدّی و بیماری‌های ریشه دار روحی تبدیل شوند که ریشه کن کردن آنها به راحتی میسر نباشد. بنابراین باید برای اصلاح دروغگویی در فرزندان‌مان زود اقدام کنیم. خصوصا اینکه دروغگویی سبب می‌شود آدمی به سوی بدی‌های دیگر نیز کشیده شود.</span></span></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">شایع‌ترین دلایل دروغگویی در کودکان:</span> </strong> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">1. دروغگوییِ پدر و مادر</span> </strong> </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">مهم‌ترین دلیل دروغگویی فرزندان همین عامل است. تاثیرگذارترین الگوهای زندگی کودکان، پدر و مادر آنها هستند. چنانچه والدین دارای ویژگی اخلاقی خاصی باشند (مثبت یا منفی) فرزندشان نیز از ایشان تقلید می‌کند و همان ویژگی را کسب می‌کند. </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">به خاطر داشته باشیم تاثیری که از رفتار و عملکرد آدمی به اطرافیانش منتقل می‌شود بسیار بسیار بیشتر و ماندگارتر از نصیحت‌ها و تذکرات کلامی اوست. به عبارتی «دو صد گفته چون نیم کردار نیست».از همین روست که اهل بیت علیهم السلام به مردم توصیه فرموده‌اند: "مردم را با اعمال‌تان  دعوت کنید؛ نه با زبان‌تان".‏</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">کودک نیز پیش از آنکه تحت تاثیر این جمله و خواسته‌ی ما قرار بگیرد که: «همیشه راست بگو» یا «هیچ وقت دروغ نگو»، تحت تاثیر رفتارمان قرار می‌گیرد.در این رابطه به دو نکته‌ی زیر توجه فرمایید:</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">گاهی پدر و مادر آشکارا نزد کودک دروغ می‌گویند. مثلا فرزندی 7 سال دارد اما والدینش برای بهره‌مندی از تخفیفِ کودکانِ زیر 5 سال در شهر بازی سن او را 5 سال اعلام می‌کنند. سپس در پاسخ به اعتراض فرزندشان می‌گویند «اینجوری می‌توانی به جای 3 وسیله با 5 وسیله بازی کنی!» به این ترتیب فرزند از پدر و مادرش می‌آموزد برای جلب یک منفعت (یا دفع یک ضرر) می‌تواند دروغ بگوید.</span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">گاهی پدر و مادر دروغ آشکاری نمی‌گویند اما رفتارشان حاکی از تناقض است. مثلا اگر کودکِ مهمان لیوان شربت را روی مبل بریزد، با خوشرویی و قربان صدقه رفتن می‌گویند «اشکالی ندارد. آب روشنایی است. پیش می‌آید دیگر. چیزی نشده با یک دستمال نمناک پاک می‌شود ...» اما فردای آن روز وقتی کودک خودشان دستش به استکان چای می‌خورد و سفره را خیس می‌کند با این جملات مواجه می‌شود: «مگر کوری؟ دست و پا چلفتی. تازه سفره را شسته بودم. چرا حواست را جمع نمی‌کنی؟ ...» فرزندمان با چنین رفتار دوگانه ای دچار سر درگمی می‌شود و به این می‌اندیشد که «بالاخره ریختن آب سبب روشنایی است یا دلیلی بر دست و پاچلفتی؟». کودک چنین نتیجه می‌گیرد که حرف‌هایی که به مهمان دیروز گفتید همه دروغ بود و تنها برای خوش آمد آنها بیان شده بود. پس او نیز می‌آموزد برای خوش آمد دیگران دروغ بگوید.</span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">2.  ترس از تنبیه و مجازات:</span> </strong> </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">بچه‌ها از تنبیه شدن وحشت دارند. اگر قرار باشد صداقت، آنها را گرفتار تنبیه و مجازات کند، به سوی دروغگویی متمایل می‌شوند. مادری که دیوار خط خطی شده‌ی پذیرایی را می‌بیند و با داد و عصبانیت فریاد می‌زند «چه کسی این دیوار را به این روز در آورده» در واقع در حال وسوسه نمودن فرزندش به پنهان کردن حقیقت است. چرا که کودک می‌داند پشت بند این فریاد، دعوا و تنبیه خواهد بود. به همین دلیل تقصیر را گردن دختر مهمان می‌اندازد که شب گذشته منزل‌شان بودند. خصوصا اگر این دختر همان کسی باشد که وقتی لیوان شربتش روی مبل ریخت قربان صدقه‌اش رفته بودند!</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">مثال دیگر: کودک در حال توپ بازی، قاب عکس روی دیوار را می‌شکند. پدر که از سر کار می‌آید متوجه شکسته شدن تابلو می‌شود و می‌پرسد «چه بلایی سر این تابلو آمده؟» بچه صادقانه ماجرای توپ بازی‌اش و شکسته شدن قاب را تعریف می‌کند. پدر با پرخاش سرش داد می‌زند «چرا مراقب نبودی؟ چند بار بگویم در خانه توپ بازی نکن. وقتی توپت را گرفتم و دیگر ندادم برای همیشه یادت می‌ماند خانه جای توپ بازی نیست ...» هفته‌ی بعد لیوانی از دست کودک روی زمین می‌افتد و می‌شکند. کودک یاد دعوا و تنبیه پدر می‌افتد. سریع تکه‌های لیوان را از پنجره به بیرون می‌اندازد و آشپزخانه را ترک می‌کند (تصور کنید این کار چه خطراتی را می‌تواند در پی داشته باشد؟ بریده شدن دست کودک در حین از بین بردن مدرک جرم، آسیب دیدن همسایه‌ی پایینی که مشغول پهن کردن لباس در بالکن است و تکه شیشه‌ای از آسمان به طرف سر و صورتش فرود می‌آید، ...). مادر که از بیرون می‌آید، کیسه‌های خرید را روی میز آشپزخانه می‌گذارد و ناگهان فریادش به هوا می‌رود. خرده‌های کوچک شیشه در پای مادر فرو می‌رود!چند لحظه بعد: «چه چیزی را شکسته‌ای؟» کودک: «من؟ هیچی. چیزی را نشکسته‌ام»!</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">بنابراین، والدینی که بچه‌های خود را تنبیه جسمی یا روحی می‌کنند و خصوصا در مواجهه با صداقت کودکان، برخوردی خشن و پرخاشگرانه دارند باید بدانند ثمره‌ی این رفتار نادرست، فرزندانی دروغگو خواهند بود!</span></p>
<p dir="rtl"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">3.  احیای شخصیت خرد شده</span> </strong> </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">یکی از دلایل عمده‌ی دروغگویی خصوصا در سنین نوجوانی همین عامل است. فرزند ما در سنّ گذار از کودکی به نوجوانی به تایید و تکریم بیشتری نیاز دارد. او برای ورود به حوزه‌ی بزرگسالی به دنبال مقبولیت و کسب احترام از سوی اطرافیان به ویژه پدر و مادرش است. اما از آنجا که نه به اندازه‌ی لازم کوچک است تا محبت‌ها و توجه‌های خاص کودکان نثارش شود و نه به اندازه‌ی کافی بزرگ است تا مورد احترام و تکریم واقع شود، در شرایط روحی بسیار بدی قرار می‌گیرد. در این دوران حساس که فرزند ما بیش از هر زمانی نیازمند تکریم و احترام است، پدر او را تنبیه می‌کند، مادر سرزنشش می‌کند، برادر بزرگتر تحقیرش می‌کند، خواهر بزرگتر دستش می‌اندازد، ...</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">در چنین شرایطی فرزند به فکر می‌افتد تا شخصیت خرد شده‌اش را ترمیم کند. او که احتمالا تحت تربیتی سالم قرار نداشته تا بداند می‌تواند با افزایش قابلیت‌های ارزشمندش توجه و احترام مورد نیاز خود را کسب نماید، سریعا به ابزار دروغگویی روی می‌آورد:</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">برای خشنودی مادر، تمجیدی که معلم از بغل دستی‌اش کرده را به خود نسبت می‌دهد.</span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-<span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;line-height: 24px;text-align: justify;text-indent: -24px">    </span></span><span style="line-height: 180%">به پدر می‌گوید دوستانش اصرار کرده‌اند جمعه با هم به سینما بروند ولی او گفته دوست دارد در کنار خانواده‌اش بماند، در حالی که اصلا دوستانش به او پیشنهادی نداده‌اند. </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">با آنکه در مسابقه فوتبال یک بار هم پایش به توپ نخورده به برادرش می‌گوید 2 گل به حریف زده و باعث افتخار تیمش شده، </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">برای دوستان و همکلاسی‌هایش پدرش را که کارمند بانک است، رییس شعبه معرفی می‌کند.</span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">مادرش را که از طبقه‌ای متوسط است، وارث ارثی کلان؛ </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">عمویش را که شاگرد حجره‌ای در بازار است تاجری موفق در دوبی؛ </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">برادرش را که به تازگی کلاس کامپیوتر می‌رود، خدای کامپیوتر؛ </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">سفرشان به طالقان را تور آنتالیا؛ </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">پرایدشان را پرادو؛ </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;margin-right: 0.75in;text-align: justify;text-indent: -0.25in"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">-    </span><span style="line-height: 180%">...</span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">تأسف بیشتر آنجاست که نوجوان ما برای کسب مقبولیت بیشتر نزد دوستانش خود را فردی متمایل به خلاف و بِزِه نشان می‌دهد. مثلا به دروغ می‌گوید که او هم سیگار می‌کشد،یا دوستی از جنس مخالف دارد، یا بی اجازه‌ی پدر و مادر در فلان مهمانی شرکت می‌کند. همین ادعاهای دروغ کم کم او را به سمت بزهکاری خواهد کشاند.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">بنابراین، پدران و مادرانی که با رفتارهای نادرست خود موجب تحقیر و تخریب شخصیت فرزندشان می‌شوند نه تنها در آینده با فرزندانی دروغگو مواجه خواهند شد بلکه باید منتظر بزهکاری فرزندان‌شان نیز باشند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">4.  کم توجهی</span> </strong> </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">کودکان، تشنه‌ی محبت و توجه هستند. اگر پدر و مادر آنها را از محبت خود لبریز نکنند خودشان دست به کار می‌شوند تا محبت و توجه را به سوی خود جلب نمایند. گاهی این کار را با لجبازی و مخالفت</span><span style="line-height: 180%">انجام می‌دهند؛ گاهی با سر و صدا و جار و جنجال، گاهی هم با اغراق و دروغگویی. </span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">فرزندمان از مدرسه به خانه می‌آید و می‌خواهد درباره‌ی یک موضوع تکراری و به زعم ما بی ارزش صحبت کند. خسته ‌ایم و حوصله‌ی شنیدن حرفهای طولانی او را نداریم. به او می‌گوییم «خب آخرش چه شد؟» یا می‌گوییم «خسته نشدی آنقدر حرف زدی؟» یا به تماشای تلویزیون مشغول می‌شویم و مثلا به حرف‌های او نیز گوش می‌دهیم یا ...</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">نتیجه‌ی این رفتار ما باعث می‌شود فرزندمان به دنبال راهی بگردد تا حرف‌هایش را جذاب‌تر و شنیدنی‌تر سازد. در نتیجه دروغ را چاشنی صحبت‌هایش می‌کند. مثلا به دروغ می‌گوید امروز بخاری کلاس‌شان آتش گرفت و نزدیک بود منفجر شود! </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">بنابراین اگر نمی‌خواهیم فرزندان‌مان برای جلب توجه ما به خود، به دروغ متوسل شوند، گاهی با آنها هم بازی شویم، گاه آنها را در آغوش بگیریم و نوازش‌شان کنیم، گاه خودمان از آنها بخواهیم تا ماجرایی را تعریف کنند و بعد با توجه به جمله جمله‌ی صحبت‌های‌شان گوش دهیم.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">همواره به یاد داشته باشیم محبت و توجه به فرزند همان اندازه برای سلامت روحش ضروری است که آب برای ادامه‌ی حیات!</span></p>
<p dir="rtl"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><strong><span style="line-height: 180%">5.  مشکل داشتن با مسوولیت واگذار شده</span> </strong> </span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">گاهی به کودک یا نوجوان کاری سپرده می‌شود که یا توانایی انجامش را ندارد و یا آن کار را دوست ندارد. کودکی را تصور کنید که در حال آموزش مستقل دستشویی رفتن است. مادر توقع دارد از زمانی که کودکش این کار را می‌آموزد به تنهایی به دستشویی رفته، خود را بشوید و در نهایت با دستانی تمیز بیرون بیاید. اما کودک که تازه چنین مسوولیتی بر عهده‌اش قرار گرفته با مشکلاتی مواجه می‌شود. مثلا زمانی که به دستشویی می‌رود دوست ندارد دستانش آلوده شود. به همین دلیل بدون آنکه خود را بشوید لباسش را می‌پوشد. مادر از بیرون دستشویی می‌پرسد خود را تمیز آب کشیدی؟ کودک هم به دروغ می‌گوید «بله». یا وسط برنامه‌ی تلویزیونی مورد علاقه‌اش مجبور می‌شود به دستشویی برود. کودک که هنوز در شستن خود سرعت عمل کافی را پیدا نکرده از مادر می‌خواهد به کمکش بیاید تا بتواند زودتر به تماشای برنامه‌ی محبوبش بپردازد. اما مادر این موضوع را درک نمی‌کند و از این کار امتناع می‌ورزد. کودک نیز برای اینکه سریع تر به تلویزیون برسد دستانش را نمی‌شوید اما به دروغ به مادر می‌گوید شسته است!</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">بنابراین، پدر و مادر در تفویض کارها و ایجاد روحیه‌ی مسوولیت پذیری در فرزندان باید به این نکته‌ی مهم توجه داشته باشند که اگر فرزندشان انجام کاری را دوست ندارد یا آن مسوولیت برایش سنگین است با او منعطف برخورد کنند. مثلا گاهی خود نیز به کمکش بشتابند تا سختی کار او را آزرده و منزجر نسازد. یا برای انجام آن کار زمان بیشتری به او بدهند. در غیر این صورت کودک یا نوجوان ما بخشی از مسوولیتش را به گونه‌ای نامطلوب پیش خواهد برد و برای در امان ماندن از توبیخ و تنبیه والدین، گزارش دروغ به آنها خواهد داد.</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">همانگونه که ملاحظه فرمودید تمامی دلایل پنج گانه‌ی فوق در بحث چراییِ دروغگویی فرزندان به رفتارهای نادرست پدر و مادر باز می‌گردد. بنابراین باز هم تاکید می‌کنیم برای داشتن فرزندانی راستگو (و ایمان دار) باید رفتار خود را اصلاح نماییم. برای شروع می‌توانیم به نکات تربیتی زیر عامل شویم:</span></p>
<p style="text-align: justify"> </p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">1.  مادران در زمان بارداری و دوران شیردهی مراقب رفتار و گفتار خود باشند تا با دروغگوییِ خود جان و روح فرزندشان را آلوده نسازند و زمینه‌ی تمایل وی را به دروغگویی ایجاد نکنند.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">2.  در صداقت، الگوی فرزندتان باشید. هیچ گاه در حضور کودک‌تان دروغ نگویید. اگر احیانا از سر غفلت دروغ گفتید به هیچ عنوان سعی نکنید خطای خود را توجیه نمایید؛ چرا که این اشتباهی بزرگتر است. با این رفتار به کودک می‌آموزید اگر او هم از نظر خود دلیلی موجّه برای دروغگویی داشته باشد، می‌تواند دروغ بگوید. </span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">3.  اگر فرزندتان متوجه دروغی که گفتید شد، بی درنگ به اشتباه خود اقرار کنید و ضمنِ عذرخواهی نشان دهید که از عدم صداقت‌تان بسیار پشیمان و متاسف هستید. تلاش کنید تا در صورت امکان دروغ خود را اصلاح نمایید.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">4.  از شوخی‌هایی که آمیخته به دروغ است اجتناب کنید. حتی اگر فرزندتان متوجه باشد که دروغ شما تنها یک شوخی است، قُبح دروغگویی نزد او شکسته می‌شود.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">5.  هرگز بچه‌ها را به واسطه‌ی خرابکاری‌های غیر عمدی دعوا یا تنبیه نکنید. چراکه کودکان از ترس مجازات یا فریاد و پرخاش شما، به دروغگویی و انکار حقیقت روی می‌آورند. صرفا در مواردی که فرزندتان خطایی را آگاهانه و از روی عمد انجام می‌دهد مستحق تنبیه است.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">6. به فرزندتان احترام بگذارید. هرگز با توهین یا به رخ کشیدن نقاط ضعفش شخصیت وی را خرد نکنید. خصوصا در حضور دیگران او را گرامی بدارید. در غیر این صورت فرزندتان تلاش می‌کند با کمک گرفتن از دروغ برای خود شخصیت و مقبولیت ویژه بسازد.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">7.  محبت، محبت، محبت. توجه، توجه، توجه. محبت و توجه دو عامل کلیدی برای رشد و تربیت صحیح فرزندان هستند. چنانچه کودک یا نوجوان از محبت و توجه شما اشباع نشود، تصمیم می‌گیرد به گونه‌ی دیگری این نیاز را تامین کند. گاهی برای جلب این محبت و توجه به تغییر واقعیت و دروغ پردازی روی می‌آورد؛ و گاهی بیرون از خانه و خانواده به دنبال رفع نیازش می‌گردد.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">8.  به فرزندتان مسوولیتی که خارج از توان یا حوصله‌اش است واگذار نکنید. در غیر این صورت فرزندی مسوولیت گریز و دروغگو خواهید داشت.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">9.  اگر فرزندتان دوستی دارد که زیاد دروغ می‌گوید رابطه‌شان را کمتر کنید و فرد مناسب دیگری را جایگزین آن دوست نمایید.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">10.  هرگز فرزندتان را در بن بستِ انکار قرار ندهید. چنانچه</span><span style="line-height: 180%">خطایی انجام داد، در صدد راهنمایی‌اش برآیید نه آنکه</span><span style="line-height: 180%">مانند پلیس او را بازجویی کنید تا به جرم خود اعتراف نماید. هرگز فضایی برایش ایجاد نکنید که از ترس یا برای حفظ آبروی خود مجبور به انکار خطایش گردد و حقیقت را پنهان سازد. اگر به هر</span><span style="line-height: 180%">دلیلی رفتارش را انکار نمود در صدد اثبات دروغگویی‌اش بر نیایید و او را شرمنده نسازید. این کار سبب گستاخی و بی باکی او می‌شود.</span></span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">11.  فرزندتان باید بداند جریمه‌ی دروغگویی بیشتر از جریمه‌ی کار نادرست است. برایش توضیح بدهید اگر درباره‌ی خطایی که مرتکب شده حقیقت را بگوید کمتر ناراحت می‌شوید. به عنوان نمونه اگر نوجوان شما در راه بازگشت از مدرسه به خانه برای بازی کامپیوتری به «گِیم نت» رفته و علت تاخیرش را به دروغ دیر آمدن سرویس بیان کرده، باید حتما تنبیه شود. مثلا سه روز از تماشای برنامه تلویزیونی محبوبش محروم گردد. اما باید برایش توضیح داده شود که یک روز از این محرومیت مربوط به بی اجازه رفتن به «گِیم نت» و دو روز دیگر به دلیل دروغ گفتنش است. به یاد داشته باشید در اجرای مجازات دروغگویی همواره جدی باشید.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">12.  رفتار و گفتار صادقانه‌ی فرزندتان را تحسین و تقویت کنید. صداقتش را تشویق نمایید و خوشحالیِ خود را از راستگویی او ابراز کنید.</span></p>
<p dir="rtl" style="padding-right: 30px;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">13.  از ابزارها و فرصت‌های مختلف مانند تعریف داستان، تماشای فیلم یا رخداد یک ماجرا بهره ببرید و به فرزندتان یادآور شوید: صداقت پیامدهای مثبت و خوبی دارد اما دروغگویی موجب ناراحتی خدا و خوشحالیِ شیطان می‌شود. </span></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif">سخن آخر آن که:</span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 11pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%">از خداوند متعال و هدایتگر زنده‌اش در این عصر (مهدی موعود) کمک بخواهیم تا بتوانیم در به کار بستن تدابیر فوق و تربیت فرزندانی راست گفتار و درست کردار موفق گردیم.</span><span style="line-height: 180%">برترین مربیان برای تربیت آدمی، مربیان الهی هستند. بنابراین هیچ کس بهتر از مربی حقیقی این عصر، امام زمان نمی‌تواند زمام تربیت فرزندمان را در دست گیرد. عاقبت به خیری و سلامت روح و جان فرزندمان را از خدا و حجتش طلب کنیم و پیوسته به ایشان متمسک باشیم.</span></span></p>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="font-size: 11pt"><span style="line-height: 180%;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="line-height: 180%"></span></span>   </span></p>
<hr align="right" size="1" width="33%" />
<div>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 10pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"> . امام صادق – ششمین جانشین و هدایتگر پس از رسول خاتم – می‌فرمایند: "إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یبْعَثْ نَبِیاً إِلَّا بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِر" یعنی: خدای عزوجل انبیاء را مبعوث نکرد مگر به راستی سخن و اداء امانت به نیک و فاجر: بحارالانوار، ج 68، ص 2.</span></p>
</div>
<div>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 10pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"> .امیر مومنان اولین نشانه‌ی دین داری را صداقت و دومین مورد را امانتداری بیان فرموده‌اند: "إِنَّ لِأَهْلِ الدِّینِ عَلَامَاتٍ یعْرَفُونَ بِهَا: صِدْقُ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ ...": بحارالانوار، ج 64، ص 289. ؛ امام صادق نیز فرموده‌اند طولانی بودن رکوع و سجود فرد ملاکی بر خوب بودن یا دین داریِ او نیست. بلکه باید صدااقت و امانت وی را بررسی نمود: "لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَی‏ءٌ قَدِ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِه‏": بحارالانوار، ج 68، ص 8. ؛همچنین امیر مومنان فرموده‌اند: "لَا یجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّى یتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّه‏" یعنی: بنده‌ای طعم ایمان را نمی‌چشد تا دروغ را ترک کند – چه به شوخی باشد چه جدی -: بحارالانوار، ج 69، ص 249.</span></p>
</div>
<div>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 10pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"> . امام حسن عسکری – یازدهمین جانشین و هدایتگر پس از رسول خاتم - می‌فرمایند: "جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْكَذِب‏"یعنی: تمام پلیدی‌ها در اتاقی قرار داده شده و کلید آن دروغ است: بحارالانوار، ج 69، ص 263.</span></p>
</div>
<div>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 10pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"> . امیر مومنان می‌فرمایند: "إِنَّ الْكَذِبَ یهْدِی إِلَى الْفُجُورِ وَ الْفُجُورَ یهْدِی إِلَى النَّار" یعنی: دروغ انسان را به سوی بدی‌ها هدایت می‌کند و بدی‌ها نیز به سوی آتش جهنم: بحارالانوار، ج 69، ص 259.</span></p>
</div>
<div>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 10pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"> . امام صادق – ششمین جانشین و هدایتگر پس از رسول خاتم - می‌فرمایند: "كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِكُمْ وَ لَا تَكُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِكُم": بحارالانوار، ج 5، ص 198.</span></p>
</div>
<div>
<p dir="RTL" style="line-height: 180%;text-align: justify"><span style="line-height: 180%;font-size: 10pt;font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif"> . در چنین شرایطی نیز تنبیه باید از جنس محروم سازی باشد. در بحث «تشویق و تنبیه» - که در آینده در درسنامه تربیت فرزند ارائه می‌گردد - به این موضوع بیشتر پرداخته می‌شود.</span></p>
</div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://nooreaseman.ir/discussion/child/">کودک ، نوجوان و جوانان</category>                        <dc:creator>رهی</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://nooreaseman.ir/discussion/child/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%d8%9f/</guid>
                    </item>
				                    <item>
                        <title>راه درمان لجبازی کودکان</title>
                        <link>https://nooreaseman.ir/discussion/child/%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/</link>
                        <pubDate>Fri, 08 Aug 2025 17:24:07 +0000</pubDate>
                        <description><![CDATA[راه درمان لجبازی کودکان
 





برای مقابله با لجبازی و بی‌نظمی کودکان وضع قوانین در خانه وتعیین خط قرمز رفتارهای نامناسب وتنبیهات کوتاه باید انجام شود درمقابل رفتارهای خوب کودک باید ت...]]></description>
                        <content:encoded><![CDATA[<div class="field field-name-title-field field-type-text field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">
<h1 style="text-align: center"><span style="font-size: 24pt;color: #993300">راه درمان لجبازی کودکان</span></h1>
<p> </p>
</div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-field-subtitle field-type-text field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">برای مقابله با لجبازی و بی‌نظمی کودکان وضع قوانین در خانه وتعیین خط قرمز رفتارهای نامناسب وتنبیهات کوتاه باید انجام شود درمقابل رفتارهای خوب کودک باید تشویق شود</div>
<div> </div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-field-image field-type-image field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even"> </div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-body field-type-text-with-summary field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">
<p> </p>
<p>پسری هشت‌ساله دارم که لجبازی می‌کند و بی‌نظم است؛ چگونه برخورد کنم؟</p>
</div>
</div>
</div>
<div class="field field-name-field-pasokh field-type-text-long field-label-hidden">
<div class="field-items">
<div class="field-item even">
<p> </p>
<p><strong>پاسخ:</strong></p>
<p><strong>مقدمه</strong></p>
<p>دوران کودکی، عادت‌های اخلاقی و رفتاری کودکان شکل می‌گیرد و کم‌کم در وجودشان تثبیت می‌شود؛ به همین دلیل لازم است که والدین در این دوران فرصت تربیت را از دست ندهند، چرا که با عبور از این دوران تغییر و اصلاح رفتار فرزندان کار سختی خواهد بود. در دوران دبستان لجبازی بچه‌ها و بی‌نظمی آنها تا حدی طبیعی است. در حقیقت بچه‌ها به دلیل این که می‌خواهند حس استقلال در وجود خود را به اثبات برسانند، گاهی به لجبازی رو می‌آورند. البته طبیعی بودن این حالت به معنی این نیست که نباید برای رفع آن تلاش کرد.</p>
<p><strong>پاسخ تفصیلی</strong></p>
<p>در وهلة اول علت لجبازی را مورد بررسی قرار دهید. چه چیزی باعث شده فرزند شما لجبازی کند؟ آیا شما به اندازة کافی به او محبت می‌کنید؟ گاهی لجبازی بچه‌ها نوعی واکنش برای دیده‌شدن است. کودکانی که کمتر محبت می‌بینند و بیشتر نیاز به جلب ‌توجه دارند سعی می‌کنند با لجبازی، بیشتر و بهتر دیده شوند. گاهی لجبازی ناشی از تمایل فرزند به استقلال‌طلبی است. او می‌خواهد با انجام کاری که نسبت به آن اصرار می‌ورزد، حس استقلال خودش را نشان دهد؛ چون والدین او را جدی نگرفته‌اند و به او استقلال نداده‌اند؛ بنابراین با محبت ورزیدن به کودک و مسئولیت‌بخشی به او باید این حس استقلال را تقویت کرد.</p>
<p><strong>1. اصل قانون‌گرایی</strong></p>
<p>بنای خانواده باید مبتنی بر اصول اخلاقی و تربیتی باشد و خانواده‌ای که از این اصول بهره‌ای نبرد مجبور است چالش‌های فراوانی را تجربه کند. از مهم‌ترین اصول تربیتی که می‌تواند بچه‌ها را از لجبازی یا بی‌نظمی دور سازد اصل قانون‌گرایی است. اگر ما می‌خواهیم امر مهمی را در خانواده دنبال کنیم باید آن را به شکل قانون درآوریم؛ مثلاً برای بچه‌ها قانون بگذاریم که قبل و بعد از غذا دستانشان را بشویند و یا حتماً هر شب مسواک بزنند. لازم است برای فرزندان تبیین کنید که برخی قوانین در خانواده قابل‌مذاکره و حذف نیستند؛ بنابراین اگر فرزند حتی به دلیل لجبازی تمایلی برای انجام آن عمل نداشته باشد؛ چون آن را به شکل یک قانون در خانواده تلقی می‌کند خود را ملزم به رعایت آن می‌بیند. استمرار و پایبندی همة اعضای خانواده به این قوانین باعث می‌شود تا خانه و خانواده نظم منطقی پیدا کند.</p>
<p><strong>2. اصل تعیین خط‌قرمزها و تنبیه</strong></p>
<p>بر والدین لازم است از همان ابتدا فرزندان خود را نسبت به خط‌قرمزها آشنا نمایند؛ بنابراین یکی از اصول تربیتی و اخلاقی در خانواده، توجه دادن کودکان و نوجوانان به اثرات نامطلوب رفتارهایشان است. وقتی کودک لجبازی می‌کند و خط‌قرمزها را رد می‌کند لازم است او را نسبت به عواقب رفتارش آگاه نمایید. مثلاً اگر شاهد بی‌نظمی یا لجبازی او بودید، برای یک ساعت یا کمتر او را از انجام کاری که دوست دارد (مثلاً تماشای تلویزیون) محروم نمایید و به او هشدار دهید که این تنبیه پیامد لجبازی یا بی‌نظمی اوست. تنبیه باید بلافاصله بعد از عمل زشت فرزند انجام شود و البته هرگز نباید از تنبیهات سخت بهره برد چرا که نتیجه معکوس دارد.</p>
<p><strong>3. اصل تشویق</strong></p>
<p>ایجاد شوروشعف، حرکت و سرعت، رغبت و شوق به کار، شکوفایی استعدادها، اعتمادبه‌نفس، تکرار و تداوم عمل، جهت‌دهی اعمال و کردار، ازجمله فواید تشویق است. برای رفع لجبازی فرزند زمانی که او رفتارهای مثبت دارد باید بسیار مورد تشویق و تحسین قرار گیرد. در واقع زمان‌هایی که لجبازی نمی‌کند و یا نظم را رعایت کرده و منظم است باید او را تشویق کرده و از رفتارهای خوبش تعریف نمایید. توجه به رفتارهای مثبت، احتمال تکرار آن را افزایش می‌دهد.</p>
<p><strong>4. تقویت رابطه کلامی</strong></p>
<p>کم‌رنگ‌ترین ویژگی در روابط والدین و فرزندان امروزی، ارتباط کلامی است. برقراری گفت‌وگوی دوستانه بین شما و فرزندتان و پایبندی به تمام قواعد و اصول یک گفت‌وگوی صحیح، همچون عدم قضاوت عجولانه، پرهیز از شتاب‌زدگی، پرهیز از تعصب، خوب شنیدن و خوب توجه‌کردن به گفته‌ها، می‌تواند آغازگر یک ارتباط صمیمانه و عامل تبعیت فرزندتان از شما باشد. روابط عاطفی و کلامی ازجمله ویژگی‌هایی است که باید در بین اعضای یک خانواده ساری و جاری باشد. امروزه به دلیل مشکلات متعدد، آستانة تحمل اعضای خانواده پایین آمده و اعضاء حوصلة یکدیگر را ندارند. در صورتی که اگر والدین و سایر اعضاء به تأثیر رد و بدل کردن عواطف و تأثیر اعجاب‌انگیز گفت‌وگو پی ببرند، به‌راحتی از آن نمی‌گذرند. درنظرگرفتن دقایقی از روز برای گفت‌وگو بین اعضاء و توسعه‌دادن مصادیق رفتارهای عاطفی می‌تواند در این میان کمک بزرگی به‌حساب آید. گوش‌دادن فعال و درک احساسات کودک، می‌تواند لجبازی او را کاهش دهد.</p>
<p><strong>5. اصل تعادل و پرهیز از افراط‌وتفریط</strong></p>
<p>تربیت‌هایی با مبنای محبت‌های افراطی در خانواده‌های امروزی به همان میزان خطر دارد که تربیت‌های متحکمانه و آمرانه در خانواده‌های گذشته داشت. خانواده‌ها باید تمرین تعادل کنند و توجه بیش از حد به خود و یا فرزند را کنار گذاشته و از آن طرف از بی‌توجهی به خود و یا فرزند نیز اجتناب نمایند. در برخورد با فرزند لجباز لازم است انعطاف‌پذیر باشید و گاهی حق انتخاب را به او بدهید. لجبازی و پافشاری والدین روی یک امر درحالی‌که آن مسئله قابلیت انعطاف داشته باشد لجبازی کودکان را نتیجه می‌دهد؛ بنابراین در مواردی که می‌شود انعطاف به خرج داد و آسان‌تر گرفت، حتماً منعطف باشید.</p>
<p><strong>6. اصل عمل‌گرایی</strong></p>
<p>تأثیر رفتار والدین بر فرزندان، مخصوصاً رفتار مادر، بر هیچ‌کس پوشیده نیست. در امر تربیت دینی اگر قرار باشد آموزه‌های تربیت اسلامی را به فرزندتان آموزش دهید؛ اما خودتان اهل عمل نباشید، به نتیجة مطلوب نخواهید رسید. کودکان تا قبل از نوجوانی به‌خوبی یاد گرفته و می‌بینند و ضبط کرده و بعد از آن تقلید می‌کنند. در روایت آمده است:</p>
<p> «<strong>امام صادق علیه‌السلام فرمودند: وقتی آیة</strong> «أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً» <strong>نازل شد، مردم از پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌و‌اله پرسیدند، ما چگونه خود و خانواده‌مان را از آتش حفظ نماییم؟ پیامبر پاسخ دادند: کارهای خوب و خیر انجام دهید و به خانواده‌تان هم تذکر دهید، آن‌ها را بر طاعت دستورات خدا تربیت نمایید</strong>».(1)</p>
<p> اگر والدین خودشان بی‌نظم و لجباز باشند، قطعاً بچه‌ها هم سراغ بی‌نظمی و لجبازی خواهند رفت.</p>
<p><strong>7. پرهیز از خشونت</strong></p>
<p>مطمئناً استفاده از خشونت و اجبار در تربیت تأثیر منفی دارد و هرگز از طریق بدخلقی و دعوا و دادوفریاد و اعمال روش‌های خشک و مستبدانه نخواهید توانست به هدف خود برسید. وقتی والدین با لجبازی فرزند مواجه می‌شوند، لازم است آرامش خود را حفظ کرده و با لحنی آرام، اما قاطع با او گفت‌وگو کنند.</p>
<p><strong>8. هماهنگی در تربیت</strong></p>
<p>روش تربیتی مادر و پدر باید یکسان و مشابه باشد؛ بنابراین در جریان لجبازی فرزندان، والدین باید از مشارکت یکدیگر بهره برده و سعی کنند تا با همیاری همدیگر تربیت دینی فرزند خود را تثبیت نمایند.</p>
<p><strong>9. تربیت از طریق هنر</strong></p>
<p>والدین برای پرورش معنوی، اخلاقی و رفتاری فرزندان خود می‌توانند از قصه‌ها و داستان‌های تربیتی قرآن، بازی‌ها و سرگرمی‌ها با موضوعات دینی، کارهای هنری همچون خطاطی، نقاشی، عکاسی و... استفاده نمایند. تأثیر امور هنری بر تربیت دینی انکارشدنی نیست. می‌توانید کتاب‌هایی با موضوعات دینی و اخلاقی و متناسب با سن کودک خود تهیه‌کرده و خواندن آن‌ها را به فرزندتان پیشنهاد دهید.</p>
<p><strong>10. صبر و استمرار</strong></p>
<p>در فرایند تربیت باید امر تدریج را در نظر گرفت؛ بنابراین برای تربیت دینی نباید عجله کرد؛ بلکه باید با طمأنینه و آرامش و همراه با تدبر پیش رفت.</p>
<p><strong>نتیجه</strong><strong>‌</strong><strong>گیری:</strong></p>
<p>بخشی از لجبازی و بی‌نظمی کودکان امری طبیعی است؛ اما طبیعی بودن آن به معنای نادیده گرفتن آن نیست؛ بلکه والدین باید برای رفع این‌گونه رفتارها تلاش کنند. مدیریت لجبازی کودکان نیازمند صبر و استمرار و بهره‌بردن از اصول تربیتی است. اصل قانون‌گرایی و پرهیز از قانون‌گریزی، اصل نظارت، اصل محبت، پرهیز از خشونت، دقت در معاشرت، عمل‌گرا بودن والدین، اصل عفو و تغافل، اصل تشویق، اصل تعادل و پرهیز از افراط‌وتفریط، هماهنگی در تربیت، شناخت نیازهای فرزندان و مدیریت این نیازها و تقویت رابطه کلامی از مهم‌ترین اصولی است که باید در امر تربیت از آن‌ها بهره برد. فراموش نکنیم که در بحث تربیت کودک همه چیز از خود انسان شروع می‌شود. اگر ما به‌عنوان پدر و مادر بر مبنای آموزه‌های دینی عمل نماییم قادر خواهیم بود فرزندان خوبی تربیت کنیم.</p>
<p> </p>
<p><strong>برای مطالعه بیشتر:</strong></p>
<p>1. تربیت فرزند، مؤلف حبیب‌الله فرحزاد</p>
<p>2. خانواده و تحول در تربیت، رضا فرهادیان</p>
<p>3. قصه‌های تربیتی، محمدرضا اکبری</p>
<p> </p>
<p><strong>پی‌نوشت‌ها:</strong></p>
<p>1. «<strong>قالَ ابوعبدالله (علیه‌السلام): أَنَّهُ قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً قَالَ النَّاسُ کیفَ نَقِی أَنْفُسَنَا وَ أَهْلِینَا قَالَ اعْمَلُوا الْخَیرَ وَ ذَکرُوا بِهِ أَهْلِیکمْ وَ أَدِّبُوهُمْ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ</strong>»: محدث نوری، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل‌البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، قم، ج12، ص201.</p>
</div>
</div>
</div>]]></content:encoded>
						                            <category domain="https://nooreaseman.ir/discussion/child/">کودک ، نوجوان و جوانان</category>                        <dc:creator>رهی</dc:creator>
                        <guid isPermaLink="true">https://nooreaseman.ir/discussion/child/%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/</guid>
                    </item>
							        </channel>
        </rss>
		